با احساساتم چه کنم؟ :: مرکز نزدیکی به خدا
مرکز نزدیکی به خدا

خوش آمدید.

اینجا مرکز ترک تضمینی خودارضایی می باشد که متعلق به همه ی ماست.جایی واسه پیدا کردن خودمون برای بازگشت به آدم پاکی که بودیم و رهاش کردیم.

روش ترک تضمینی خودارضایی، پست ثابت وبلاگ هست.
اللهم عجل لولیک الفرج

بایگانی

با احساساتم چه کنم؟

توصیه های ویژه مدیران

خواهش میکنم یکی کمکم کنه. دیگه بریدم.
من واقعا نمیدونم چطوری احساساتم رو کنترل کنم؟ آخه منم جوونم، سرشار از احساسم. سعی میکنم شهوتم رو کنترل کنم و سراغ مسائل جنسی نرم، اما این عواطف و احساسات که چیز بدی نیست!
منم دلم میخواد مثل خیلی های دیگه از راه حلال همسر داشته باشم. باهاش حرف بزنم، محبت کنم، محبت ببینم، با هم بخندیم و گریه کنیم...
وقتی می بینم دوتا پسر و دختر جوون، دست توی دست هم توی خیابون دارن میرن، قلبم از جا کنده میشه. چون من هنوز این جای خالی توی زندگیم هست...
اما اینکه الآن نمیتونم ازدواج کنم، خیلی داره اذیتم میکنه. چطوری باید تحمل کنم؟ آخه اصلا معلوم نیست چند سال دیگه بتونم ازدواج کنم. دارم آب میشم توی این احساسات😢
این فشار روحی داره زندگیمو خراب میکنه. آخه چی کار کنم؟!😭
عشقولانه
 
 
پاسخ به این مساله رو در ادامه مطلب ببینید
 
 
 
نکته اول: کنترل ورودی ها
 
پیش از اینکه مطلبی بنویسم، از شما میخوام با حوصله به عکسهای زیر نگاه کنید
 
گوجه سبز
شربت انار
شربت
 
حتما دلتون خواست؛ نه؟!
خوب، کاملا طبیعیه که دلتون بخواد؛ وقتی این ها رو دارید جلوی چشمتون می بینید؛ اون هم توی این فصل تابستان. در حالی که تا چند دقیقه ی پیش که این ها جلوی چشمتون نبودن، شما هم تشنه ی اینها نبودید؛ و اصلا بهشون فکر نمی کردید.
آیا شما همون آدم قبلی نیستید؟! آیا نوع احساسات شما عوض شده؟!
اگر همون آدم هستید، با همون احساسات؛ پس اینجا چه اتفاقی افتاده که در عرض چند دقیقه نسبت به این ها، این حس خواستن در شما پیدا شده؟
جواب ساده است. شما همون آدمید، اما تا قبل از این توجهی به این چیزها نداشتید. پس میل و خواستنی هم در کار نبود. اما همین که اینها رو دیدید، دلتون آب افتاد :)
 
پاسخ سوالی که در ابتدا مطرح شد هم همینه. درسته که ما جوانیم و در اوج احساسات به سر می بریم؛ اما اگه کاری نکنیم که این احساسات تحریک بشه، می تونیم خیلی راحت زندگیمون رو بکنیم و دچار چنین رنج هایی هم نشیم.
درست مثل ترک خودارضایی میمونه، که اگر شما همچنان خودتون رو از محرک هایی مثل فیلم و عکس های نامناسب دور نکنید، قطعا نمی تونید خودارضایی رو هم ترک کنید. در اینجا هم اگر از یک سری ورودی های ذهنی جلوگیری نکنید، نخواهید توانست که این احساسات رو کنترل کنید. و اتفاقا چه بسا که همین احساسات وقتی شعله ور بشه، انسان رو مجددا به سمت خودارضایی هم بکشونه. پس باید مراقب بود.
✔و البته دقت کنید که در هر دو حالت، شما همون آدمید با همون احساسات و عواطف. و اصلا هم قرار نیست احساسات خودتون رو سرکوب کنید؛ بلکه قراره کاری نکنید که در موقع نامناسبی فعال بشن.
همچنین اصلا جای انکار نداره که انواع و اقسام چیزهایی که بتونن این حس شما رو فعال کنن، در جامعه وجود داره. مثلا شما می بینید یک زوج جوان توی خیابون دست همدیگه رو گرفتن و دارن قدم میزنن، یا با همدیگه میخندن... با دیدن این صحنه ها و نمونه های مشابهش، طبیعیه که احساس و عواطف شما هم فعال بشه و دلتون بخواد. اما...
نکته اینجاست که گرچه زحمت داره، اما باید کنترل کنید. و من در اینجا به شما کمک میکنم تا با شناخت بهتر ورودی ها و فعال کننده های اینگونه احساسات، بتونید از اون ها دوری کنید.
 
