این دگر من نیستم من نیستم ...(مصاحبه) :: مرکز نزدیکی به خدا
مرکز نزدیکی به خدا

خوش آمدید.

اینجا مرکز ترک تضمینی خودارضایی می باشد که متعلق به همه ی ماست.جایی واسه پیدا کردن خودمون برای بازگشت به آدم پاکی که بودیم و رهاش کردیم.

روش ترک تضمینی خودارضایی، پست ثابت وبلاگ هست.
اللهم عجل لولیک الفرج

بایگانی

این دگر من نیستم من نیستم ...(مصاحبه)

مصاحبه با افراد ترک کرده

به نام خداوند بخشنده ی مهربان

..................

آی مردم شهر زندگی بیایید از دخمه های دلتنگیتان بیرون
سطل رنگی دارم
اندکی بردارید
دخمه ی تاریک هم گر که رنگی باشد
اندکی بر دل این کوچه ی دلتنگی ها نقطه ی عطفی دارد .

1) سلام دوست عزیز

لطفا خودتون رو معرفی ڪنین(همین ڪه نام ڪاربریتون رو بگین هم ڪافیه، میتونین در صورت تمایل سنتون رو هم بفرمایید)


سلااااااااااام 😃😃😃
خوبیییییید؟؟!؟؟☺️
اگه گفتید من کی هستم 😂
اول اول اولی که اومدم تو این سایت اسمم من گنه کارم و شرمنده بود😔
بعد شدم نارین
دیدم منو با پسرا اشتباه گرفتن😒 یه خانم گزاشتم تنگش 😎
شدم نارین خانم 😅
بعد ها با اسم افسونم و افسانه
و نازلی هم پی ام میدادم تو سایت

سنم هم میشه ۱۵۲ روز از متولد شدنم میگذره 😁

2) به نظر شما والدین چه نقشی در عدم ابتلای فرزندانشون به این بلای خانمان­سوز میتونن داشته باشن؟

اوم مامان باباها باید بشینن بگم دخترم پسرم
این و این و این و این رو باید بهت بگیم !🙊
پس حواست باشه که ممکنه دچار همیچین مشکلاتی باشی
ما وظیفمونه بهت اطلاع بدیم تا جلوگیری کنیم از بروز این مشکلا 😏

3) خودارضایی چه عوارضی براتون در پی داشت و با ترڪ اونا تا چه اندازه بهبود پیدا ڪردین ؟
والااااا عرضم به حضور دوستان عزیییییزم😅
اینجانب فقط عدم تمرکز داشتم😄
با پرخاشگری
بعد الان که الانه الانه هر دوتاش خوب خوب شدن 😊

4) انگیزه شما برای ترڪ چی بود ؟ (مهمترین علتی ڪه به خاطرش ترڪ ڪردین چی بوده؟)
راستش 🤦‍♀
من انقدر وب گردی میکردم که خدا میدونه 😂🤦‍♀
بعد تو این وب گردی های شبانه یه بار چشمم خورد به سایت شما اومدم توش بعد فقط خوندم واس خ.ا میباشه 🙄 بعد راسیتش خوابم میومد اومدم بیرون آدرس سایتم ندیدم تاریخچه ی سرچ رو هم پاک کردم خوابیدم
گذشت و گذشت که شد خرداد ماه امسال
مثل خوره افتاد تو ذهنم که نارین خانم چتد سال پیش یه سایت توپی رو دیدی در مورد توبه بود 😎
منم سرچ کردم سایت واسه توبه کردن که شماها رو دوباره پیدا کردم و اومدم اینجا 🙄🍀

5) به نظرتون مهم ترین ڪارایی ڪه ڪردین یا نڪردین تا به سمت این عمل نرید چی ها بودن ؟(رمز موفقیتتون چی بوده؟؟؟)
من اراده میکنم میخوامش پس بهش میرسم 😎
اصولا عادت ندارم که یه کار رو چند بار انجام بدم حوصلم سر میره
حالا بماند که یه بار تو روز ۳۸ جو گیر شدم گفتم پاکیم کیفیت نداشت زدم از اول 🤦‍♀
اما بار دوم دیگه موفق شدم 🚶‍♀
بعد اینقدر جو گیر بودم از این سایته خوشم اومده بود که کیف میکردم که تموم کنم انگار مرحله های بازی بود اگه میباختم مینداختنم بیرون😂

6) مهم ترین موانعی ڪه باهاشون مواجه شدین چی بود و چه جوری پشت سرشون گذاشتین ؟
مهم ترین موانع 🤔
فکر کردنم بود 😕
میشستم فانتزی میساختم
آخرش گفتم آخه دختره تو الان اینا رو میگی که چی قرار نیست آیندت مثل تو رویا ها بشه که 😡
پاشو به جای این اراجیفی که تو ذهنت میسازی یکم واس آیندت تلاش کن 😏

7) مهم ترین انگیزه ای ڪه باعث شد تا این اندازه مصمم عمل ڪنید، چه چیزی بود؟
😁بگم!؟
عقده ی مدیر شدن و انگیزاتور شدن داشتم 😁🤦‍♀😂
گفتم زود باید ۴۰ روزت تموم بشه بعد بپری مثل بختک بگی مدیرم کنید 😁🤦‍♀😂
مهمترین انگیزم همین بود مدیرا در جریان هستن 🙈

8) مورد خاصی بوده ڪه در دوره ترڪتون، به شما ڪمڪ ڪرده باشه، بطوری ڪه اون رو موثر در ترڪ بدونید؟ (از جمله شخص خاصی، ڪتاب خاصی، و یا فعالیتی خاص)

مدیرااااااااااا😀😇
فرشته های عزییییز که مدیرای آسمونی هستن کمکم کردن که بشم اینی که الان هستم🙃
مدیرااا مرسییی که هستید💛💜💛💜💛💜
تو قلب ما جا دارید شوما ها😌

9) اولین جمله ای ڪه با شنیدن ڪلمات زیر به ذهنتون میاد رو بهمون بگید.

