خوش آمدید.

اینجا مرکز ترک تضمینی خودارضایی می باشد که متعلق به همه ی ماست.جایی واسه پیدا کردن خودمون برای بازگشت به آدم پاکی که بودیم و رهاش کردیم.

روش ترک تضمینی خودارضایی، پست ثابت وبلاگ هست.
الهم عجل لولیک الفرج

صحن بارونی! ( اتمام مهلت )

مسابقه

* بدو!  بدو! *

مسابقه ی جدید دارم!

مسابقه ی جدید

با کلییی جوایز

هیجان انگیز!

   

   

* اعلام نتایج*

   

     

    

   

🔴 اعلام نتایج :

  

  

سلااااام به همه دوستان خوب و پرانرژی !
114 صلواتتون رو که فرستادید؟!

   

   

خب خب
میدونم که همه چهارچشمی دارند نگاه میکنند که ببینند بالاخره نتایج چی شد !

  

تشریف بیارید پایین !

   

   

   

   

   

   

   

     

   

 بازم برو پایین !

  

   

   

   

   

   

   

   

  

یه صلوات بفرست !

بازم برو پایین !

  

   

   

   

   

   

 

  

   

 

  

  

پایین تر!

  

  

  

   

   

   

   

   

  

  

بازم پایین تر!

  

  

   

   

   

   

  

 

  

  

  

عه خب باشه آقا چرا عصبانی میشی!

  

اعلام نتایج !

  

   

  

یعنی چه کسی مقام اول را کسب کرده است؟!

دیم دیم دیم ......(زمینه: آهنگ لوک خوش شانس)

  

   

   

خب باشه باشه اعلام کردم دیگه !

 

  

   

نفر

   

  

سوم

   

   

  

سرکار خانوم

   

  

  

" دختری درجستجوی خدا (مریم) با کد 107 "

👏👏👏🎉🎊🎉🎊  

تشویییییق

‌ 

   

  

نفر

  

  

   

  

دوم

  

  

  

خانوم 

  

  

"  زینب السادات با کد 102 "

  

👏🎊👏🎉👏🎊

  

هورااااااا

  

   

  

و اما نفرات اول !
یعنی کی میتونه باشه؟!

   

   

عه باشه باشه میگم هولم نکنید!

   

   

   

نفرات

   

   

   

   

اول 

   

   

   

  

  

آقا یادم رفت، یه صلوات بفرستید !

  

   

نفرات

   

   

   

   

  

اول

  

  

   

   

 

" زینب السادات با کد 101 و بنده خدا با کد 117 "

   

👏🎉👏🎉

👏🎊👏🎊

  

دست و جیغ و هوراااا !

  

   

نفرات اول ، نفرات دوم ، و نفر سوم ! خیلییی مبارکتون باشه !

  

  

  

ممنون از همه ی دوستانی که توی این مسابقه شرکت کردند و باما همکاری کردند !
تموم نشده ها!
منتظرمون باشید!
مسابقه های جذاب تری توراهه !

  

  

__________________________

🔴 نکات قابل توجه برای رای گیری:

✔ برای رای دادن، لطفا کد دلنوشته ی مورد نظرتون رو توی نظرات (به صورت خصوصی) ارسال کنید.  

  

✔ هر کاربر می تونه به ۲ دلنوشته ی مورد نظر خودش رای بده.

   

✔ مهلت رای گیری، از ساعت ۱۲بامداد دوشنبه ۹ مرداد، تا ساعت ۱۲ بامداد پنج شنبه ۱۲ مرداد، و به مدت ۷۲ ساعت است.  

   

   

______________________

سلاااام به همه ی دوستان خوب و بااراده
آرزو میکنم حالتون خوووبِ خوب باشه



مسابقه ی جدیدمون مسابقه ی نوشتن دلنوشته برای دوخواهر و برادر با کرامت؛ آقا امام رضا (ع) و خواهرشون حضرت فاطمه معصومه (س) هستش ...

این دلنوشته بسته به سلیقه ی خودتون میتونه هرطور که شما خواستید باشه!