کنترل نگاه
اولین مورد اینه که تا جای ممکن نگاهتون نسبت به اطراف رو کنترل کنید. اگر توی کوچه و خیابون میرید، لازم نیست حتما اطراف رو نگاه کنید ببینید چه خبره! در حد ضرورت به کارهایی که دارید برسید و بعد هم برگردید خونه.
همچنین بین فامیل و آشنایان اگر مواردی هست که باید دقت کنید، مراقب چشم هاتون باشید.
کنترل نگاه، بسیار بسیار مهمه. و به قول باباطاهر:
ز دست دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند، دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
همچنین در فضای مجازی هم باید به شدت مراقب باشید. ممکنه با انواع و اقسام تصویرها و پروفایل ها روبرو بشید که تصاویر عاشقانه رو به نمایش گذاشتند. اما این ها برای شما سمه و مضره. الآن وقت فعال کردن حس عاطفی شما نسبت به جنس مخالف نیست، و نباید دنبال این فازها باشید. تنها زمان فعال کردن این حس، موقع ازدواج و در کنار همسرتونه. و اگر قبل از اون مراقبت نکنید و فعال بشه، فقط خودتون رو اذیت کردید؛ و چه بسا شما رو اینقدر خسته کنه، که دیگه در زمان مناسبش هم نتونید از این حس بهره وری درستی بکنید.
البته کسانی هم که تصاویر و حالات عاشقانه ی خودشون رو به نمایش میذارن (چه در فضای حقیقی، چه مجازی)؛ در آخرت حسابی باید جواب پس بدن. چون انحراف مسیر زندگی این همه انسان، چیز کوچکی نیست!
و متاسفانه این نمایش عشق و احساس رو امروزه در میان قشر مذهبی جامعه هم مشاهده می کنیم. البته من نمیخوام قضاوتی بکنم؛ اما باید دید مثلا گذاشتن عکس دختر و پسرهای مذهبی در فضای مجازی؛ آیا بیشتر تبلیغ حیا و مذهب محسوب میشه، یا اینکه روی احساسات دیگران تاثیر میذاره؟! احساساتی که چه بسا خود افرادی هم که دچارش میشن، فکر میکنن چیز بدی نیست. مثلا یه آقا پسر، با دیدن عکس چادری دختر خانمی؛ میگه منم دلم همچین همسری میخواد. اما غافل از اینکه این احساسی که بدموقع فعال شده، میتونه ضربه های مختلفی بزنه؛ و نهایتا سستی و بدحالی و حتی ناامیدی رو در پی داشته باشه.
 
به هر حال چیزی که برای ما مهمه، اینه که قبل از ازدواج نباید دنبال چنین مسائلی بریم که گرفتاری و پریشانی برامون ایجاد بشه.
هرررگونه محیطی که میتونه باعث کج‌ رفتن نگاه شما بشه، ازش فاصله بگیرید. یا اگر واقعا ضرورتی هست که در چنین محیط هایی باشید، پس شدیدا چشمتون رو کنترل کنید.
 
فیلم های عاشقانه
دومین موردی که باید ازش دوری کنید، دیدن فیلم های عاشقانه است. شاید بگید اینطور فیلم ها خیلی فراوانه؛ که در جواب میگم این فقط وظیفه ی شما رو برای دوری کردن، سخت تر میکنه؛ نه اینکه وظیفه رو از دوش شما برداره! دیگه توضیحات لازم رو در بالا دادم، که باید ورودی ها رو کنترل کنید. و بجای این فیلم ها که فایده ی خاصی هم ندارند، سعی کنید وقتتون رو با سرگرمی های مناسب تری پر کنید.
 
موسیقی
از طریق گوش هم به راحتی احساسات شما میتونه تحریک بشه. باید از موسیقی های غمگین، و یا موسیقی هایی که این حس رو در شما به وجود میاره، دوری کنید.
 
مطالب عاشقانه
علاوه بر ورودی های سمعی و بصری، امروزه فضای مجازی و مجلات، پر شده از محتواهای عاشقانه و احساسی. مراقب این ها هم باشید. هرگونه کانالی که از اینگونه مطالب میذاره، ازش خارج بشید. و سراغ چنین سایتها و رمان ها و مجلاتی هم نرید.
 
دوستان ناباب
اگر در جمع دوستانی قرار دارید که از اینطور صحبت ها مطرح می کنند، ارتباطتون با این افراد رو کنترل کنید.
 
ارتباط با جنس مخالف
یکی از معضلات اساسی در این رابطه، ارتباط با جنس مخالفه. یعنی یک دختر و پسر جوان با همدیگه دوست میشن(چه به قصد دوستی، و چه به قصد ازدواج) و خودبخود وارد حال و هوای ارتباطات عاطفی میشن. اینطور ارتباط ها به صلاح نیست و جز اذیت شدن، چیزی برای شما نداره. و همونطور که گفته شد، زمان فعال شدن عواطف نسبت به جنس مخالف، بعد از ازدواجه (و یا در شُرُف ازدواج).
برخی هم ارتباطشون با نامحرم در این حد نیست، بلکه بسیار گذراست. مثلا در حد صحبت های مقطعی با نامحرم. در اینگونه صحبتها باید مراقب باشید که با نرمی با جنس مخالف صحبت نکنید، و تا جای ممکن هم کاهشش بدید.
 
کنترل فکر
مورد بسیار مهم دیگه، برمیگرده به فکر خود شما.
لطفا چند لحظه دوباره اون تصاویر ابتدای مطلب رو در ذهنتون تصور کنید :)
خوب، خوبه😄
همونطور که دیدن، موجب برانگیحته شدن احساس میشه؛ مرور و یادآوری کردن در ذهن هم موجب همین مساله میشه.
پس مراقب باشید که یک وقت نشینید و یه سری تصاویر رو توی ذهنتون بیارید، و یا نسبت به آینده ی خودتون خیال بافی کنید!
همچنین اگر قبلا دچار روابطی شدید که احساس شما رو درگیر کرده، هرگز اینطور خاطرات رو در ذهنتون مرور نکنید.
 
 
مواردی که مطرح شد، نمونه های کلی برای کنترل ورودی ها بود. و هر کسی ممکنه موارد دیگه ای در زندگیش باشه، که باید به اونها توجه کنید و کنترل مناسبی بر اونها داشته باشید.
همچنین توجه داشته باشید که در اینجا قصدم ارائه ی راهکار برای کنترل این ورودی ها نبود. راهکارها رو باید در فرصتی دیگه با همدیگه بررسی کنیم. بلکه هدفم توجه دادن شما به یک سری ورودی های اصلی بود، که مراقب این ها باشید.
 
