کد پرچم
کاش سایه ات می‌ماند ای بابای امت :: مرکز نزدیکی به خدا

خوش آمدید.

اینجا مرکز ترک تضمینی خودارضایی می باشد که متعلق به همه ی ماست.جایی واسه پیدا کردن خودمون برای بازگشت به آدم پاکی که بودیم و رهاش کردیم.

روش ترک تضمینی خودارضایی، پست ثابت وبلاگ هست.
الهم عجل لولیک الفرج

کاش سایه ات می‌ماند ای بابای امت

مناسبتی

حرم امیرالمومنین

ندایی میان آسمان و زمین پیچید. این جبرئیل است که فریاد برآورده. همان رسول وحی...
تهدّمت والله ارکانُ الهدی
دارد قسم میخورد، به خدای محمد(ص)... که ارکان هدایت فرو ریخت
چه خبر شده است؟ کوچه های کوفه منتظرند تا سبکی قدم های تو را ببینند
بابا، چرا خسته قدم برمیداری
وقت رفتنت به مسجد که اینگونه نبودی
دلم میخواست بلاگردانت میشدم، اما چه حیف که تاریخ میان من و تو فاصله انداخته است

 

متن کامل در ادامه مطلب

 

چقدر سوختند شیعیان تو، آنگاه که با چشم دوخته به در، از دیدن مولایشان محروم شدند
اما میگویم آفرین به کودکان مدینه، که نگذاشتند یتیم نوازی تو بر کسی پوشیده بماند، آنگاه که گرد خانه ات جمع شدند، با کاسه ی شیری به دست...
که نمیگذاریم بابایمان برود

 

به خدا سخت است یتیمی
سخت است بدانی چه بابای خوبی داشته ای و اکنون سایه اش روی سرت نیست
اما دنیا تو را تاب نیاورد...
تو فراتر از قضاوت مردمان زمان بودی
نگذاشتند بمانی و تاریخی را محروم بودنت کردند
رفتی و عدالت و آزادگی را با خود بردی
رفتی و چراغ هدایت به خاموشی رفت
و رفتی و حسرت نگاهت را بر دلهایمان گذاشتی...
و اکنون بعد از چهادره قرن، در این دنیای ظلم و جهل، یک بار دیگر تو را فریاد میزنم که ای کاش سایه ات می ماند ای بابای امت

اشک یتیمان کوفه

 

آقای من، امشب در کدام خلوت خود، در فراق تو اشک یتیمی بریزم
مولای من، امشب بیا و تو از سفره ی دلت بگو. قلب عاشقان تو که هست، دیگر چاه کوفه به تنگ آمده از غربت بزرگ مردی چون تو.
کدام غم در سینه ات مانده که با همه بیگانه است؟
کدام راز دل را به جان میکشی که فقط چاه محرم اسرار شده است؟
میخواهم امشب غریبانه برای تو گریه کنم. در غم فراقت، در غم غمهایت، در غم دوری ام از تو، و در غم جا ماندنم...

 

مولای من، میشود امشب بیایی و دست نوازشت را بر سر این یتیم بکشی؟
میشود چندی کنارم بنشینی، تا دلم را پیش تو سبک کنم؟
بدانم من هم در این غربت روزگار تاریک، بابایی دارم که هوای مرا دارد
میخواهم سر بر شانه ات بگذارم و تا صبح اشک سالهای دوری بریزم.
آقای من، بیا و امشب برایم پدری کن
بیا و میان العفو هایم واسطه شو
نمک شب قدرم باش، تا به من قدر دهند...
میدانم آنقدر عشق تو را در سینه دارم، که مرا از گناه دور کند، و به حرمت عشقت، گرد گناه نروم
و هر روز فریاد بزنم، از زندان گناه آزاد شدم، به عشق مولایم
بگذار امشب یار همدانی تو باشم. و چون حارث با افتخار بگویم که فقط عشق تو مرا به اینجا کشانده است...
و تو نیز مرا چون حارث، مژده ی دیدار دهی...
میخواهم امشبی را آواره ی کوی تو باشم، نه اسیر سراب نفس.