خودارضایی ⬅️ دیری دیری مرگ تدریجی شما در حال بارگیریست 😱☠️💀👻

عوارض⬅️ خونت رو تو شیشه میکنم آخرش😈

مرڪز نزدیڪی به خدا⬅️ عشق 😍امید 😍آرزو 😍

پاڪی⬅️ همه چی آرومه ☺️ من چقدر خوشحالم 😜

نماز⬅️🤐

چهل ⬅️ عدد طلایی 😄

مدیر ها ⬅️ فرشته های زمینی دوست داشتنی و امیدرسون 😍😍

کاربر ها ⬅️ وای که اگه شما ها و انرژی هاتون نبود من اصلا حس ترک کردن نداشتم
شما ها اصل قضیه اید به جون خودم
مرسی که هستید و ما رو همراهی میکنید دوستای مهربون🙈💛💜

10) آیا قول و قراری با خودتون گذاشته بودین ڪه اگر ترڪ ڪنید به آن قول و قرار عمل ڪنید؟
هان ؟!😳
من گفتم اگه ترک کنی یه آینده ی توپ بهت هدیه میدم 😄😅
اما موندم هنوز تو این بخشش😂🤦‍♀

11) بخشش و رحمت خدا رو تا چه حد دیدید یا احساس 

ڪردید؟ چه قبل از زمان ترڪتون، و چه بعد از اون.
و آیا این دید تغییری داشته؟

این خدا جون من 😎
همیشه هوای منو داشته چه قبل از ترک چه بعدش
همیشه آرزوهام رو درجا بهم داده ☺️
این دید باعث شد یکم خجالت بکشم بگم آخه دختررر جبران کن خوبی هاشو 😡
که الانم دارم سعی میکنم خوشحالش کنم که لبخند بزنه😁
خداجون مرسی که هسی 😉
بی تو من هیچم و پوچم😅

12) با تجربه ای ڪه الآن دارید، اگر یه موقع با وسوسه ی شیطان روبرو بشید، چه راهڪاری دارید ڪه انجام بدید؟
🙄🤔
کتاب میخونم و میشینم فیلم میبینم یا میخوابم
اما دیگه وسوسه نمیشم 🙈 همش از طریق فکره که منم مثل هری پاتر این فکرمو در مقابل همه ی افکار بد قفل کردم دیگه 😃

13) دوره ی فعلی ڪه پشت سر گذاشتید رو چطور ارزیابی میڪنید؟ یا بهتره بگم به ڪیفیت عملڪرد خودتون چه نمره ای میدید؟

اوم اوم
من باشم بهش ۱۷ میدم 😞
۱ نمره واس خاطر کیفیتش کم میکنم
۱ نمره واس خاطر نچسبیدنش
۱ نمره وای خاطر یکم عادی بودنش

14) اگر در دوره 40 روزه نیز شڪست داشته اید به چه دلیل بوده؟ و با انجام چه ڪاری یا در نظر گرفتن چه نڪته ای دیگر به شیوه قبل شڪست نخوردید و موفق شدید؟

🙄تو سوال 5 جواب دادم

15) به نظرتون چه عامل یا عواملی در ڪشیده شدن شما به این عمل، نقش داشته، و اگه به عقب برگردین چه چیزی رو تغییر میدین؟

والا به خدا آقای قاضی من نمدونم چی شد😐🙄 یهو دیدم افتادم تو این خطا😔
من بیگناهم به خدا
من فکر میکردم مثلا کار خوبه کلی هم شاد بودم😁 بعد دیدم نچ من اشتب میزدم دارم راه رو اشتباه میرم 😕
من اگر به عقب برگردم فقط نماز میخونم و دیگه بی نماز نمیمونم همین آقای قاضی
میشه تبرئه بشم آیا؟!
دلایل محکمه پسند بود ؟!🤔
16) آیا قبل از آشنایی با سایت هم اقدام به ترڪ ڪرده بودین؟ تا چه حد نتیجه بخش بوده؟
آری آری🙄
تا هیچ حد 😢🤧

17) به نظرتون چرا بعضیا انگیزشون رو برای ترڪ از دست میدن و حس میڪنن نمیتونن ترڪ ڪنن ؟

میدونید شکست های پیاپی این پیام رو توی ضمیر ناخودآگاه ایجاد میکنه که من نمیتونم من تواناییش رو ندارم به آخر خط رسیدم و ..
و تلقین و تلقین و تلقین
باعث میشه آدم بگه من که شکست میخورم آخرش برای چی شروع کنم دیگه
در صورتی که باید این شکست ها رو برداشت برد تو تاریک خونه ی ذهنمون یه گوشه آروم بزاریمشون بعد بیایم و از اول شروع کنیم
وقتی که موفق شدیم
گاه گداری یه سر بزنیم به تاریک خونه ی ذهنمون
به خودمون بگیم ببین
ببین تو با این شکست ها به این موفقیت رسیدی اگه اینا نبودن تو موفق نمیشدی همین شکست ها باعث شد که الان این بشی پس غره نباش به خودت جانم
یا وقتی به یه مشکل برخوردیم تو زندگیمون باز بریم تاریکخونه ی ذهنمون بگیم به خودمون تو از پس سخت تر از اینا براومدی این که دیگه چیزی نیست
زود حل میشه این مشکلم
ما باید از شکست هامون درس بگیریم نه اینکه به اون ها اجازه بدیم که راهمون رو سد کنن🚶‍♀

18) آیا برای شما هم پیش اومده بود ڪه ناامید بشین از ترڪ، و یا انگیزتون رو از دست بدید؟
اگر آره، چطور تونستید این حالت رو پشت سر بزارید ؟

آره چرا که نه اما این سایت آرومم کرد😁
تو بدترین حالت های روحیم توی این سایت با خدا درد و دل کردم تو بخش قرار عاشقی
تو بدترین حالت های روحیم وقتی انگیزه نداشتم اومدم جواب کامنت ها رو خوندم و انگیزمو به دست آوردم 😉
و اینکه از من به شما نصیحت تظاهر به هرچیزی که کنی همون رو به دست میاری
حال میخوای تظاهر کن به افسردگی که افسرده و پژمرده بشی 😏
یا تظاهر کن به شادی که روز به روز شاد تر بشی😍

19) رابطتون با خدا و ائمه(علیهم السلام) طی این دوره چه تغییراتی ڪرده؟

خب اصلا رابطم با خدا خوب نبود قبلا🙄
فقط یاد گرفته بودم با خدا نامه نگاری کنم یه دفترچه داشتم براش نامه مینوشتم
اهل بیتم نمیشناختم فقط امام رضا رو دوست داشتم اونم به خاطر اینکه حرمش رو میرفتم
یادمه مکه رفته بودم حج عمره 😔فقط روز اول ساعت ۱ تا ۴ صبح رفتم تمام اعمالش رو انجام دادم طواف ها رو به جا آوردم بعد اومدم هتل تا روز آخر برای خداحافظی دیگه نرفتم خونه ی خدا 😭فقط توی فروشگاه ها بودم انگار برام مهم نبود اونجا مقدسه مثل سفر های خارجه ی تفریحی بهش نگاه میکردم
الان خیلی پشیمونم😭
یه بارم قسمت شد برم کربلا بلیت هم گرفته بودن برام اما بهشون گفتم من نمیام من خوشم نمیاد برای چی باید برم این همه جا بعد باید بیام اونجا ؟! مجبور کردم بلیتم رو کنسل کنن😭😭
بعد که گذشت و گذشت اومدم این سایت
رابطم با خدا و اهل بیت خوب شد و هر باز حسرت اون سفر کربلایی که با قصاوت قلب کنسلش کردم به دلم موند و اون سفر مکه ای که فرصت رو غنیمت نشماردم ..