 
نکته دوم: توکل بر خدا
 
در کنار مطالب قبلی که گفته شد، باید توجه کرد که ازدواج را هم نباید به بهانه های واهی تاخیر انداخت. چون به واسطه ی یک سری فکرهای نادرست، ممکنه زمان ازدواجتون رو خیلی دور بدونید. و همین مساله باعث آشفتگی شما بشه.
البته برخی دلایل تاخیر در ازدواج، به والدین برمیگرده، که فعلا کاری به این مورد نداریم. اما جاهایی که دست خود شماست، مانع نباشید.
انسان نباید فکر کنه که لازمه از همه جهت کامل و روبراه بشه، و بعد بخواد ازدواج کنه. بلکه یک زن و مرد در کنار همدیگه قراره رشد کنن و کامل بشن (چه از جهات معنوی، چه مادی).
و در عین حال از خدا مدد بگیرید و بر خودش توکل کنید. در عین تلاش برای دستیابی به موفقیت، شدیدا به خدا توکل داشته باشید و ازش بخواهید که راه رو براتون هموار کنه و همسر مناسبی نصیبتون کنه.
به عنوان مثال، اگر آقایید و پول ندارید، بدونید که خداوند در قرآن وعده داده که اگر افراد بی پول ازدواج کنن، خود خداوند ازشون دستگیری میکنه. خداوند در آیه ۳۲ سوره نور در رابطه با ازدواج دادن مجردان فرموده: إن یکونوا فقراء یُغنهم الله مِن فضله: اگر تهیدست باشند، خداوند از فضلش آنان را بی نیاز خواهد ساخت.
البته در کنارش باید تلاش هم کرد برای کسب روزی حلال، و همچنین باید اهل قناعت بود. و اینکه انسان برای رسیدن به یک سری رفاه و تجملاتی که ضرورتی نداره بخواد ازدواجش رو عقب بندازه، کار درستی نیست.
و همچنین اگر طرف مقابل حتما دارا بودن پول و ثروت رو شرط میدونه، در اینجا هم باز به خداوند توکل کنید و همچنین به اهل بیت توسل داشته باشید، که در این مساله کمکتون کنن.
و حتی کسانی که پدر و مادرشون هم مانع ازدواجشون میشن، بهترین کار همین تضرع به درگاه الهی است، که گره های بزرگ رو باز میکنه.
 
 
نکته سوم: عواطفِ آزاد
 
آنچه تا به حال گفته شد، نسبت به دختر و پسر جنس مخالف بود. اما در عین حال شما یک سری عواطف و احساسات دارید که به خوبی میتونید از اونها بهره ببرید. و اتفاقا این راهی است که به واسطه ی اون میتونید در شرایط خوب روحی قرار بگیرید و احساساتتون رو در جهت درست سوق بدید و از جهت عاطفی هم تخلیه بشید.
از جمله خرج کردن عاطفه برای پدر و مادر و اعضای خانواده، که به شدت توصیه میشه و سازنده است. و اگر بهش دل بدید، خودتون هم میتونید حسابی لذت ببرید. فکر نکنید خرج کردن عاطفه فقط باید برای همسر باشه!
در مرحله ی پایین تر، میتونید این احساس عاطفی رو به صورت کنترل شده(نه افراطی)، نسبت به دوستانتون ابراز کنید. و حتی باز حد پایین ترش رو میتونید نسبت به موجودات جاندار و حتی برخی اشیاء اطرافتون داشته باشید، به این معنا که نسبت به اونها محبت داشته باشید.
 
و اما شاه کلید و مطلب اساسی اینکه بالاتر و شیرین تر از تمام این ها، عاشقی برای خداست. و چه چیزی شیرین تر و لذت بخش تر از عشق به خداست!
فقط باید این عشق رو بچشید تا به عمقش پی ببرید و ببینید چقدر عمیق تر و لذت بخش تر از عشق به انسان های زمینیه. و میتونه تمام خلأهای عاطفی شما رو پر کنه.
با خدا حرف بزنید، مناجات کنید و دلتون رو بهش بسپارید تا مجذوبش بشید.
در این رابطه داستان زیبای زیر، که مربوط به گوهرشاد خاتون میشه، رو بخونید.
 
داستان جوان کارگر و گوهرشاد
گوهرشاد(همسر شاهرخ میرزا) یکی از زنان باحجاب بوده همیشه نقاب به صورت داشته و خیلی هم مذهبی بود. او می خواست در کنار حرم امام رضا (ع) مسجدى بنا کند .
به همه کارگران و معماران اعلام کرد دستمزد شما را دو برابر مى دهم ولى شرطش این است که فقط با وضو کار کنید و در حال کار با یکدیگر مجادله و بد زبانى نکنید و با احترام رفتار کنید. و اخلاق اسلامى و یاد خدا را رعایت کنید . او به کسانى که به وسیله حیوانات مصالح و بار به محل مسجد می‌آورند علاوه بر دستور قبلى گفت سر راه حیوانات آب و علوفه قرار دهید و این زبان بسته ها را نزنید و بگذارید هرجا که تشنه و گرسنه بودند آب و علف بخورند . بر آنها بار سنگین نزنید و آنها را اذیت نکنید . اما من مزد شما را دو برابر مى دهم ..
گوهرشاد هر روز برای سرکشی کارگران به مسجد میرفت؛ روزى طبق معمول براى سرکشى کارها به محل مسجد رفته بود، در اثر باد مقنعه و حجاب او کمى کنار رفت و یک کارگر جوانى چهره او را دید . جوان بیچاره دل از کف داد و عشق گوهرشاد صبر و طاقت از او ربود تا آنجا که  بیمار شد و بیمارى او را به مرگ نزدیک کرد. چند روزی بود که به سر کار نمی رفت و گوهرشاد حال او را جویا شد . به او خبر دادند جوان بیمار شده لذا به عیادت او رفت..
چند روز گذشت و روز به روز حال جوان بدتر میشد. مادرش که احتمال از دست رفتن فرزند را جدى دید تصمیم گرفت جریان را به گوش ملکه گوهرشاد برساند. وگفت اگر جان خودم را هم از دست بدهم مهم نیست. او موضوع را به گوهرشاد گفت و منتظر عکس العمل گوهرشاد بود. ملکه بعد از شنیدن این حرف با خوشرویى گفت: این که مهم نیست چرا زودتر به من نگفتید تا از ناراحتى یک بنده خدا جلوگیرى کنیم؟ و به مادرش گفت برو به پسرت بگو من براى ازدواج با تو آماده هستم ولى قبل از آن باید دو کار صورت بگیرد . یکى اینکه مهر من چهل روز اعتکاف توست در این مسجد تازه ساز . اگر قبول دارى به مسجد برو و تا چهل روز فقط نماز و عبادت خدا را به جاى آور. و شرط دیگر این است که بعد از آماده شدن تو، من باید از شوهرم طلاق بگیرم . حال اگر تو شرط را مى پذیرى کار خود را شروع کن.
 