درها را نبند مولا... میخواهم کنار بسترت بنشینم و با تو عهد ببندم
میخواهم سر به زیر افکنم و آرام بگویم:
تا کنون هر چه که بودم... اما اکنون محتاج دستان پر مهر توام..‌‌.
اجابتم میکنی مولا؟؟؟
یا قرار است تو را به بانویی قسم دهم؟
قسم دهم به آن اشک هایی که مادرم افتاده بر زمین میریخت، و میگفت بر مظلومیت تو گریه میکنم علی جان
اینبار آمدم، تا نگویند شیعه امام خود را تنها گذاشت
اینبار برای ماندن بر عهد و پیمان، بیعتم با تو را فریاد میزنم، فریادی که در این تنگنای تاریخ، اگر ذره ذره شوم، دست از آن برنخواهم داشت

 
پس با جان و دلم میگویم:
اُبایِعُکَ یا اباالحسن، یا امیرالمومنین

السلام علیک یا امیرالمومنین

 

دانلود قطعه صوتی
«تا به کی ای دل من/ دنبال این و اونی»
از حاج سعید حدادیان

دریافت فایل

 

 

دلنوشته: عبدالمهدی

التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی

نظرات (۱۷)

  1. یه ادم خسته

    اقاجان سلام
    اقا...
    میگن تو برای همه بچه های یتیم بابایی کردی
    میگن نذاشتی شب سرشونو گرسنه بزارن زمین
    اقا من یتیم نیستم
    چرا نه تنها من بلکه همه ادمای روی زمین یتیم اند خیلی وقته بابامونو ازمون گرفتن میگن لیاقت ندارید
    میگن باباتون اسیر گناهاتونه
    اقا منم بابا ندارم
    بیا و اقایی کن بابامونو بهمون برگردون ما بدیم درست ولی شماها که خیلی خوبین رومونو زمین نمیندازین که میندازین
    اقا پاکیمو تا حالا شما نگه داشتی مگه نه
    کاش لیاقت فداشدن داشتم تا فدای دل تنگت میشدم فدای زهرای پهلو شکستت میشدم فدای مردونگیت میشدم که حتی زیر قول بی معرفتایی عین منم نمیزنین
    اقا تو رو به همون زهرایی که بعد رفتنش تنها شدی از این به بعدم رهام نکن
    اقا تربیتم کن تا بتونم بابامو برگردونم
    اقا من خیلی بدم بیا و تو خوبم کن بیا به خاطر گل زهرا دستمو بگیر
    اقا امشب منو یه جور دیگه ببین
    گدای همیشگی در خونت امشب یه جور دیگه میخواد بیاد گدایی
    اقا با تمام روسیاهیم میدونم دست خالی برم نمی گردونی
    دوست دارم اقا جان
    به من باشه همه زندگیم میگم علی اگه لیاقتشو بدی میشم غلام حلقه به گوش علی
    اقا ببخش زیاد حرف میزنم بغضم سر باز نمیکنه اقا امشب اشکامو به تو میسپارم
    • پاسخ:

      نازنین:
      خیلی قشنگ بود عاقبتت بخیر
  2. حسین مرد روزای سخت

    دیشب خیلی نشد درد و دل کنم. ولی آسمون خدا بود و من یه کوچولو حرف زدم. کوتاه بود اما دوست داشتنی و دل نشین... با مولا علی عهد بستم. به مرد ترین مرد عالم قول دادم. به پدر امام حسین قول دادم. به تاج دار هشت و چهار قول دادم. به یار همیشگی پیامبر قول دادم.. به پدر یتیمان قول دادم. به کسی که به عدل و عادل بودن معروف هست و هزار صفت خوب دیگه..
    قول دادم. قول دادم و مردی از مولامون یاد میگیرم. یک هزار هم نزدیک بشم کافیهه..

    ای مالک اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی ، فردا به آن چشم نگاهش مکن
    شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی...
  3. قول على لحارث عجب * کم ثم اعجوبة له حملا
    یا حار همدان من یمت یرنى * من مؤمن او منافق قبلا
    یعرفنى طرفه واعرفه * بنعته واسمه وما عملا
    وانت عند الصراط تعرفنى * فلاتخف عثرة ولا زللا
    اسقیک من بارد على ظمأ * تخاله فی الحلاوة العسلا
    اقول للنار حین توقف للعرض * دعیه لاتقربى الرجلا
    دعیه لاتقربیه ان له * حبلا بحبل الوصى متصلا

    ( این گفتار على علیه السلام به حارث عجیب است وچه عجایبى را حارث از حضرتش تحمل کرد !: اى حارث همدانى هر که بمیرد از مؤمن ومنافق مرا رویاروى مى بیند، دیدگان او مرا مى شناسد ومن نیز او را به وصف ونام وعمل مى شناسم. وتو در نزد صراط مرا مى شناسى، پس از هیچ لغزشى بیم مدار. تو را در حال تشنگى شربت سردى بنوشانم که آن را در شیرینى عسل پندارى. من به آتش دوزخ هنگامى که آن را براى عرضه بر دوزخیان بازمى دارند گویم: این مرد را رها کن وبه او نزدیک مشو، رهایش کن وبه او نزدیک مشو، که ریسمان او به ریسمان وصى پیامبر صلى الله علیه واله وسلم متصل است).