20) خوب با توجه به چیزای خوبی ڪه الان به دست اوردین برنامتون برای آینده چیه ؟

یه زندگی با رنگ و بوی خدا😉
برای ایده آل هام میجنگم
آخرتم رو از دست نمیدم دنیامم قشنگ میکنم😊

21) همونطور ڪه میدونین چله گرفتن ڪمڪ بزرگی برای ترڪ همه عادتهای ناپسند محسوب میشه

22)آیا قصد دارین باز هم چله بردارید؟ آرییییی😁
من چله ی محبت به والدین رو بیشتر از ۲۱۰ روز ادامه دادم و دارم میدم
اما خیلی دوست دارم چله ی نماز اول وقتم بردارم اما این زمانی که با خودم کنار اومدم😉
اما یه گله ای دارمااااااا کاربر جونی ها
چرا تو چله ها شرکت نمیکنید زیاد ؟!؟
چله ی محبت به والدین عاری از سکنه است 😐
سالی یه بار یکی میاد اعلام حضور میکنه و میره
23) از اینجا برای ما بگید

بهشت زمینیییی🙈😃 اینجا قلمروی آرزوهای منه 😁


24) بخش مورد علاقه شما در سایت ڪدوم بخش هست؟
چله ی محبت به والدین 😍
کوی محبت که شامل قرار عاشقی و لبخند خداست 😁
اندرز های ناب
بعد عرضم به حضورتون پست ها
انرژی مثبت
همفکری بانوان

25)فڪر میڪنین بتونین ڪسی ڪه مبتلا هست رو با معرفی سایت یا... نجات بدین ؟
اوهوم
به نظر من یه زنجیره تشکیل بدیم
اینکه هر کسی که ۴۰ روزش پر شد تو این سایت
۱ الی ۵ نفر رو با این سایت آشنا کنه بعد این روند ادامه پیدا کنه

26) الان ڪه دوره ترڪ رو گذروندین باز هم همراه دوستانتون اعلام پاڪی میڪنین؟
بلییی بلیییی 😃
یکی از تفریحاتم همینه اصن😂

27) پاڪ شدن از گناه چه حسی داره؟ این حس رو با چه چیزی حاضرید عوض ڪنید؟

حس پرواز...
حس آسمونی شدن ..
به قطع با هیچ چیز 😐


28) از قبل فڪر میڪردین ڪه بتونین اینقدر موفق عمل ڪنین و این دوره پاڪی رو پشت سر بذارین؟

اوهوم فکرش رو میکردم چون همیشه خودم رو باور داشتم 🤦‍♀😂
الان میگید چقدر پرروعه این دختره

29) آیا بعد از ابتلا به این عمل، حس میڪردید ڪه دید دیگران به شما عوض شده باشه، یا رفتارشون تغییر ڪرده باشه؟
بعد از ترڪ چطور؟

آره انقدر عصبانی و پرخاشگر و افسرده شده بودم که حد نداشت
همه به چشم یه آدم منزوی نگاهم میکردن
مادر و پدرم از رفتارام خسته شده بودن
آدما رو از خودم میروندم😕
الان از دیوار راستم بالا میرم😂🤦‍♀

30) با این پاڪی و طهارتی ڪه الآن دارید، میشه ازتون خواهش ڪنم یه دعا برای همه ی بچه های سایت بڪنید؟

الهی
تو خود میدانی که ما در گرد خویش میگردیم و میگردیم و راه چاره نمیدانیم
تو میدانی که حسرت چه معنا دارد ..
تو میدانی که ما با این همه خود خواهی
باز هم باز هم در ملکوتی ترین لحظه های زندگیمان تک تک سلول های وجودمان تو را صدا میزند ..
خدا جانم ..
این فرشته هی آسمانی
این ها همه تو را میخوانند
همه ی شهر تو را میخواند ..
گر که نمیدانیم که زندگی را چگونه باید گذراند ..
راه و چاه نشانمان بده یا رب
این همه آدم با دل های پاک جمع شده اند و به درگاه تو توبه میکنند .. حاجتشان را روا کن .. توبه ی آنها را بپذیر و عاقب بخیرشان کن ...
من از تو تمنا دارم
حاجت دل تک تکشان را بدهی ..
بی شک تو آفریننده ی مهربانی...

یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
پیش تر زان که چو گردی ز میان برخیزم ..

الهی به لطف حق تعالی برسید به هرچه خواهید💜

32)و حرف آخر..

هرچی آرزوی خوبه برای تویی که داری این رو میخونی 💜💜

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات (۲۹)

  1. من الان ۱۵ روزه پاکم یعنی یروزی میرسه منم مث تو بیام اینجا این سوالا جواب بدم ؟؟؟
    • پاسخ:

      مهدیه بانو 

      چشم به هم بزنی 
      چهل روزت تموم شده و میتونی در خواست مصاحبه بدی💪💪💪💪💙
  2. به سوی پاکی به امید حق

    اشکم درومد

    درود بر شما نارین خانم

    ایشالله ما هم برگردیم به روزای خوب گذشته با کمک همه
    • پاسخ:

      نارین خانم : 
      🌹🌹 
      انشاء الله 
  3. ☆نیلوفران☆

    نارین
    ناااارین
    نااااارین
    ناااااااارین
    هرچی آرزوی خوبه مال تو:)

    🌸
    🌸🌸
    🌸🌸🌸
    🌸🌸🌸🌸
    🌸🌸🌸🌸🌸
  4. مصاحبه ی قشنگ و با نشاطی بود.
    دست پرشسگر و جواب دهنده درد نکنه.
    دعاها واقعا زیبا بودند.
    دعای منم برای این تواب گرامی:
    امیدوارم عاقبت بخیر بشید.
    و همونطور که حسرت می خورید چرا در گذشته دو سفر معنوی رو به خوبی ازش بهره نبردید
    امیدوارم در آینده هم حسرت کارهای الان رو نخورید.
    همین الان ها گذشته ی ما رو میسازن

    هر کدوم از ماها لحظه به لحظه به مرگمون نزدیک تر میشیم.
    ولی اینکه چقدر با مرگ فاصله داریم رو نمی دونیم.