  

    

🔴 شرایط و ضوابط شرکت در مسابقه:

  

  

۱.هزینه شرکت در مسابقه:هرکسی که توی این مسابقه شرکت کرد،متعهد میشه که درآخر مسابقه

۱۱۴ صلوات + و عَجِّل فَرَجَهُم بفرسته که ۱۰۰ تای اونها برای نفرات اول تا سوم، و ۱۴ تای اونها برای

همه ی کسانی هست که دراین مسابقه شرکت کردند !



۲.هر فرد مجازاست حداکثر ۵ دلنوشته بفرسته و هرفرد میتونه هم به امام رضا (ع) هم به حضرت معصومه (س) به صورت جداگانه یا تلفیقی دلنوشته بنویسه !

۳.دلنوشته ها باید خطاب به امام رضا (ع) یا حضرت معصومه (س) یا هردوشون نوشته شده باشند.

۴.توی متنتون میتونید از هرچیزی (مثل خاطره و...) استفاده کنید!

۵.برای دلنوشتتون عنوان مشخصی معین کنید و ابتدای متنتون بنویسید.

  

  

🔴جوایز :

  

  

❤ پس از پایان مسابقه ، نفرات اول تا سوم اعلام میشوند!!

❤ صلوات های فرستاده شده،به نیت نفر اول تا سوم هستند و ۱۴ صلوات هم به همه ی کسانی که دراین مسابقه شرکت کردند هدیه داده میشه !!

✔ امااا بخش های هیجان انگیز ماجرااا !!! ✔

❤ برای نفرات اول تاسوم یک زیارت نیابتی حرم امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) انجام میشه !!!!!
❤ دلنوشته ی برتر ، پرینت گرفته میشه و توی ضریحِ امام رضا یا حضرت معصومه (باتوجه به متن دلنوشته) انداخته میشه !!

❤ دلنوشته های نفرات برتر پس از اعلام نتایج در صفحه اصلی سایت قرار میگیرند ( +نام نفر اول)!

  

  

🔴 شیوه ی برگزاری :

  

  

همه ی کاربران از هم اکنون تا دوشنبه ۹ مرداد فرصت دارند که دلنوشته هاشون رو ارسال کنند‌.

نتایج و نام نفرات برتر روز جمعه ۱۳ مرداد یعنی روز ولادت امام رضا (ع) اعلام خواهد شد.


جهت ارسال دلنوشته میتونید متن آماده شده رو همین پایین توی بخش نظرات بذارید!

 

 

🔴تذکرات :

  

 از گذاشتن نظرات نامربوط در این بخش خودداری فرمایید .

🔴زمان رای گیری:


با توجه به نزدیک شدن به ولادت امام رضا (ع) ،
اعلام می گردد آخرین مهلت ارسال آثار روز دوشنبه ۹ مرداد است.
ازساعت ۱۲ بامداد همین روز تا ساعت ۱۲ بامداد چهارشنبه ۱۱ مرداد، به مدت ۴۸ ساعت رای گیری توسط کاربران انجام خواهد شد.

   

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی

نظرات (۲۸)

  1. زینب سادات: سلام وای باورم نمیشه یعنی من واقعا بردم
    من خوابم یا بیدار
    امام رضا ازت ممنونم بهترین هدیه دنیا رو بهم دادی
    خدایا شکرت
    هورراا😄😄😁😁😊😊
    • پاسخ:

      مریم
      مبارکتون باشه
  2. 🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴


    توجه
    توجه



    🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴


    مهلت زمان رای گیری یک روز دیگر تمدید شد !!!

    بشتابید !!

    ✔ مهلت رای گیری تا ساعت ۱۲ بامداد پنج شنبه ۱۲ مرداد تمدید شد !