جوان عاشق وقتى پیغام گوهرشاد را شنید از این مژده درمان شد و گفت چهل روز که چیزى نیست اگر چهل سال هم بگویى حاضرم . جوان رفت و مشغول نماز در مسجد شد به امید اینکه پاداش نمازهایش ازدواج و وصال همسری زیبا بنام گوهرشاد باشد . روز چهلم گوهرشاد قاصدى فرستاد تا از حال جوان خبر بگیرد تا اگر آماده است او هم آماده طلاق باشد . قاصد به جوان گفت فردا چهل روز تو تمام مى شود و ملکه منتظر است تا اگر تو آماده هستى او هم شرط خود را انجام دهد . جوان عاشق که ابتدا با عشق گوهرشاد به نماز پرداخته و حالا پس از چهل روز حلاوت نماز کام او را شیرین کرده بود جواب داد: به گوهرشاد خانم بگوید اولا از شما ممنونم و دوم اینکه من دیگر نیازى به ازدواج با شما ندارم. قاصد گفت منظورت چیست؟ مگر تو عاشق گوهرشاد  نبودى؟؟ جوان گفت آنوقت که عشق گوهرشاد من را بیمار و بى تاب کرد هنوز با معشوق حقیقى آشنا نشده بودم ، ولى اکنون دلم به عشق خدا مى تپد و جز او معشوقى نمى خواهم . من با خدا مانوس شدم و فقط با او آرام میگیرم. اما از گوهر شاد هم ممنون هستم که مرا با خداوند آشنا کرد و او باعت شد تا معشوق حقیقى را پیدا کنم . . و آن جوان شد اولین پیش نماز مسجد گوهر شاد و کم کم مطالعات و درسش را ادامه داد و شد یک فقیه کامل و او کسی نیست جز آیت الله شیخ محمد صادق همدانی.
مسجد گوهرشاد
 
 
نکته چهارم: روحت رو ارتقاء بده
 
در ادامه ی نکته ی قبل، اضافه کنم که به عنوان یک رویکرد، باید سعی کنید فضای ذهنی خودتون رو تغییر بدید. درسته که فضای اطراف ما پر شده از غرایز و تمایلات کوتاه زمینی؛ اما باید سعی کنیم که نگاهمون به افق های بلندی باشه. دغدغه های ذهنیمون مسائل والایی باشه. نذاریم بسته به دنیا بشیم. توی هوای آسمونی ها پر بزنیم، تا مثل اونها بشیم.
من در این مورد زیاد صحبت نمیکنم، ولی تقاضا دارم که کلیپ های زیبای زیر رو ببینید. و اول از همه، با وصیت های شهید محسن حججی به فرزند خردسالشون شروع میکنم.
 


دریافت
 


دریافت
 


دریافت
 
 
___________________
نویسنده: عبدالمهدی
کپی و نشر مجاز است/ التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات (۲۷)

  1. دختره تنها

    بهKJ  
    شماتوی شرایط من نیستی که داری به من هشدار میدی تو از زندگی من خبر نداری پس حق نداری اینطوری قضاوتم کنی دلم پره چون دست به هرکاری زدم خدا سنگ انداخته جلو پام چون همه ارزوهام برام رویا ست فقط وفقط این جمله رو شنیدم که حتما حکمتی داره  خدا صلاح تو رو میخاد که به ارزوهات نمیرسی!!!تا کی اخه باشه اصن حکمت خداست امتحان خداست ولی اخه یه بار دوبار نه اینکه به هرکاری دست بزنی نشه دیگه میترسم نفس بکشم اکسیژن تموم شه میفهمی یعنی چی؟؟خدا کیه ؟کجاس ؟؟حکمت چیه؟؟من باید چیکار کنم که خدا سنگ نندازه جلو پام تو روخدا یکی جوابموبده 
    • پاسخ:

      Reza133
      سلام خواهر.
      میدونم شرایط سختی دارید ولی با این حرفا چیزی درست نمیشه.
      من فکر میکنم یجای کارت داری اشتباه میکنی نمیدونم کجا.
      بخدا خدا اینجوری که شما میگید نیست ما هممون بارها و بارها لطف خدارو دیدیم.
      همیشه توکلتون بخدا باشه و فقط از خودتون توقع داشته باشید.
      اگه یکاری رو میخواید انجام بدید و نمیشه معنیش این نیست که شما نمیتونید یا خدا نمیخواد معنیش اینه که باید بیشتر تلاش کنی و بیشتر به خدا ایمان داشته باشید و ازش کمک بخواید.
      من اگه جای شما بودم بیشتر صبر میکردم و فقط از خدا میخواستم که مشکلمو حل کنه.
      انشالله همه چی درست بشه.
      یاعلی
  2. دختره تنها ترمزت رو بکش باو چقدر تند میری فکر کنم حالتت طبیعی نیست و احساسی شدی وگرنه خودت جواب خودت رو توو حرفات دادی ولی لحن اشتباهی رو انتخاب کردی آروم شدی یکم فکر کن به حرفای خودت
  3. یه دختر تنها