    این ندونستن باید در ما استرسی ایجاد کنه که سمت گناه نریم.
    ولی نمی دونم چرا این استرس انگار نیست؟؟!!
    این نگرانی و استرس برای کسی که در راه خدا قرار داره نباید باشه.
    ولی بقیه چی؟؟
    شیطان داروی آرام بخشی به ما زده و ما رو دچار غفلت کرده..شاید به خاطر اینه استرسی نداریم..انگار نه انگار که داریم به مرگمون نزدیک میشیم.
  5. سلام.مصاحبه فوق العاده ای بود
    نارین خانوم فوق العاده پر انرژی بودین من که خیلی انرژی گرفتم
    انشالا پاکیتون ابدی باشه
    ....
    در پناه حق
    • پاسخ:

      الیاس:
      ممنون از شما
    • پاسخ:

      نارین خانم :
      قربان شما💜🙏🌹
  6. علی پسر اراده آهنی


    اول اینکه سلام به همگی
    خیلی وقته میام اینجا ولی هیچ وقت نظر ندادم
    اما از حالا به بعد بیشتر میام اینجا
    به shahen خانم آبجی گل
    زندگی سختی داشتی واقعا سخت
    هممون روزای سخت داشتیم
    اما همین سختی ها ما رو میسازن
    یه توصیه ی برادرانه
    تسلیم نشو
    بعد تسلیم فقط افسوس و حسرته
    ایشاللا اراده ی شما آهنی تر ازاراده ی ما باشه!!!
    • پاسخ:

      مریم
      مرسی از شما
  7. حسین مرد روزای سخت

    سلام
    مصاحبه خوبی بود یعنی عالی بود
    ولی کاش جواب ها رو رنگی می کردید...
    خیلی مصاحبه پر انرژی و شادابی بود وقتی خوندم حس کردم پیر شدم 😞😞😞😞😞

    پاکی رو تبریک میگم بهتون
  8. بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    معذرت میخوام اینجاروشلوغ کردم بخداحالم خیلی بده خواستم اگه یکی حوصله داشت وحرفاموخوندوتونست کمکم کنه چون احتیاج دارم یکی کمکم کنه میخوام تغییرکنم دیگه خسته م بخداهمه ش ********* میادتوذهنم😔نمیخوام اینقدرناامیدبشم توروخدااگه میتونیدکمکم کنید😔
    • پاسخ:

      محمد:
      آقا شاهین خواهش میکنم 
      ببین عزیز محترم ؛ 
      ما بندگان خدا آزمایش میشیم درسته ؟ خب پس قائدتا نباید پس خودمونو زجر بدیم 
      خدا خیلی دوست داره اصلا حکمتی در کاره بزرگترین حسنش اینه تو مرد بار میای و به بچه خودت پول میدی و میدونی دیگه اونو چطور بار بیاری نمیزتری سختی بکشه چون خودت سختی کشیدی 
      درضمن این روزا نیاز داری یکم بیشتر با خدا خلوت کنی 
      من میون خلوت های گذشتت باهاش نبودم ولی گوشه دلم از حالت به بعد میون خلوت ها مارو دعا کن 
      تا پارسال نمیدونستم اگر هر مشکلم رو به خدا بسپرم حل خواهد شد ولی وقتی راهکارش و اون شاهکلیدش دستم آمد هرگز دیگه از خدا دور نمیشم 
      توهم با خدا باش و پادشاهی کن 
      هیچ چیز یه جور نمیمونه مطمئنم با شرایطی که داری آینده بهتری در پیش رو خواهی داشت 
  9. دیگه هیچوقت به این فکرنمکیرد چجوری باچه شرایطی میریم مدرسه همیشه وقتی عصبانی میشد میگفت میرم ترکتون میکنم ازخونه میرم مامانمم ازترس اینکه بابام عصبانی نشه همه ش یه دروغ میگفت که ارومش کنه واسه همین من دروغ گفتنم خوب یاد گرفتم زندگیمون گذشت اینجوری بزرگترشدیم من یادمه خیلی کاراکردم واسه محبت اماهمیشه بیشترضربه خوردم یادمه اول سالیکه قراربود برم دبیرستان باید میرفتم خوابگا منم که اصلا اجتماعی نبودم همه ش منزوی بودم واسه همین به دو روز نکشیده از اونجااومدم گفتم نمیرم بابامم یه اتاق کوچیک توشهربرامون گرفت فقط یه اتاق بودخواهربرادرامم ازخوابگااومدن بیرون همه تو اون اتاق بودیم من میونه م بااونام زیاد خوب نبود همیشه زیاد اذیت میشدم چون میدونستم ازم خوششون نمیاد حقم داشتن پنهون کاری زیاد داشتم خواهرم به چشم یه دختر جلف وبدنگام میکرد واسه همین همیشه بهم تیکه می انداخت هرجوری بود تااسفندماه تحمل کردم اما دیگه نمیتونستم ن اونجارو ن اون مدرسه ایکه میرفتمو تحمل کنم چون وقتی اززندگیاشون میگفتن یه چیزایرومیگفتن که من حتی نمیتونستم تو خیالاتمم بهشون فکرکنم واسه همین برگشتم روستاپیش مامان بابام واسه همینم بودبازم خواهربرادرام مسخره م میکردن وسرکوفت میزدن که توبی عرضه ای خلاصه اون سال گذشت&nbsp; ومن ترک تحصیل کرده بودم ولی خداروشکرسال بعدش تونستیم یه خونه توشهربخریم که اومدیم شهرزندگی کنیم همه مون خانوادگی وقتی مامانم پیشم بود احساس امنیت میکردم خیلی دوباره رفتم مدرسه اول دبیرستانوخوندم بابامم یکم باهامون بهتر رفتارمیکردتاسوم دبیرستانم اینجوری دامه داشت که بعدش دوستام خیلی چیزایادم دادن البته دوست ناباببودن دوستی باجنس مخالفم شروع شداپنم موقعی بود که خواهرام ازدواج کرده بودن ومتم ازادتربودم بااینکه گوشی نداشتم اماازهرراهی بود باپسراحرف میزدم میدونستم منونمیخوان اماب زور پیششون میموندم تحقیرمیشدم غرورم میشکست اماهمینکه حتی بهم درحمم بکنن حالم باهاش خوب میشد یه کم اواخرسوم دبیرستانم بودکه شوهرخواهرم بااصرارایی که میکردم برام یه گوشی گرفت دیگه وقتی گوشی اومددستم کاروزندگیم شده بوداینکه بایکی حرف بزنم اونم بهم محبت کنه حالم خوب میشدوقتی میدیدم یکی بهم توجه میکنه خیلی ازجزئیات زندگیمو نگفتم امابعدش خانواده م همه چیمو فهمیدن بازن اونقدرتخقیم کردن اونقدردعوام کردن که حتی فکرفرارومردن هم ب سرم زده بودهمین کاراباعث شد وقت تشدید اوردم بااینکه قبلنادانش اموز زرنگی بودم اما این کارباعث شد ازدرسم عقب بیوفتم دیگه نتونستم پیش خانواده م بگم چون تحقیرم میکردن بازم دعوام میکردن پیش خواهرم گفتم ازش خواهش کردم کمکم کنه اونم گفت بابام بفهمه خیلی عصبانی میشه مامانم فهمیده بود دیگه نزاشت برم دیگه مبجورشدم درسو ول کنم بعداون اونقدرتنهاوبیکارشده بودم که هرکاری که بگیدکردم ولی خانواده م نمیزاشتن ازخونه برم بیرون همه ش توخونه بودم افسرده شده بودم باایکنه میدونستم اشتباست اماخیلی کارارو میکردم چون یه کست خورده بی هدف بودم وقتی یه روز به خواهرم ایناگفتم میخوام تومدرسه بزرگ سالان درس بخونم دعوام کردن گفتن مااینقدرپول نداریم منم سکوت کردم چوم وقتی میدیدم سه سال یه بارمیتونم لباس بخرم پول اینوهیچوقت ندارم واسه همین رواروزوهاورویاهام پاگذاشتم دنبال این بودم یکی منوبخوادوازایین زندگی نجات پیداکنم ولی اینم بگم خودم عاشق یکی بودم براش هرکاری که بگیدکردم امااخرش ازم خواست معذرت میخوام باهاش رابطه جنسی داشته باشم که منم قبول نکردم اونم ترکم کردخیلی کاراکردم دوستم داشت میدونم اوایلش اماهرکی باهام حرف میزد میفهمیدساده وخوش باورم وکمبودزیاد دارم سعی داشت ازم سواستفاده کنه خیلی وقتااونقدرغرورم پیش خیلیامیشکست که ازخودم بیشترمتنفرمیشدم امابازم دوباره میرفتم سراغش هربارمیگفت نمیخوامت چندسالی گذشت هنوزم نتونستم فراموش کنم الانم که اینارونوشتم یه دختر 20ساله ام کن غرورم پیش هرکس وناکسی شکسته که له شدم کع یه ادم تنهاوبی&nbsp; هدفوگناه کارم کلی افسوس وپشیمونی توذهنمه زندگیم هیچ معنی نداره بی هدفم خسته م که تنهاچیزیکه میخوام اینه که ازاین زندگی نجات پیداکنم همین چون دیگه نمی تونم ادامه بدم ایناییکه گفتم فقط بخشی ازمشکلاتم بود خیلیاشونتونستم بگم چون نمیشه گفت 😔
  10. بی کسی سخته تنهایی سخته اینکه تواین دنیای به این بزرگی کسیو نداشته باشی که حتی بهت فکرکنه عذاب اوره وقتی ب خودم نگاه میکنم میبینم همیشه خودمو100%خرج همه کردم ازهیچی واسه هیچکس دریغ نکردم اماهیچوقت هیچکس م دلم براش مهم بوده ن خودم همیشه این حسوداشتم پیش بقیه اضافه م حتی بعضی موقع ها بعضی ازاطرافیانم داد زدن ک منو نمی خواااان امابازبهشون پنابردم بازم غرورموشکستم رفتم پیششون هزاربارتحقیرشدم بازم خودموتوموقعیتی قراردادم ک تحقیرم کنن دست خودم نیست ادمیکه زیادمحبت ندید همه ش تشنه س محبته زندگی من وقتی خراب شد که خانواده م ب جاب اینکه کنارم باشن هرروز یه جور تحقیرم میکردن واسم عادی شده بود اینکه واسه یه دره محبت ب هردری بزنی ولی بیشترخورد شی بیشترشکسته شی خیلی سخته لحظه هاوروزهایکه من تجربه کردمو گذروندموتحمل کردم هیچوقت هیچکس حتی نمیتونه تصورشم بکنه اینکه دختر باشی وبچه اخرباشی و هیچوقت ن حق انتخاب ن حق نظردادت ن حق اعتراض داشته باشی اینکه همه ش سکوت کنی که مبادا یکی ازت ناراحت شه همه ی اینا رفته رفته ادمو تبدیل میکنه ب چیزیکه اصلا تصورشم سخته .زندگی هرادمی بابقیه فرق داره&nbsp; اینوهمیشه شنیدم وهمیشه دیدم اماوقتی حتی ب یه ادم که بدترین شرایطم داره نگاه میکنم میبینم حالش از من خیلی بهتره همیشه میگم چرانمی تونم خوب بشم چرا من اینجوریم چرااینکارومن باید میکردم امروز که ب زندگیم ب گذشته م نگاه میکنم بااینکه میدونم خیلی اشتباهارو کردم خیلی کارای بدوکردم اما انگارب خودم حق میدم چون قطعا هرادم دیگه ای جای من بود تو اون شرایط حتمایه راه اشتباانتخاب میکرد یه ادم چقدرمیتونه تنهاباشه؟چقدرمیتونه تحمل کنه سردی رفتارای اطرافیانشوچقدرمیتونه درد بکشه وب روی خودش نیاره یه بچه9 ساله وقتی تحقیربشه وقتی روزی هزاربتربهش بگن تودروغگوی تواضافیی تو بدی تو به هیچ دردی نمی خوری تو زشتی تو فلانی و...<br>
    مطمئنا این بچه باذهنیتی بزرگ میشه که حتی ازخودشم متنفرمیشه شاید اصلا بعضی خانواده هاندونن حرفاشون کاراشون چه تاثیری روبچه هاشون میزاره شاید ناخواسته اماهرچی باشه بعضی رفتارا تاثیرات زیادی روادم میزاره حالااگه توبچه گی باشه که بدتر.<br>
    من خودم همه ی اینارو تجربه کردم نمیدونم دقیق چتدسالم بود امایادمه همیشه بابام جلوچشمم مامانموکتک میزد همیشه بدوبیراه میگفت وعصبانی بودتوه یه روستازندگی میکردیم که وضعمون چندان خوب نبود5بچه بودیم که من اخریش بودم بچه ایکه همیشه کاسه کوزه هاسرمن میشکست تابستونامیرفتیم کوه کارمیکردیم مت ازهمه شون کوچیک تربودم بعضی وقتا ب زور میرفتم بااینکه حتی یکذره توانشو نداشتم اما ازترس میرفتم چون خواهربرادرام باهام بدرفتاری میکردن ومیگفتن اگه اون نیادماهم نمیایم منم مجبورمیشدم برم خیلی وقتاظهرکه میشد دعامیکردم زودبریم خونه از بس خسته بودم خیلی ازسالامون اینجوری گذشت من همیشه یه ترسی داشتم تودلم بااینکه بچه کوچیک بودم ولی بجای اینکه هواموداشته باشن وبدونن که من ازهمه شون کوچیک ترم اگه یه اشتباهی میکنم یایه کاری میکنم ازسرنادونیمه وبایدکمکم میکردن ویادم میدادن اما همه ش سرکوفت میزدن همه ش مسخره م میکردن خواهربرادرام خیلی اذیتم میکردن توه یه سنی خیلی گوشه نشین بودم اصلاباکس کاری نداشتم که مباداسرکوفت بهم بزنن واسه خیلی چیزامسخره م میکردن که نمیتونم حتی باخودمم تکرارش کنم اونقدربی محلی وکم توجی وبی محبتی دیدم که دیگه ازخودمم بیزاربودم هرراهیکه یه ذره بهم محبت میشدوبدون فکرکردن میرفتم بااینکه حتی بهش فکرکنم بعداکه خانواده م میفهمید بازم میگفتن توبدی همه ش دنبال پنهون کاری امامن راه دیگه ای نداشتم واقعابه توجه نیازداشتم نمیخوام خودمو تبرئه کنم نه فقط اینومیدونم اگه اونارفتارشون باهام خوب بود هیچوقت این کارارو نمیکردم بابام بجای اینکه تحقیرم کنه و کتکم بزنه اگه فقط یه بارمی نشست پای حرفام وواسم ارزش قائل بود شاید الان زندگیم خیلی قشنگ تربود شاید بایه باوردیگه بزرگ میشدم نمیدونم خواهربرادرام باچه طرز فکری بزرگ شدن بااینکه میدونم شرایطشون ازمن خیلی بهتربودوهست چون پشت هم بودن اما مطمئنم اونام کمبود زیاد دارن چون مامان بابامون بهمون توجه نمیکردن من وقتی ب مامانم نگاه میکنم روزی هزاربارمیمیرم هیچوقت واسه خودش هیچی نخواست چون بابام پول نداشت ازترس اینکه عصبانی نشه هیچی نمیگفت 20سالمه هنوزنذیدم بابام واسه مامانم یه چیزکوچیک بخره که خوشحالش کنه ن فقط واسه اون ماهام اینجوری بودیم شده3 سالم هیچی نخریم یه فامیل داشتیم یادمه وقتی توروستابودیم همه ش لباس کهنه های بچه هاشوبرامون میاوردماهم استفاده میکردیم بابام هیچوقت ازمون نپرسید چی کم دارید چیزی میخواید؟خواهربزرگترم از زن اول بابام بودکه طلاقش داده بودواسه همین بابام بیشترب اون فکرمیکرد همیشه وقتی خواهربرادرای خودم یه اعتراض میکردن بابام میگفت چی واستون کم گذاشتم دارم میفرستمتون مدرسه دیگه همیشه حرفش همین بود
    • پاسخ:

      محمد:
      سلام ممنون که مارو محرم راز زندگی خودت دونستی شنیدی میگم هرکه بامش بیش برفش بیشتر 
      تو خدا دوست داره خوشبحالت معلوم نیست چه اخر خیری در انتظارته 
  11. به به عالی بود نارین جونم...
    چه با انرژی...
    امیدوارم همینجوری به پیش بری و موفق تر شی...😘😘😘😘
    • پاسخ:

      نارین خانم :
      مرسییییییییی 😄😄😄 قابل شما رو نداشت 
      شماااا هم موفقیات رو به دست بیااااری 
      مرسییی که هستی بااانو🌹
  12. ایول نارنگی خانم🙈
    ای وای ببخشید یعنی نارین خانم
    بهت تبریک میگم
    مصاحبه ی خیلی خوبی بود
    امیدوارم توی زندگیت هم موفق و سربلند باشی
    • پاسخ:

      نارین خانم :
      😑😑😑😑 داداش علی داشتیم ؟!
      نه داشتیم ؟!
      نارنگی چیه 😑😐 
      حداقل میگفتی نارنین یا نارنیا بهتر بود 😂 نارنگی رو از کجا در آوردید؟!
      مرسییی آقای برادر 
      و مرسی بابت دعای قشنگتون 🌹 
      منم امیدوارم شمااا که روز به روز داری پیشرفت میکنی 
      و به خواسته هات میرسی 
      با این انرژی ای که فوق العادست و شما داراش هستی 🤓 
      به هرچیییی که دلتون میخواد برسید 
      به وجود کاربرای موفقی چون شما افتخار میکنیم آقای پر انرژی 🙏🌹
    • پاسخ:

      راحیل 
      حتما موفق خواهید شد 🌺😊
  13. ممنون از راهنماییتون کلی انرژی گرفتم حرفای داداش رضارو که خودندم هیچوقت اینقدرجدی نبودم واسه تعییرکردن خداروشکرتونستم شماروپیداکنم
  14. ☆نیلوفران☆

    بshahen
    وقتی کمک دیگران موثره که طرف خودشم بخواد...
    ولی شما!!!

    بعضی ازآرزوهاباتلاش میشه بهشون رسید...
    بعضیاشونم فقط آرزوباقی می مانند!!!
    (درواقع یادمی گیریم که هرچیزیوآرزونکنیم)
    .
    .
    .
    باکم آرزوکردن میتونیم ارزشمونو ببریم بالا...
    .
    .
    .
    خلاصه کلام امیدداشته باش...
    ولی آرزوی واهی نه!!