  3. 🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴

    توجه

    🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴🔴

    باسلام
    کاربران محترم فقط اجازه ی رای به دو دلنوشته رو دارند،
    لذا رای هایی که به تعداد بیشتری دلنوشته بودند، باطله حساب خواهند شد.
  4. سلام بانو
    سلام ای سرچشمه ی کمال و مظهر پاکی و عفاف
    ای برادر مولایم رضا(ع)
    دو دل شده ام💗💗
    یک دلم در خراسان است و دیگری در حرم شما پرسه می زند
    ای خاندان پاکی که عمریست دستم را گرفته اید
    مبادا گناهانم بین ما فاصله بیاندازد
    مبادا دستم را رها کنید
    کمکم کنید به کمال برسم و به کمال برسانم
    دستگیر باشم نه مچ گیر
    اهل علم و‌ کتاب باشم نه گوشی و فضای مجازی
    و به همه ی مومنان و شیعیان کمک کنید به آرزوهای خوبشان برسند و خواهشا هر کم و کاستی در این متن یافتید به بزرگی خودتان ببخشید
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      124
  5. به نام یگانه پادشاه عالم هستی
    سلام ای نور دل های مومنان
    ای مولای شیعیان
    ای آفتاب درخشان خراسان
    ای مولای مستضعفان
    و ای مهربان نسبت به مومنان
    تو را می خوانم
    با تمام وجودم
    تا بطلبی
    تا برای پابوس به خدمتت برسم
    و رو به رویت بی اختیار زانو بزنم و بگویم:(( تولدت مبارک :)
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      123
  6. دل من گم شده گر پیدا شد
    بسپارید امانات رضا
    واگر ازتپش افتاد دلم
    ببریدش به ملاقات رضا
    ازرضاخواسته بودم شاید
    بگذارد که غلامش بشوم
    همه گفتندمحال است ولی
    دلخوشم من به محالات رضا
    یا اما رضا
    بعد از رکوع و سجده و بعد از قیام از دور
    هر شب دو زانو می زنم با احترام از دور
    دستی به روی سینه و دستی به سوی تور
    وروی لبم گُل می کند : آقا سلام از دور
    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی

    یا امام رضا
    به کوی تو هر جا که پا می گذارم
    همان جا دل خویش جا می گذارم
    مبادا برانی که با صد امید
    قدم در حریم شما می گذارم....
    یا امام رضا
    دستت را میگذاری روی مرزی ترین نقطه وجودت یک حس گمشده آهسته شروع میکند به جوانه زدن... سلام می
    کنی چشمت مست تماشای گنبد طلا میشود... بو می کشی تا ریه هایت پر شود از عطر حضور نگاه مهربان امام رضا و احساس تازگی اندیشه های خسته ات را فرا میگیرد... زیر لب زمزمه می کنی یا ضامن آهو یا غریب الغربا حواست به من هست؟ دلت را جا گذاشتی در حرم و گره اش زدی به ضریح امام رضا...

    یا امام رضا دلم هوای تو کرده شه خراسانی ..
    چه می شود که بیایم حرم به مهمانی...؟
    دلم زکثرت زشتی بریده آقاجان...
    عنایتی که بیایم، تویی که درمانی....

    یا امام رضا جان

    ما دولت تسلیم و رضا می طلبیم
    راهی سوی اقلیم بقا می طلبیم
    اندر دو جهان ، عزت و اقبال و نجات
    از فیض ولایت رضا می طلبیم

    یا ضامن اهو یا امام رضا

    باب الجواد...بارش باران... نگفتنی ست،
    اذن دخول بر لب یاران، نگفتنی ست...
    صدها هزار زائر و عاشق میان صحن،
    عرض ادب به شاه خراسان... نگفتنی ست...

    یا امام رضا

    یا امام رضا میبینم عاشقای تورو؛اشک های زائرای تورو؛آرزومه منم بپوشم لباس خادم های تورو.همه ی دارایی ام رو به تو بدهکارم.جون جوادت؛آقا خیلی دوستت دارم من
    یا امام رضا
    واحد گمشدگان حرمت بیکار است
    گم شدن در حرم تو خود پیدا شدن است

    "یا امام رضـــــــــــا" اگر بناست که
    لطف کسی به ما برسد .... .
    خدا کند فقط از جانب شما برسد....
    .نخواه منت بیگانه بر سرم باشد..... .
    خوش است خیر همیشه از
    آشنا برسد... .
    از آستان رضا (ع)
    هرچه می رسد بی شک.... .
    بدون واسطه از محضرخدا برسد... .
    شما دعا کن اگر عمر من کفاف نداد... .
    جنازه ام شب جمعه
    به کربلا برسد
    یا امام رضا
    حتما قرار شاه و گدا هست یادتان،
    همان شب که زدم دل به نامتان ،
    مشهد ، حرم ، ورودی باب الجواد ،
    آقا ، عجیب دلم گرفته برایتان....