    « ای که گفتی و من یمت یرنی
    جان من فدای جمال دلجویت
    کاشکی من به هر دمی صد بار
    مردمی تا بدیدمی رویت»

    عبدالمهدی
  4. از کوله های کهنه غذا در می آوریم
    خب راستش ادای تو را در می آوریم
    در روزگار سرد و کسل کنج عافیت
    شمشیر از غلاف خدا در می آوریم
    ما بی نماز ترین ها سر نماز
    خود را به شکل مرد گدا در می آوریم
    انگشتر عقیق تو را در می آوریم
    اشک تو را اگرچه جدا در می آوریم
    این شور و عشق و شعر و شعاری که بین ماست
    از بی بهانگی ست ادا در می آوریم
    در بین خطبه های تو شمشیر می کشیم
    در موسم جهاد عصا در می آوریم
    گیسو به خون خضابی محراب عدل و داد
    ما نیز کیسه های حنا در می آوریم
    کشکول و نام وتیغ تو در قهوه خانه
    در خلسه ها دلی ز عزا در می آوریم
    با ذکر یا علی مددی دست می دهیم
    دستی که سرد پیش برادر می آوریم
    صبر و سکوت تو مولا شکستنی ست
    ما عاقبت صدای تو را در می آوریم

    عبدالمهدی😢
  5. یاابالفضل العباس(هانیه)

    سلام
    میترسم خدا منو نبخشه
    چندقطره اشک بیشتر نتونستم بریزم،نمیدونستم دقیقا واسه کدوم درد و گناهم باید اشک بریزم و طلب بخشش کنم.بین انبوهی از گناها گم شدم.به فرض که خدا از حق خودش بگذره بااین همه حق الناس ک بر گردنمه چیکار باید بکنم؟
    لطفا دوشب باقی مونده دعام کنید.نمیخوام به هیچ وجه توبمو بشکنم و تو این شش روز دوبار احتمال شکستم بود و خداروشکر مقاومت کردم.
    خدایا لذت توبه واقعی رو به هممون نشون بده😢💔💔
    • پاسخ:

      نازنین:
      سلام هانیه جان!
      ناراحت نباش عزیزم خداوند مهربون تر از این حرفاس ولی عزیزم سعی کن حق الناس اگه به گردنت هست رفعش کنی.
      ما برات دعا میکنیم حتما مخصوصا اینکه شیطون ازت دور باشه و پاکیت ابدی بشه
    • پاسخ:

      علیرضا:
      محتاج دعای خیر شما...
  6. یا لثارات الحسین

    آئینه ای و سهم دلت آه می شود
    وقتی که هم نوای غمت چاه می شود
    غرق عزای فاطمه هستی هنوز که
    اینقدر ناله های تو جانکاه می شود
    در چشمهات طاقت ماندن نمانده است
    شب رفتنی شده ست و سحرگاه می شود
    خون سرت دهد به زمین باز آبرو
    وقت ظهور سرّ فدیناه می شود
    تو می روی و دست یتیمان تو چه زود
    از آستان لطف تو کوتاه می شود
    امروز اگر که فرق شما را شکسته اند
    در کربلا چه با سر آن ماه می شود
    در ازدحام نیزه و شمشیرها سرش
    آماده‌ی سلوک الی الله می شود
    از اشک خیز علقمه تا شامِ هلهله
    با بی کسی قافله همراه می شود

    امشب برای حال دلم
    خون گریه میکنم از از شرمساری ام
    آقا ببخش بس که غرق گنه شدم
    اسباب دیدارمان هم فراهم نمی شود😭😭😭😭😭😭😭😭
    • پاسخ:

      مریم
      انشالله به ایوان طلای حضرت علی برسید
      ایوان طلا عجب صفایییییییی دارد
  7. حسین مرد روزای سخت

    ببخشید کنه بازم کامنت میزارم.
    یه اطلاع رسانی...

    برنامه مــاه نشـــان
    با حضور استاد شجاعی
    از شبکه قــرآن

    چهارشنبه شب (۲۴ خرداد)
    و جمعـــه شـب (۲۶ خرداد)

    ساعــــت دوازده شب...