    سلام واقعا حرفاتون به جای اروم کردن دل .اعصاب خورد کنه...من یه دخترم یه دختر به اصطلاح پاک که باهیچ پسری هیچ ارتباطی نداشته همیشه به امید اینکه خدایی هست و میبینه پاک مونده اما دوستایی داشتم که با همون دوس پسراشون ازدواج کردن و بچه هم دارن و به ریش امثال من میخندن کدوم خدا!!!!خدایی که هرشب زار میزنی و التماسش میکنی که کمکت کنه که به گناه نیافتی !!!انگارنه انگار منظورتون همین خداست !!همینو میپرستین!! که نیازی توی وجودت میذاره و زجرت میده !!!چی میگی اقا چطوری عاشق خدابشم ؟؟ همه دوستام ازدواج کردن باید باهاشون قطع رابطه کنم چون به هرحال از زندگی زناشوییشون صحبت میکنن و من حسرت میخورم چون هرروز این سوال میشنوم که چرا ازدواج نمیکنی بیرونم نرم چون ممکنه زوج هایی رو ببینم و حسرتشون رو بخورم اهنگم گوش ندم و رمانم نخونم چون به هرحال همشون عاشقانس پس میشه بگید من چیکار کنم ؟؟؟از دختر بودن خودم متنففففرم از این دنیا و کم کم این حس دارم به خدا هم پیدامیکنم
    • پاسخ:

      Reza133
      سلام خواهرم.
      من کاملا حستون رو درک میکنم.
      مطمئن باشید مزد این پاکیتون رو یجا میگیرید شک نکنید. نمیخوام الکی آرومتون کنم ولی من خودم مزد اعمالمو گرفتم. چه خوب ، چه بد.
      چرا شما تو این مسئله انقد حساسیت بخرج میدید؟
      همه ی ما یروزی قراره ازدواج کنیم بعضی ها زودتر و بعضی دیر تر.
      اگه شرایطش رو دارید ازدواج کنید و اگه ندارید باید این مسائل رو کنار بزارید چون فقط دارید خودتون رو اذیت میکنید. همه ی ما دوستانی داریم که ازدواج کردن قرار نیست که این باعث بشه ما با اون قطع رابطه کنیم و حس بدی بهمون دست بده.
      اینهمه جوون هستن که ازدواج نکردن آیا همشون از خودشون و خدا متنفرن؟
      همشون تو خونه نشستن و از ترس اینکه چشمشون به زوج های جوون نخوره خودشون رو زندانی کردن؟
      بیشتر با خودتون فکر کنید.
  4. مطلب مفیدی بود خصوصا داستان گوهر شاد البته به گفته حضرت علی ع اگر انسان ارزش خود را بداند شهوت ها (احساسات) بر او چیره نمیشوند
    • پاسخ:

      ^_^
  5. سلام مهر داره نزدیک میشه تو مدرسه مون اکثر بچه ها یا بهتره بگم همه شون به غیر از افراد خاصی مثل خودم منحرف هستن فوش میدن حرفای بد میزنن و ... مدرسه من یکی از بهترین مدرسه های شهرمون هست لطفا بگید چکار کنم چجوری ارتباطم را کم کنم ؟
    • پاسخ:

      داش علی:
      بهتره مواقعی که دارن اونجور کار هارو میکنن بپیچین به بازی 
      و 
      بهتره بعضی موقع اونارو هم ارشاد کنید مثلا وقتی دارن با افتخار از یک گناه تعریف میکنن ضایه شون کنید یا یک نگاه معنی دار بکنید و بگید کارش زشته
      یا علی
  6. ببخشید شما تو مطالب بالا به این موضوع اشاره کردین که از دیدن فیلم های عاشقانه و خوندن رمان ها و هرچیزی که دررابطه با عشق به جنس مخالف باشه دوری کنیم.حالا سوالم اینجاست که اگه با وجود اینها آدم بتونه شهوتش رو کنترل کنه و رو خودش مسلط باشه بازم حتما لازمه که اینکارا رو نکنه؟اصلا میشه با وجود اینها هم ادم پاک بمونه؟
    • پاسخ:

      حس بارانی

      سلام به شما

      ببین کلا ادما با هم فرق دارن نمیشه گفت اره این فیلما و این رمانا باعث کشیده شدن همه به سمت گناه میشه اما حالا بیا فرض بگیریم ک رو من و تو تاثیر بدی اصلا نمیذاره بنظرت می ارزه وقتمونو بذاریم سر این چیزا ؟ بهتر نیست وقتمونو بذاریم سر چیزای بهتر با هدفای بهتر؟ یا اینکه حداقل خیلی کمرنگشون کنیم؟ 

      اره میشه ادم با اینا پاک بمونه اصلا ربطی نداره بستگی ب ادمش داره من خودم هیچوقت روم تاثیری نمیذاشت از نظر شهوتی البته وگرنه دهنمو درگیر میکرد ولی تهش ک نگاه میکردم ک مثلا الان این رمان برا من چی داشت یا این فیلم ب من چی یاد داد میدیدم هیچی و فقط وقتمو تلف کردم 
  7. بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    داغونم کردی
    هر کی مذهبی تر و مومن تر هست خدا بیشتر بهش نیگاه میکنه
    واسه ترک خ ا فقط آدم باید مذهبی باشه
    **** ** ******* ** *** *** **** ******* مثل کلاس ان ای
    صاف و صادق به همه بگید باید آدم مومن با ایمان و مذهبی باشید وگرنه تا آخر عمر گنه کاریم
    • پاسخ:

      دخترآفتاب
      سلام
      خیر چه کسی همچین حرفی زده
      ادم باید هر کاری که میکنه در جهت تقرب و رضایت خدا باشه
      اینم بگم خدا اخر همه ی گناها رو میبخشه به غیر از حق الناس
      همین خود ارضایی هم حق الناس هست
      این که یه مسلمون بیاد بگ دین من اسلام هست و از اون ورم دزدی کنه حق مردمو بخوره خوب مطمعن باش این جایگاهش که بهشت نیست
      در واقع اعمال شما هست که اخرتتون رو تعیین میکنه
      شما بر اساس دستور قرآن جلو برین
      بعد یه مدت متوجه میشین که مسلمون واقعی یعنی چی 
      امیدوارم موفق باشین
      یا حق