    یا امام رضا
    خـدّام حـرم غـم تـو را می فهمنـد
    تـأثیر تـو را در همـه جا می فهمنـد

    یا ضامن اهو یا امام رضا

    یا امام رضا آمدم تا برایت بگویم رازهاى بزرگ دلم را بر ضریحت دخیلى ببندم تا کنى چاره اى مشکلم را آمدم با دلى تنگ و خسته تا به پاى ضریحت بمیرم یا که اى ضامن آهو از تو حاجتم را اجابت بگیرم
    یا امام رضا
    ای آشنای غریب، ای عصمت هشتم، ای غریب الغربا، ای شمس الشموس و ای مولای من! کوچه های نیشابور، هنوز بوی کلام عطرآگین تو را دارد. هر روز که خورشید خراسان، سینه ریز زرینش را از شوق می درد و انبوه دانه های طلایی اش از فراز آسمان بر حَرَمت می پاشد، کبوتر دل، بهانه کنان به سوی حرم تو پر می کشد و به سوی دانه های مِهری می رود که برایش می پاشی.
    یا امام رضا
    یا امام رضا اگر بناست که لطف کسی به ما برسد
    خدا کند فقط از جانب شما برسد
    خواه منت ِ بیگانه گردنم باشد
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      122
  7. از کجای این قصه بگویم که یار تویی و دلدار تویی..!
    حبیب تویی و محبوب تویی
    عاشق تویی و معشوق تویی!
    زیبا تویی... زیبا تویی


    این همه لطف، این همه نگاه، این همه حس... مسبب هیچکدامشان، حتی برای ذره ای، "من" نیستم... همه تویی!
    وگرنه روسیاهی مثل من کجا... حرم باصفای تو کجا!
    این دل دیوانه کجا... لیاقت همجواری با تو کجا..!

    میدانی؟ واژه کم است
    کدام جمله میتواند این همه لطف را بیان کند..؟ این همه کرامت را تداعی کند..؟
    ...
    عرضی نیست
    حاجتی نیست... همین که شهرمان بهشتی دارد به نام "حرم تو" برای هفتاد پشت من کافیست :)



    ز آستان رضایم خدا جدا نکند
    من و جدایی از این آستان؟ خدا نکند!..
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      121
  8. مهدیه سادات (دختر خوبی شدم)

    خداراشکر که سلطان شهرمان تویی😊




    انتهای خیابان مان گنبدی زیباست،
    بارگاهی ملکوتیست ،
    ان جا که اوایل که بچه تر بودم نمیشناختم کجاست!؟
    اما حالا خوب میدانم،
    انجا
    بالاترین نقطه نور است،
    آرام ترین نقطه شهر
    آنجا که وقتی قلبم از کینه و نفرت از آدمهای اطرافم پرشده است،
    وقتی تمام غصه های دنیا بر سرم اوار شده است،
    به انجا میروم و طوری اشک میریزم که ذره ای افسار اشک هایم دست خودم نیست.
    به انجا میروم حس میکنم ک سر بر دامان آقای رئوف نهادم...
    گریه میکنم گریه میکنم گریه میکنم.
    احساساتم بمن میگوید ک پدر مهربانم دست بر سرم میکشد و میگوید:
    جانه پدر ارام باش😊
    در ان لحظه میان گریه هایم از شوق میمیرم،
    ازینکه اقا مرا تسلا داده است.
    انجا مهربان دلی ست که همه حرفهایم را گوش میدهد،
    حرف ک چه عرض کنم گله هایم را گوش میدهد و ارامم میکند،
    وقتی میخواهم ب خانه برگردم،
    حالم مثل ان کبوتر هاییست که نمیتوانند دل از ان گنبد بکنند...
    در راه برگشت همه جا نور است،
    همه خوبند،
    انگار دنیا را تکان داده ای،
    همه شادند.
    آنجا که میگویم،
    حرم است
    حرم اقای مهربانی،
    حرم مهربانه مطلق،
    حرم سلطان خوبی ها....