    هههه ببخش چه فلسفه بافی کردم با(آرزو)
    ولی به جان خودم واقعیته:)
    .
    .
    .
    درموردکامنت آخریتم بروتوکانال داداش رضا...
    بزنی داداش رضامیادبرات:)

    کمک کن به خودت آجی خوبم🌷
  15. من تویه خانواده فقیربزرگ شدم اخرین بچه بودم همه ش ب من سرکوفت میزدن خواهر برادرام مسخره م میکردن همه ش میگفتن تواضافه ای حتی اگه وخی هم بوده رومن خیلی تاثیرگذاشته من وقتی یه چیزیومیخواستم حتی نمی تونستم ب زبون بیارم چون بابام ادم عصبانی بودخیلی کتکم میزدهیچوقت نتونستم حرفای دلموبگم همه ش توخودم میریختم خواهربزرگترمم همه ش سرکووفتم میزد اونقدرشکسته شدم اونقدر یی محبتی دیدم که واسه یه ذره محبت هرکاری میکردم حتی اگه اون محبت دروغ بود خواهرمم نزاشت دیگه درسمو ادامه بدم من ادمیم که همه ش شکست خوردم زندگیم ب اخر رسیده باایم همه کمبودو گناه و بدبختی😔
  16. مشکل من اینه که دیگه حتی ب خودمم اعتماد ندارم خودموبی ارزشتری ادم حس میکنم شرایطم یاهم سن وسالام خیلی فرق داره😔من از بچه گی هم ارزوهام هم خودم له شدیم هیچوقت ب اون چیزیکه میخواستم نرسیدم دختریکه همه غرورش شکسته ناخواسته بدشده از همه چیزش دست کشیده مگه می تونم دوباره خوب شم😔همون بمیرم بهتره مرسی از تویحاتتوم ولی منـدیگه هیچ امیدی ندارم چون از بچه گی اونقدر بدبخت بودم که دیگه محاله بتونم خوب بشم💔
    • پاسخ:

      مریم
      سلام
      عه ناامیدی ؟ مگه داریم مگه میشه اونم تو وبلاگ که باید همیشه امید داشت ؟ خواهر قشنگم همه ما تو زندگی مون روزهای سخت و بدی رو داشتیم و یا شایدم خواهیم داشت گاهی غرورمون شکسته گاهی دلمون اما سپردیم دست خدا اون که همه درد ها رو دوا میکنه پس شپا هم همه چیز رو بسپار به خدا حتما کمکت میکنع یه یا علی بگید و بلند شید زندگی تون رو از نو بسازید از اول 
      منتظر خبر های قشنگت هستم
  17. ☆نیلوفران☆

    ب shahen::
    سلام...
    خوبی:)
    چرااینقدرناراحت؟؟؟
    دنیاکه به آخرنرسیده خواهری...
    مشکلاتی که توداریوکم وبیش بچه های اینجاباهاش درگیرند!!!

    تواین شرایطی که گفتی تنهاخودت هستی که میتونی به خودت کمک کنی...
    سخته ولی ارزششوداره👌

    به نظرمیادعزت نفست خیلی آسیب دیده ولی بازم جای نگرانی نداره...
    چون آدم میتونه ازصفربرسه به بی نهایت...
    تجربه ای که خودم تاحدودی بهش رسیدم(البته هنوزاول راهم)👇
    برای عزت نفس داشتن کافیه گناهاروترک کنی...
    گناهای خیلی کوچک خیلی مهمه!!
    ایناروکناربزاری خودب خودگناهای بزرگم انجام نمیدی...
    آرامشی خدابهت میده که میتونی درمقابل مشکلات مقاوم باشی...
    حداقلش دیگه احساس سرخوردگی نمیکنی...واین به عزت نفست خیلی کمک میکنه...
    ترک گناه درکنارنمارمیتونه خیلی موثرباشه...
    پس درهرشرایطی نمازتوبخون💝

    کتاب خوندن هم میتونه کمک کنه...
    ورزش کن حتی اگرتوخونه...
    سعی کنی بیای سایت پستاروبخون...
    مصاحبه های بچه هاروبادقت ولی!!!
    وقتی میتونی به درست برسی که روخودت کارکنی...
    کم کم ولی😇
    موفق باشی آجی گل🌷
    • پاسخ:

      Saba:تشکر
  18. تورو خدا یکی کمکم کنه میخوام ازاین زندگی نجات پیداکنم میخوام خوب شم توروخدا یکی کمکم کنه😔😔😔
    • پاسخ:

      Saba:شما برای خدا کاری انجام بدید تا اون هم برای شما خوشی ها رو بیاره
  19. توروخدایکی کمکم کنه وقتی بچه بودم اونقدر از طرف خانواده م ترد میشدم ک واسه یه ذره محبت ب هرکسوناکسی پناه میبردم هیچوقت هیچکس حتی بهم توجه نمیکرد ازخودم متنفرشدم همیشه هرچی میشد فکرمیکردن مقصرمنم بااینکه نمیخواستم اما سمت چیزای رفتم ک نباید میرفتم هرکاری بود کردم تایکم زندگیم خوب شه ولی همیشه شکست خوردم ن تونستم دیگه درس بخونم ن هیچی الان توخونه م همه ش حتی نمیتونم برم بیرون چون خانواده م نمیزارن نیاز دارم بایکی درددل کنم دارم میمیرم 😔بخدااونقدرخسته م همه ش فکرخودکشی بسرم میزنه چرااینقدربدبختم😔بااین همن مشکل کلی گناه هم کردم دیگه خداهم منو نمی بخشه😔
    • پاسخ:

      Saba:به خودتون رحم کنید. تصمیمات عاقلانه بگیرید در هر ثانیه. با برنامه ی درست زندگی کنید با خانوادتون با خوش اخلاقی درمورد نیازهاتون صحبت کنید. خدایا به دادش برس
  20. من ادم بدی،شدم😔قبلنااینجوری نبودم اما چندساله کلا درگیرگناهم ازدرسمم عقب مودندم الان یه دختر بیکاروبی هدفوافسرده م غرورم له شده20سالمه ب اندازه ی 200سال شکست خوردم وروحم مرده ازبچگی اونقدربدبختی دیدم خودم میدونم نیازب روانشناس دارم ولی خانواده م این چیزارو اصلا مسخره میکنن موندم چیکارکنم😔تصمیم گرفتم پاک بشم ولی درسم چی😔توروخدا فقط یکی باشه کمکم کنه حالم خیــــــــــلی بده
    • پاسخ:

      Saba:ترک به تمرکزتون کمک میکنه.نگید این حرفا رو خب همه مشکلات دارن. خدا کمکتون کنه.منتظرتون هستیم در اعلام پاکی
  21. سلام
    به به چه مصاحبه ای همش شور بود هیجان خیییلی عالی بود اول صبنی چه انرژی گرفتم
    الهی که به راه راست هدایت بشی و به هر چی که دلت میخواد برسی
    پاکی قشنگ ابدی نرگس خانم


    خدمتگذار شما مریم
    • پاسخ:

      Saba:همینطوره خیلی مصاحبه ی پرانرژی ای هست
      نارین خانم :
      مرسیییییی مریم خانم جان 😍😍😍 
      مرسی بابت دعاهای قشنگت خواهر جونم 🤗 
      قربانت شوم من 😘 
      به امید دنیایی باب میل تو قشنگ خواهر 🌹
  22. ✔مختار ثقفی✔

    سلام. به به☺ چه مصاحبه ی با انرژی بود خیلی خوشم اومد 😉
    به امید روزی که تمام بچه های این سایت با همین انرژی بیاین به عنوان پاکی چههههههل روزه مصاحبه کنن 🙏🙏
    • پاسخ:

      نارین خانم :
      سلاااام😀 
      😅😅دیگه خجالت ندید دیگه 😅 
      به امید روزی که همه ی دوستان عزیزمون توی این مجموعه به همه ی خواسته های قشنگشون برسن 
      و روزی موفقیت تک تکشون رو جشن بگیریم 

      خیلی خوبه که حال دلتون خوبه 🙏🌹 
      با آرزوی بهترین ها برای شما 
  23. ☆نیلوفران☆

    سلام...
    جواب سوال ۵ خیلی خوشم اومد👌
    .
    .
    .
    .
    .
    دومیشم وقتی به عقب برمی گردم فقط نمازمی خونم...(دقیقامشکلی که چندروزپیش درگیرش بودی:))
    .
    .
    .
    .
    ودرآخرهرچی آرزوی خوبه مال تو💝
    .
    .
    .
    .
    .
    کامنت پایینیم خیلی باحاله :))👇
    • پاسخ:

      نارین :
      بر آبنبات چوبی عزیزم 😉 
      خواهری مرسییی شوما لطف داری به ما 
      آشتی بشیم ؟!؟
      اوهوم نماز میخونم و میخوام بخونم امیدوارم خدا کمکم کنه 
      مشکلم که حل نشد اما باهاش کنار اومدم 😊 

      هرچی آرزوی خوبه مال تو 😉 
      اگه دلت میخواد حرف بزنی و حالت بهتر شه میدونی که حاضرم بشنوم 
      پیام خصوصی خطاب به خودم بنویسی بدونم چرا دلت ناراحته 🌹🙏
  24. شمالغرب بارانی

    السلام علیکم

    اولندش به شما تبریک وگویم
    مصاحبه ی باحالی بید
    دومندش بخاطر پاکی تون باید همه را مهمان کنید (مخصوصا خرزو خان)در کافی شاپ برره به صرف آب نخود

    سومندش شما اهل کجا بی دید
    پایین برره یا بالابرره

    بنده اهل شمالغرب برره بیدم

    من دیگه باید و رم وخوابم،شما کاری نو داشته بیدید؟




    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      😄

      نارین :
      اولندش ساملیک 😅
      دومندش مرسی برار از تبریک 🙏
      به چشم شوما باحال بید 😶
      برااااااار من مهمان وکنم ؟!؟
      شما مهمان وکنید 😂 آب نخود وخوریم دور هم شاد وشویم 😁
      من اهل کوجا بیدم ؟؟ 
      نمدونم برار بالا برره وگوین پایین برره وگوین 🤔 
      من بالا برره بیدم برار 
      ورو و وخواب برار کاری نداشته بیدم ورو به سلامت ورو آب بریزم بری که بر بگردی 😂😅

      اوخ اوخ جون من اینو بعد از خوندن فراموش کنیدا😂😂 
      آبروم بر بادرفت الان اخراجم میکنن😂😂
    • پاسخ:

      محمد:
      سلام چشمات آریان اقا عالی میبینه کار درستتتتتت
    • پاسخ:

      نارین :
      الان؟!
      اونا رو خوندم اما ترجیح دادم سکوت کنم 
      اسم پروفایلت رو عوض میکنی 
      حالت هم خوب میشه 
      فردا که چشمانو باز کردی من اگر اینجا بودم و زنده بودم 
      میخوام یه پیام پر انرژی ببینم !

  25. درود بر مرگ و مرگ بر زندگی💔

    ایول ابجی نارین
    خوشم اومد😔
    حسرت ب دلم موند....
    و باز حسرت به دلم موند که سراغی ازم بگیری...
    مهم نیس خوش باشی
    با ارزوی پاکی💔
    • پاسخ:

      نارین :
      آخه عزییییز من اسمت رو عوض میکنی مگه به من خبر میدی؟!
      بعد من خیلییی خیلییی کم اومدم سایت این مدت 
      خودت که میدونستی وضعم رو که 😅 
      ای عزیز دل من حسرت به دلت نمونه 
      که تو تو قلب منی 
      بانوی آسمانی عزیزم 
      یه خواهش ازت کنم رومو زمین نمیندازی عزیزم ؟!
      خانم گل جان 
      این اسم پروفایلت رو عوض کن جانم 🙏
      باشه خانم گل ؟!
      دفعه ی بعد با یه انرژی زیااااااااد صدام بزنی هاااااا 😉 
      ناراحتیت رو دوست ندارم ببینم 
      پس خوشحال باش 
      بخند 
      و بگو یکی منتظر لبخند منه ..
      من همیشه هستم 
      صدام که کنی زودی میام 
      خوشیت آرزومه مهربان بانو 
      دفعه ی بعد ایموجی ناراحتی گریه زاری قلب مشکی قلب شکسته و .... ممنوعه وگرنه به شدت دعوات میکنم !
      میدونی که رو حرفم می مونم !
      پیام بعدیت پر  انرژی باشه 
      تظاهر کن به شاد بودن که شاد بشی 
      که خنده رو لبات نقش ببنده 
      دنیا حق توعه 
      از حقت دفاع کن !
      💛