      عبدالمهدی:
      من دقیقا متوجه منظورتون نشدم.
      ولی این پست اصلا ربطی به مذهبی بودن یا نبودن نداره. این مشکل رو خیلی از افراد دارن، که سعی شده بصورت کاملا منطقی بهش پاسخ داده بشه. به عنوان مثال آدم اگه بره سراغ فیلم و متنهای عاشقانه، دچار همچین مسائلی میشه. دیگه ربطی نداره که شما مذهبی باشید یا نه
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      پس نکات گفته شده رو بکار ببرید.
      حتما قابل حل شدنه. و البته صبر میخواد
  8. سلام ممنون از این سایت خوبتون که کلی وقت گذاشتین وزحمت کشیدین،ممنون.مرسی.
    • پاسخ:

      خواهش :)
  9. ✔Mukhtar saghafi✔

    سلام 🌷🌷🌷
    بسیار عالییییییی
    واقعا تحسین برانگیز بود
    ممنونم بابت اینکه این پست خوب و حیرت انگیز رو تنظیم کردید
    و در اینجا گذاشتید 🌹🌹🌹🌹🌹🌹
    تقدیم به شما و همه دوستان
    • پاسخ:

      حس بارانی

      خوشحالیم ک موثر بوده 
      اینا هم تقدیم ب شما🌻🍀🌼🍀🌹🍀🌸🍀


      عبدالمهدی:
      سلام
      خیلی ممنونیم از شما بخاطر این همه انرژی مثبتی که ما میدین🌼🌼
  10. ❤چه چیزی شیرینتر ولذت بخش تر از عشق به خداست❤
    :))
    معرکس👌
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    واما آقای عبدالمهدی
    مثل همیشه عالی👌
    دست گلتون درد نکنه
    • پاسخ:

      دختر آفتاب
      سلام خواهرم
      اقای عبدالمهدی همیشه پستاشون عالی بوده 
      اجرشون با امام حسین

      عبدالمهدی:
      خیلی لطف دارین
  11. مطلبوت خیلی عالی و جامع بود خیلی ممنون ک انقدر وقت میذارید و این افکار مثبت رو اشاعه میدین...اجرتون با خدا
    • پاسخ:

      دختر آفتاب
      خواهش میکنم
      ممنون
      در پناه حق
  12. آقای عبدالمهدی بزرگوار
    سلام
    حرفاتون ب آقای مرد مفرد بسیار زیبا و درست بود
    ممنونم ازتون
    راستش منم نگاه رویایی داشتم ب زندگی آینده م
    اما حالا سعی میکنم نداشته باشم
    ان شاءالله ک حرفاتون رو افراد زیادی تاثیر بذاره
    این هدف فرهنگسازیتون بسیار قابل تحسینه
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم
      خیلی ممنونم از شما.
      امیدوارم همیشه بهترین و درست ترین نگاه رو به زندگی داشته باشیم
  13. (خانم دکترموفق)

    البته همه چیییییییییییییییز هم پول نمیشه(البته بدون پول هم زندگی نمیشه کرد) من همیییییییییین چند دقیقه پیش بایه نفر که قبلا خاستگارم بود دعوام شد(الان آشغال نامزد داره)اومده جلو خونه ما ماشین 60-70میلیونیشو(که هیییییییچ ارزشی واسم نداره پارک کرده)منم بوق رو اونقد زدم که عوضی پیداش شد اومد تابوتشو برداشت ورفت 10-15تریلی دارن اما عین حیوووووووووووونن انسانیت حالیشون نیست انشاالله هرچه زودتر بمیره آشغااال.
  14. (خانم دکترموفق)

    سلاااااااااااااااااااام سلاااام
    باشه شما برید ازدواج کنید به من ربطی نداره حالا نون و تخم مرغ نداشتی تخم بلدرچی هست روزی یدونه مزش به یاد میموووووووووووونه.
    بسلامت(:
  15. هم نظر شما صحیح است و هم نظر بنده

    مساله این است که چند دختر مانند شما و بنده فکر می کنند؟؟

    ما یک زمانی شعار می دهیم و از مدینه فاضله حرف می زنیم

    یک زمانی واقعیات رو می بینیم

    بنده حرفم این بود
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      بله بله کاملا درسته.
      دقیقا مشکل همینجاست که همچین فرهنگی در جامعه حکمفرما نیست. یعنی حقیقت مطلب اینه که علت اصلی ازدواج نکردنها، فرهنگ های غلطه، نه مشکلات اقتصادی.
      و هدف بنده هم از نوشتن این مطالب، برای همین فرهنگ سازیه. بالاخره من و شما و چهار نفر دیگه اگه همت کنیم و این رسوم غلط رو بشکنیم، کم کم میشه توی جامعه فرهنگ سازی کرد. حالا بنده که دستم به پدر و مادرها نمیرسه، اما میتونم برای یه عده جوان مثل خودم، فرهنگ‌صحیح رو ترویج کنم.