    راستی آقا خداراشکر که سلطان شهرمان تویی😊
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      120
  9. ارشیا / شکست خورده از شیطان

    حرفم نمیاد متن های زیادی تو سرمه اما نمی تونم بیارم رو کاغذ

    معصومه خانم ، بانو جان بارها شنیدم ک زبارت مرقدت عین زیارت مشهد

    البته تعجبی هم نیست ......

    بانو جان یکی از برادر هایت در شیراز هست ! آن یکی در مشهد خودت هم که ماندی در قم

    چقدر در حق برادر شاهچراقت ظلم میشود ، حتی گوئی در این مسابقه هم جا نداشته است

    مهم نیست معصومه جان ، نمی خواهم زیاده گوئی کنم. می خواهم این متن را همه بخوانند

    خودت هم که نگین یاقوتی انگشتر الماسی ایرانی، بانو اگر تو را نداشتیم انگشتر ما بی نگین

    می ماند ، بقول امروزی ها مرسی که هستی . اگر اجازه دهی بروم پیش برادرت، بروم مشهد

    سلام آقا حال و احوال خوب است ؟

    آقا میگن که شما یه روزی به زور شدی ولیعهد ایران ، آقا میگن تو زمانی که واسه اعراب

    ایرانی ها موجودات پست بودن ، زمانی که از طرف حکومت های عباسی و اموی ، به مردم

    این کشور ظلم میشد ،شما شدی ولیعهد آقا میگن که زور کردن ولی خوب خودشون هم..

    آقا میگن اون ظالم گربه صفت البته بلا نسبت گربه وقتی دید شما داری مردم رو آگاه میکنی

    وعده داد بهت ، گفت داش رضا ما جفتمون عربی م اینا ایرانی ان نژاد پستن نمیفهمن شما

    چرا داری کمکشون میکنی بیا فلان جا رو تو اداره کن بزار ما هم به خوشگذرونیم برسیم

    جلوشون واستادی قبول نکردی گفتی ، عرب و عجم نداره اینا مسلمون هستن و ..

    کاری ندارم ، میگن که آقا بهت سم دادن، میگن که مردم ایران وقتی از شهادتت خبردار شدن

    انگار پدرشون رو از دست دادن .....

    آقا گوشت با منه میشونی چی میگم ؟

    آقا دمت گرم که پشتون واستادی ، آقا خیلی آقایی که پشت ایرانی ها واستادی ، آقا آخه

    ایرانی ها خیلی بیچاره کشیدن ، از زمان آژدهاگ ماد ، حمله ی اسکندر ،حمله ی اعراب ،

    حمله ی مغول ها، دخالت انگلیس ها و ..

    آقا الکی نیس که شدی قلب مردم ایران ، الکی که به شهرت نمیگن قلب ایران ، آقا که ضامن

    آهو شدی ضامن ایرانی ها شدی ، آقا ضامن من میشی؟

    آقا با اجازه مرخص شم از خدمتت ، بازم به قول الانی ها آقا مرسی که هستی

    _ بچه هه هوای شاهچراق رو هم داشته باشد

    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      119
  10. یه پیشنهاد

    خواهشا اگه میشه همه ی شرکت کننده ها به جای 100 تا ، 114 تا(تعدادسوره های قرآن) صلوات بفرستن که 14 تای دیگش تقدیم بشه به بقیه ی شرکت کننده ها

    اینجوری کسی دست خالی مسابقه رو ترک نمیکنه!
    • پاسخ:

      نازنین:
      پیشنهاده خوبیه ولی صلاح دیدن اینجوری باشه اما بازم مطرح میکنیم

      نرگس:
      آره پیشنهاد خیلی خوبیه، چشم اعمالش میکنیم 🌹
  11. تجارت ثواب



    ای فروغ خراسان ... غریبی که انیس الغربایی ... معشوق دلدادگان آیین حق ...
    دلم گرفته و پایم نا ندارد . پیرامونم سراسر ظلمت است . ندانستم این اندک زمان زندگانی را چگونه گذرانیده ام که نه بهره ای برده ام و نه ثروتی در حساب دارم . دست تهی و مددطلبم را به سویتان آورده ام .