    حتما ببینید...
    • پاسخ:

      نازنین:
      ممنون
  8. حسین مرد روزای سخت

    تو این شب ممکنه واسه کسی تقدیر بد بنویسن؟؟؟ یعنی بنویسن حسین پاک نشه.؟؟؟؟ تو رو خدا راستشو بهم بگید... میترسم.. بعد اگه چیزی که می نویسن تغییر نمیکنه ؟؟؟ یعنی بعدش هر کاری کنیم تقدیر بهتر نمیشه.؟؟
    باز هم تدبیر و تقدیر به یک جا نرسید.
    میشه زود جواب بدید
    • پاسخ:

      نازنین:
      حسین! خدا خیلی مهربونه مخصوصا در حقه ما که توبه کردیم و تازه باهاش رفاقت کردیم ازش پاکیتو بخواه شاید امسال تو تقدیرت چیزی رو بنویسن که آرزوشو داری

      مصباح: پاک شد، دوباره مینویسم
      شما خودتون رو بذارین جای اون بنده خداهایی که سرنوشتو مینویسن!
      به نظرتون میشه همچین چیزی رو نوشت..؟؟

      به خدا خوشبین باشین
      چون سرآمد دولت شبهای وصل
      بگذرد ایام هجران نیز هم...


  9. حسین مرد روزای سخت

    جالبه امروز روز اول پاکیم بود. تا حالا اینجوری بهش نگا نکرده بودم. از روز اول لذت میبرم
    • پاسخ:

      نازنین:
      موفق باشی
  10. من وضو با تپش پنجره ها میگیرم..


    آسمان باز شد...علی آمد

    چشم کعبه,به زلفِ صاف افتاد

    ناگهان تابدار شد کمرش

    سجده کرد و به اعتکاف افتاد



    قدرِ فهم کسی نبوده و نیست

    از چه اینگونه " گونه بر خاک " است؟!

    هیچکس پی نبرد کعبه چرا

    روی پیشانی اش شکاف افتاد



    آنکه رسم تقیّه اش بغض است

    ..."خطبه ی شقشقیّه " اش بغض است.

    ...آه! وصف بقیّه اش بغض است

    بس که در کوفه اختلاف افتاد





    دربِ علمِ نبی شکسته شد و

    فاطمه ایستاد پشت سرش

    تا که "دُرِّ نجف " زمین نخورد

    جسم یاقوت,در مصاف, افتاد



    بعد زهراست,چاه,یار علی

    تحتِ امر است ذوالفقارِ علی

    که به اِذنش گهی به جنگ نشست

    گاه در بستر غلاف افتاد




    ای تو خرمای پای چوبه ی دار!

    مثل سلمان و یاسر و تمار

    جان به عشق تو در نماز آمد

    سر به پای تو در طواف افتاد


    عارفه دهقانی
  11. یاابالفضل العباس(هانیه)

    اینبار آمدم، تا نگویند شیعه امام خود را تنها گذاشت
    اینبار برای ماندن بر عهد و پیمان، بیعتم با تو را فریاد میزنم، فریادی که در این تنگنای تاریخ، اگر ذره ذره شوم، دست از آن برنخواهم داشت



    فوق العاده بود.😢😢
  12. امیر مهدی .

    در سجده آنچه خواست علی مستجاب شد
    محراب پر ز خون دل بوتراب شد
    سیمرغ عشق، از قفس آزاد گشت باز
    آری قسم به کعبه، علی(ع) کامیاب شد
    لرزان اساس خلقت و سرگشته کائنات
    جانها ز داغ او، همه در التهاب شد
    پیچید در فضای جهان بانگ «قد قُتِل»
    روح الامین به سوی زمین با شتاب شد
    بر سر زدند جمله مَلَک‏های آسمان
    گریان، که پایگاه هدایت خراب شد
    گیسوی شب، سپید شد از داغ مرتضی
    وقت سحر، که صورتش از خون خضاب شد
    کشتند چونکه شیر خدا را به سجده‏گاه
    دیگر برای کشتن حق فتح باب شد
    جسمی به خاک رفت که جان‏ها فدای اوست
    داغی به جای ماند، که دل‏ها کباب شد



    دوستان التماس دعا
    • پاسخ:

      مصباح:
      آری قسم به کعبه، علی(ع) کامیاب شد

      متشکریم از این شعر زیبا

  13. الهی و رَبِّی مَن لی غَیرُک:
    ✍️برای امشب متنی ندارم😴

    حرفم حرف ساده ایست؛

    امشب مرایاد کن درهر"الغوث"که میگویی✋

    شاید به حق"یارب"گفتنت "خلصنا"یت براى من هم مستجاب شود ..👋

    التماس دعا
  14. مریم.