      اگر یه نگاهی به زمان پیامبر(ص) کنیم، دقیقا همین مساله رو می بینیم که پیامبر چقدر جالب فرهنگ ازدواج رو تغییر دادن. ماجراهای جالبی داره، که من خیلی خلاصه میگم. در اون زمان یه سری خانه های علنی فحشا بود که حتی بالای خونه پرچم میزدن که مخصوص این کارند و جوانها هم وقتی نمیتونستن ازدواج کنن، میرفتن دنبال اینها که مخارج زیاد زندگی رو نداشت. اما پیامبر که تشکیل حکومت دادن، از بهترین اقداماتشون ایجاد فضایی بود که بشه راحت ازدواج کرد، و نمیذاشتن کوچکترین سختگیری بشه. به عنوان نمونه، پسری اومد خدمت پیامبر و گفت هیچی نداره. پیامبر گفتند پول یه دونه انگشتر مسی هم نداری؟ (انگشتر مسی! که اصلا هیچی حساب میشه). جوان گفت چرا در این حد دارم. پیامبر با همون ازدواجش دادن. و یا نمونه هایی که فقیری رو با ثروتمندی ازدواج میدادن و سنتهای غلط رو میشکستن. و بالاخره چون پیامبر هم حرفشون خریدار داشت، مردم عمل میکردن و خودبخود فضا عوض شد. طوری که یک جوان همین که قصد ازدواج کرد، بتونه ازدواج کنه؛ و دیگه اصلا ذهنش هم سمت اون خونه های فحشا نره.
      البته من نمیخوام مقایسه کنم. قطعا شرایط الآن با اون دوران فرق کرده. فقط هدفم بیان یک نمونه ی عینی از این تغییر فضای جامعه بود.

      ما هم به هر حال باید تلاش کنیم. اول از همه فکر خودمون درست باشه، و بعد هم این فکر رو به دیگران منتقل کنیم.
      ببخشید حسابی طولانی شد :)
  16. (خانم دکترموفق) به مرد مفرد

    واقعا راست میگی اما اگه بشه فقط زندگی با نون وتخم مرغ(جمعا1000تومان البته باتخفیف!).
    خوبه هوا رایگانه تنها کالای یگانه وتک که رایگانه(:
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام
      ببخشید شما ایمیل دارید؟ که من بتونم پیامی به ایمیلتون بفرستم
      اگر دارید، ممنون میشم خصوصی بفرستید
  17. واقعا به نظر شما میشه ازدواج کرد تو این شرایط؟

    شما ازدواج و زندگی رو چی تعریف می کنید واقعا؟

    زندگی کردن با زنده بودن تفاوتی نداره؟؟؟

    بهتر نیست شعار ندید؟؟؟
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام. اینها شعار نیست برادر جان
      اتفاقا شما به نکته ی خوبی اشاره کردین. تعریف شما از زندگی و ازدواج چیه؟
      این دقیقا همون چیزیه که من دنبالش هستم.
      آیا ما باید زندگیمون رو بر اساس یک سری عادتهای رایج توی جامعه تعریف کنیم؟ یا اینکه باید طبق یک الگوی منطقی و عقلانی تعریفش کنیم؟
      شما باید ببینید توی زندگی مشترک دنبال چی هستید؟

      بذارید یه مقایسه ای بکنیم
      از دید خیلی افراد، زندگی مشترک تعریف میشه با داشتن یه مسکن مناسب(که البته توی قشرهای مختلف، این کلمه ی مناسب تعریف های مختلفی داره)؛ داشتن لوازم لوکس منزل مثل یخچال، تلویزیون، اجاق گاز جدید، ظروف غذای جدید و به روز، مبلمان، کولر و بخاری، فرش، لباسشویی، وسایل تزیینی منزل، بعضا اتومبیل و... .
      حالا بیاییم با دید بازتری نگاه کنیم و هم سطح توقعات خودمون رو پایین بیاریم، و هم کاری به عادات و رسوم توی جامعه نداشته باشیم. آیا واقعا تمام این وسایل برای زندگی (اون هم در همون ابتدای زندگی) لازم و ضروری اند؟! آیا واقعا لازمه تمامه اینها نونوار باشن؟! به عنوان مثال اگه شما بجای خرید اجاق گاز جدید، از یه اجاق گاز قدیمی تر استفاده کنید، آیا واقعا مشکل خاصی پیش میاد؟ (البته بجز حرف مردم و احساس های کاذب). یا مثلا اگه همه نوع ظروف غذا توی خونه نباشه چه مشکل حادی ایجاد میکنه؟ اگر تلویزیون و یخچال و سایر وسایل، کاملا جدید نباشن، واقعا چه مشکل بزرگی پیش میاد؟!

      ببینید برادرم
      من اصلا منکر سخت بودن شرایط زندگی نیستم. من هم یکی مثل شما. اما حرفم اینه که اکثر ماها دوتا مساله رو دقت نمیکنیم.
      اول اینکه میخواهیم هرچیزی توی جامعه عادت شد و مد شد، ما هم همونطور زندگی کنیم. در حالی که اگر کمی منطقی فکر کنیم، خیلی از وسایل و امکانات، یا اصلا جزء لوازم ضروری نیستن، و یا اون کیفیتی که مد نظره (که حتما باید جدید باشه) ضروری نیست.
      و دوم اینکه خیلی از ماها نگاهمون رویاییه، و انگار حاضر نیستیم تنمون رو به سختی بدیم. قطعا ازدواج هم سختی های خاص خودش رو داره و با راحتی نیست.

      برادر عزیز، مقایسه ای که من میخوام انجام بدم اینه:
      از یه طرف کسی که بخواد بره ازدواج کنه، با سختی هایی مواجهه، و یه سری امکانات رفاهی رو هم شاید نتونه تامین کنه. (که شما اسمش رو گذاشتید زنده بودن، نه زندگی کردن)
      اما از یک طرف دیگه چی؟! از طرف دیگه فرد مجرد به راحتی در دام گناه میفته و ایمان خودش رو نابود میکنه. مدام به لحاظ روحی و روانی اذیت میشه. و چه بسا وقتش رو در جهت مسائلی دیگه هدر بده. از طرفی هم سنش میره بالا و بعدا با فرزندان خودش اختلاف سنی زیاد پیدا میکنه که احتمالا خودش مشکلاتی رو ایجاد کنه.
      حالا من سوالم اینه: آیا به این شیوه ی مجردی جلو رفتن، این زندگی کردن محسوب میشه؟
      ما زمانی باید در فکر شرایط ایده آل باشیم، که خودمون هم در شرایط ایده آلی به سر ببریم.
      و البته این نکته فراموش نشه که سختی هایی که فرد مجرد قبل از ازدواج میکشه معمولا مخربه، ولی سختی های بعد از ازدواج معمولا سازنده است و انسان رو رشد میده.