    تصمیم گرفته ام کسب و کاری راه بیندازم و به داد و ستد بپردازم . غصه هایم را ، دل شکسته ام را ، گناهانم را به فروش می گذارم ؛ چرا که خدا خریدار دل های شکسته است و بهای خوبی هم بابت آن می دهد! . میخواهم همه اش را به رضایش بفروشم . چرا که حب و رضای پروردگار در این روزگار گران است و کمیاب ؛ و چنین معاملتی تمنای هر تاجری ست ...
    اما تجارت که به این سادگی ها نیست . قدری سرمایه می خواهد . باید به فوت و فن کار آشنا بود . من هم که تمام عمر در گرداب خسران دست و پا زده ام و دستانم پر از خالیست!
    باید که چنگی به ریسمان الهی بفشارم . ریسمانی که سرنخش نزد اهل بیت است . شما نیز از ایشانید! .
    در این بازار آبرومندید . حرفتان خریدار دارد . ثروتی بسیار دارید . دست این تازه کار نوراه یافته را بگیرید که سخت ترسانم از سقوط ...
    مرا یاری رسانید که تا عمر دارم نوکر و زائر بارگاهتان باشم . ای آستان لطف ، مرا نیز شربتی شیرین از محبت خود بچشانید و راه سعادت را در این آشفته بازار بنمایانید .

    برای شروع ، می خواهم قدری از گنجینه ی معرفت الهی وام بگیرم . ضامن معتبر می خواهند . می شود ضامنم شوید ؟
    قول میدهم خوش حساب باشم و خلف وعده در این پیمان جایز نشمارم .

    امضا: دوستدار شما .
    برسد به علی بن موسی الرضا
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      118
  12. به نام خالق ارامش
    سلام اقا جانم
    امده ام به سویت رو سیاه رو سیاه تر از تاریکی شب
    دلم برایت تنگ شده برای ارامش حضورت در زندگانیم
    دور شده بودم ازت غافل از اینکه تو همراه منی و من لایق به دیدنت نیستم
    میدانی چون اهوی گم گشته به هر سو دوانم تا در اغوشت نگیرم نگرانم
    من را دریاب رضا جان
    گنه کارم ضامنم میشوی پیشش
    من جز بخشش او چگونه ارام شوم
    من را بطلب رضا جان
    وای از روزگار تارم که بی یاد تو گذشت
    اقا جان من را به حال خود غریب تنها مگذار خودت درد غریبی را چشیده ای
    با من باش تا در تنهاییم خدارا هر لحظه احساس کنم زیرا تو عکس خدا در ایینه ای
    کاش به اندازه کبوتر های صحنت باارزش بودم تا هر لحظه تو را درکنار خود داشتم
    دلم گرفت ای دوست هوای گریه با من...
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      117
  13. سلاااام.نمیدونم از کجا شروع کنم و نمیخواهم ادبی بنویسم دوست دارم راحت باشم تا وقتی دلنوشته ام تمام شد سبک شوم مانند پر.باران.برگ.....
    خیلی وقت است دلم گرفته میخواهم باکسی سخن بگویم اما هرچه میگردم پیدا نمیکنم.....
    باز هم دوباره آمدم و به شما پناه آوردم مثل دفعات قبل اما ایندفعه فرق دارد خییلی هروقت به بنبست میرسم این جمله یادم می اید((صدبار اگر توبه شکستی باز آی))واین جمله نیرویی عظیم در من بوجود می آورد.راستی شنیده ام ضامن میشنوی حتی ضامن یک آهو نیز شده ای""
    ضامن من میشوی ضامن کسی که سگ رو سیاهت است کسی که دیگر رویی برایش نمانده کسی که شرمنده است....
    میدانم که میشوی زیرا همان امامی هستی که به مهربانی ها میشناسنند همان کسی که سالانه میلیون ها نفر را شفاعت میکنی.
    راستی دیگر غریب نیستی مگر نه؟زیرا سالیانه میلیون ها زائر از سرار دنیا برای دیدنت می آیند.
    من را هم طلب کن میدانم باعث شرمندگی است اما به تو پناه آوردم دسترد به سینه ام نزن.هرگاه اسم تورا میشنوم قلبم تند تند میزند و هنوز نفهمیدم علتش چیست؟ ترس.علاقه.و...
    ممنون از اینکه به خراسان آمدی و لقب رضوی به آن بخشیدی ممنونم از شما قربان قدمگاهت بروم که باعث افتخار است.
    حال خودم را در ایوان طلایی ات تصورمیکنم و به یاد این بیت میوفتم:
    {قربوون کبوترای حرمت امام رضا قربون صحن و سرای حرمت امام رضا}
    هرگاه این بیت را میخوانم آرامش عجیبیدر وچودم پدید میآید.
    ای مهربان.ای رئوف ای امام خراسان یا اماااام رضا دوستت دارم.فقطمیتوانم با زبان مادری ام بگویم دوستت دارم و ای کاش
    هزاران زبان دیگر را بلد بودم تا بتوانم از زبان جهانیان بگویم دوستت دااااارم.