    باز امشب عشق تنها می شود
    زخم سهم فرق مولا می شود
    آفتاب عشق گلگون می شود
    سینه ی سجاده پرخون می شود
    پشت نخل آرزو خم می شود
    داغ حسرت سهم آدم می شود
    جاده می ماند غریب و بی سوار ذوالفقار عدل می گیرد غبار
    شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد.

    __________________________

    اعمـال شب قـدر

    شب نوزدهم مـاه رمضـان اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمـام سال شبۍ به خوبۍ و فضیلت آن نمۍ‌رسد در آن شب تقـدیـر امور سـال مۍ شود و ملائڪہ و روح به اذن پروردگـار بہ زمین نازل مۍ شوند و خدمـت امـام زمـان(عج) مشـرف مۍ شوند و هـر آنچہ بـراے هر ڪہ مقدر شده است بر امام زمــان(عج) عرضہ مۍ ڪنند و عمـل در آن بہتـر است از عمـل در هـزار مـاه.

    اول: مشتـرڪ شبهاے قــدر

    ❶ غسل: بهتر است غسل شب قدر در هنگام غروب آفتاب انجام گیرد،که نماز شام را با غسل بخواند.
    ❷ دو رکعت نماز وارد شده است: که‏ در هر رکعت پس از سوره«حمد»، هفت مرتبه«توحید»خوانده، و پس از فراغت از نماز هفتاد مرتبه بگوید
    〖استغفر اللّه و اتوب الیه〗 در روایت نبوى است: که از جاى برنخیزد تا خدا او و پدر و مادرش را بیامرزد.
    ❸ قرار دادن قرآن بر سر.
    ❹ ده مرتبه ۱۴ معصوم راصدازدن
    ❺ زیارت امام حسین علیه السلام است؛ در روایت آمده هنگامى که شب قدر مےشود، منادى از آسمان هفتم از پشت عرش ندا سر می دهد که خدا هرکه را به زیارت مزار امام حسین علیه السّلام آمده آمرزید.
    ❻ احیا داشتن این شب‌ها: روایت شده هرکه شب‏ قدر را احیا بدارد، گناهانش آمرزیده مےشود، هرچند به شماره ستارگان آسمان و سنگینى کوهها و پیمانه دریاها باشد.
    ❼ صد رکعت نماز
    ❽ خواندن جوشن کبیر


    مخصوص شب ۱۹ رمضـان

    ۱- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".
    ۲- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".
    ۳- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .
    ۴- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.


    التــــــماس دعــــــــــا
    • پاسخ:

      مصباح: ممنونیم مریم عزیز
  15. حسین مرد روزای سخت

    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را
    که به ماسوا فکندی همه سایه هما را
    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین
    به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند
    چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را
    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ
    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را
    برو ای گدای مسکین در خانه علی زن
    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
    بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من
    چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا
    بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب
    که علم کند به عالم شهدای کربلا را
    چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان
    چو علی که میتواند که بسر برد وفا را
    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
    متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را
    بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت
    که ز کوی او غباری به من آر توتیا را
    به امید آن که شاید برسد به خاک پایت
    چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
    چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان
    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
    چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم
    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را
    «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی
    به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»
    ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
    غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا
    • پاسخ:

      مریم

      شبی در محفلی ذکر علی بود 
      شنیدم عاقلی فرزانه فرمود: 
      اگر دوزخ به زیر پوست داری 
      نسوزی گر علی را دوست داری 
      اگر مهر علی در سینه ات نیست 
      بسوزی گر هزاران پوست داری
  16. حسین مرد روزای سخت

    این شب قدر هم مثل بقیه شب های قدر میگذره.. انگار جز ذاتیات آدمهایی مثل من هست عهد شکستن. خیلی دوست دارم یک کوچولو یه ذره شبیه به امیر المومنین بشم. مردانگی رو باید از مولامون یاد بگیریم. عدالت و آزادی رو... مصلحت اندیشی رو..
    و هزار خصلت دیگه..
    کاش این شبا که تمام شد عهد مون رو فراموش نکنیم مخصوصا خودم..
    • پاسخ:

      مصباح: از خدا بخوایم بهمون صبر بده
      بخوایم که توی سرنوشت امسالمون بنویسه "اراده در برابر گناه"
      ان شاء الله