      و در کنار تمام این دو دوتا چهارتایی که گفتم، واقعا باید روی حرفی که خدا زده حساب کرد. من افرادی رو به چشم خودم دیدم که با تکیه بر همین وعده ی خدا جلو رفتن و از جاهایی که اصلا فکرش رو نمیکردن، زندگیشون ساخته شده.
  18. (خانم دکترموفق) به عبد المهدی

    مرسی داداش از جوابتون وپیگیریتون .
    انشاالله شماهم موفق باشید وخدایارتون باشه.
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      خواهش میکنم، زنده باشید
  19. (خانم دکترموفق) به عبد المهدی

    سلام داداش
    یه مدیر نمیدونم کیه الکی نظرمو حذف میکنه نمیدونم کیه(فکر کنم یه مذهب دیگه باشه)بیخیالش.
    ------------------------------
    داداش انشاالله خدامحافظتون باشه واینکه اسمتون خیلییییییییییی زیباست.
    -------------------------------
    زنده باد حضرت مهدی(ع)
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام
      من الآن توی مدیریت پیگیر بودم. گمونم این پیام اشتباهی عدم نمایش خورده.
      بقیه مدیران هم بندگان خدا با کسی میونه ی بدی ندارن، ولی گاهی ممکنه سر مسائلی حساس بشن؛ که توی اینطور موارد هرچه دو طرف کمتر حساسیت نشون بدن، خیلی زود حل میشه.
      بنده هم از دوستان خواهش میکنم که بیشتر دقت بشه.

      ممنونم از شما، خییلی لطف دارید.
      ان شاءالله برسه روزی که از هواهای نفسانیمون دور بشیم و حقیقتا بتونیم خادم آقا بشیم.
  20. (خانم دکترموفق) به مدیرجواب بده

    درحال رانندگی هم بایدچشمان خود راببندییییییییییییییییییییییم؟!
    کجای این سوال بد بوووووووووووووووووود؟
    من میخواستم پشت فرمون چشمام رو ببندم خواهرم استاد دانشگاه هست میبردمش دانشگاه کلاس داشت من یه گروه آقا دیدم جلو ماشین بعدچشمام رو بستم به من گفت از این کارا کردی همینجا میزنم تو سرت میخواااااای بزنی به مردم؟یبار همین کارو قبلا کردم خدامنو خواست خیلی
    وگرنه میزدم به یه پسر البته بعد خاستگاراز آب در اومد اما فعلا جواب بهش ندادم(اما فعلا از این فکراااااااااا ندارم اصلا:)
    اماااااااااااااا مدیرعزیز حرفت فراگیر نبود.
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      بله درسته :)
      البته مقصود من هم بستن چشمها نبود. چون با بستن چشمها که همون راه رفتن توی خیابون رو هم نمیشه انجام داد.
      بلکه باید کنترل کرد. یعنی اولا تا جای ممکن آدم نگاه نکنه به همه جا (چون خیلی افراد همینطوری توی خیابون نگاهشون میچرخه)؛ و ثانیا اگه هم نگاهی صورت میگیره، آدم دقیق نشه روی اون مورد. بلکه نگاهش گذرا و بی توجه باشه.
      حالا ان شاءالله در آینده توی پستی جداگانه راهکارهای کنترل چشم رو بررسی میکنیم.
  21. (خانم دکترموفق) به بعضیا

    به اون مدیری که نظرمو حذف میکنه
    کجای این نظر بد بووووووووووووووووووووووود هااااااااااااان؟
    حیف که ازم دوری حیف.
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام. من تازه اومدم، نمیدونم جریان چیه
      اما نظر اینجا رو دوباره گذاشتم
  22. (خانم دکترموفق)

    سلااااااااااااااااااااااام عزییییییییییییییییزم
    حرفای شما عالی اما ینفر داره رانندگی میکنه چشماشو ببنده بعد وقتی چشماشو باز کرد میبینه شده همچین وهمچون یجورایی قشنگتر از پریا یجوراااااااایی نازنیین دلهااااااا(:
    ههههههههههههههههه
    دمت گرم داداش واسه این عکسهای زیبا سلیقت عالیه بزنیم بتخته
    این عکسها کاری بادل ما کررررررررررررررد
    که بمب آمریکا باهیرو شیما کرررررررررررد(:
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام
      من یه عذرخواهی به همگی بدهکارم بابت اون عکسها :)
      بالاخره نباید با دل بقیه بازی کرد؛ اما برای خوب جا افتادن مطلبم مجبور بودم :/

      بله دیگه توی رانندگی که دوتا چشم باید بشه چهارتا. البته خوشبختانه توی وسط خیابون از اینطور صحنه ها کمتر هست :)

      ممنونم از شما. امیدوارم مثل اسمتون همیشه موفق باشید
  23. ☆نیلوفران☆

    احسنت بسیارعالی👌
    خیلی ازمواردبرای من واقعاهمینطوربوده...
    مثال عکسهاواقعازیبابود👌
    (مقایسه خوبی بود)
    ازکلیپ خادم خیلی خوشم اومد✔✔✔
    .
    .
    .
    تشکرازآقاعبدالمهدی بزرگوار🌹🌹🌹
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      خواهش میکنم
      خدا رو شکر که مورد توجه واقع شده.
      اون کلیپ خادم واقعا برای خودم هم خیلی تلنگر خوبی بود. باعث میشه آدم با یه سری حقایقی که اطرافش هست ولی دیده نمیشه، بیشتر آشنا بشه.
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام
      خواهش میکنم. نظر لطفتونه.
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      ممنونم از شما آقا سید عزیز
  24. طراحی سایت

    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    تشکر خیلی کاربردی بود
    *********************
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      زنده باشید.
      عذرخواهی میکنم بخشی از نظرتون رو حذف کردن؛ چون تبلیغات متفرقه در سایت حذف میشه.