    هر حرفی که میخواستم بگوییم را گفتم فقط
    ((آمده ام ای شاااه پناهم بددده))

    اللهم عجل ولیک الفرج
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    برای برنده شدن نیامدم فقط برای خالی و سبک شدن امدم که حالا این حس را دارم ممنون از شما
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      116
  14. علیرضا از نوع پولاد

    سلام پدرم

    سلام

    صبحت بخیر
    خوبی!
    چه خبر؟

    چند روزی بود دلم هواتو کرده بود

    هنوزم به گناه کارا سر میزنی...
    هنوزم دست نوازش و محبتت رو روی فرزندانت نگه داشتی؟

    یا امام رضا قربون قدم های مادرت پدر و‌مادرم به فداتون
    دست ماهارو بگیرید
    محکم تر از همیشه...
    میدونم چوب خطمون زیاده ولی کرم شما هم بیحسابه اقا جان

    به خودمون ظلم کردیم بهمون کمک‌کن
    بحق مهدی فاطمه س هیچ‌وقت هیچ لحظه از ما دور نشو اگه ما دور میشیم غفلت میکنیم...

    شرمندم یا ضامن اهو
    شرمندم که باید اقا صاحب الزمان منتظرمون باشه
    ولی ما همچنان منتظر اتفاقات...!!!

    سرتونو درد نیارم

    لایق وصل توکه من نیستم
    اذن به یک لحظه نگاهم بده
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      115
  15. 🌹🌹🌹یافاطمه الزهرا☘☘☘(حسن)🌷🌷🌷

    سلاااااااااااام
    اقا جون سلام
    من دلم برات تنگ شده
    درسته که من امروز از پیشت اومدم ولی خودتم میدونی خداحافظی نکردم گفتم بهت که باید زود بطلبی بیام
    الان ساعت۳شبه خونمون شلوغ بود اقا همه از اومدنمون خوشحال بودن و من ناراحت اخه موقع برگشتن میخواستم کیفمو بردارم دستم پیچ خورد و خیلی درد داشت گفتم خیلی ممنون اقا خیلی ناراحت بودم رفتم رو صندلی سالن دراز کشیدم گفتم اقا درسته که من جز سیاهی لشکر حرمت بودم اقا تو دلم میگفتم اقا حالا که دست خالی اومدم چرا دست درد گرفتم که تمرکزمو بهم بریزه اقا یادته تو مناجات نیمه شب تو رواق امام حاج سعیدحدادیان داشت مناجات میخوند حاج سعید که میشناسی همونی که هر روز جمعه میطلبی بیاد تو حرمت سحر جمعه مناجات بخونه گفتم اقا حاجتامو نوشتم انداختم تو ضریحت فقط یه چیو یادم رفته بنویسم اونم امضا کربلاجدت و مشهد هرساله خودته
    اقا خوشکه امام جونم
    یه بار حاج سعید داشت نوحه میخوند دو بیتش بیتش این بود :
    خوشبختی یعنی تو کشورت امام رضا داری.... غریبی ویه آشنا داری
    خوشبختی یعنی وقتی که از زمونه دلگیری.... به سمت مشهدالرضا میری خوشحالی
    شاه و سلطانم نوکرتم امام رضا جانم
    اره اقا ما تورو داریم
    بنظرم خوشبختی ما داشتن عکس تو حرم توه اقا پس من خیلی خوشبختم که کلی عکس دارم تو حرمت
    آره ما اینیم💪💪💪💪💪
    سر جمع کلامم
    نوکرتم ابروی کشورم
    .
    .
    .
    .
    .
    مدیران عزیز من حرف دلمو نوشتم و از جایی کپی نکردم
    .
    .
    .
    .
    سلامتی امام زمانم ۱۴صلوات بفرستین اگه مهمه براتون
    ۱۹روز پاکی
    یافاطمه الزهرا(حسن)

    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      114
  16. تقدیم به امام مهربانی ها و خالقی مهربانتر

    زمان برای من یک نعمت بود...
    براستی خدا چقدر مهربانتر است؟؟؟....

    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا


    اقا جان...نمی دونم از کجا شروع کنم...از بدعهدی هام...از پست بودنم...از گناهانم...

    یادمه باهات عهد بستم...ک خوب باشم و دیگ گناه کبیره نکنم...عهدی بس دروغین بود...زمان یه نعمت بود و وجود شما نعمتی بس بزرگتر...زمان باعث شد به روزهای پاکی ک شما برای من طلب کرده بودید نزدیک بشم...در آخر رسیدم...براستی شاعران بزرگ انگار فقط به ویژگی نابودکنندگی زمان اشاره کردند...ولی نه... زمان  برای من یه نعمت بود...یه نعمت ک باعث شد هم اکنون به جای اینک از شما بخوام من رو در مسیر هدایت قرار بدید...از شما بخوام من رو در مسیرم ثابت قدم نگه دارید...اقاجان...زمان روی خیلیااا غبار و خاک ریخت...اری...خیانت کرد...ولی به خاطر دعای شما با من دوست شد...اری من رو پاک کرد...همچون بادی ک روی بعضی ها گرد و خاک می ریزد و از برخی دگر گرد می رباید...اقا...من چندمین بنده ای هستم ک از زمان ادم تا اکنون خویش رو بدترین خلق خدا معرفی کرده...اری بدترین خلق خدا...اری تر...پست تر از چهارپایان...شما آگاه ترید...من هدفی جلوی چشمانم بود‌...اینک باشم از یاران نزدیک فرزندتون...بالاترین هدفی ک توانم فرض کرد...ولی این هدف جز مانند نوشته ای روی تابلویی شیشه ای نبود در جلوی چشمان ناپاکم...بله تابلوی شیشه ای ک انطرفش زینت های دنیایی و هوس های شیطانی مشخص است و روی ان نام فرزندت...عجیب این است ک نگاهم به افق و دوردست ها بود در حالی ک هدف رسیدن به خدا در مقابل چشمانم بود...به افق نگریستم ، شیطان مشغولم کرد...در حالی ک کلمات نوشته ی( تو باید از یاران نزدیک ایشان باشی) مقابلم در نزدیک چشمانم رژه می رفتند...اقاجان...العفو...العفو ک شیطان پرست بودمو و منتظر فرزندت... چنین ممکن است ک هم منفی بی نهایت باشی هم مثبت بی نهایت؟؟؟؟؟....خدا هم چنین فرضی نیافریده...ولی نمی دانم چرا این دو بی نهایت برای من جمع شد؟؟ اری من هم از هوس های شیطانی  پیروی کردم...بدترین گناهان کبیره رو انجام دادم...هم هرز گاهی نگاهم به نوشته  ی روی تابلوی شیشه ای  جلوی چشمانم می افتاد...و دوباره سریع به دوردست خیره می شدم...کلمات روی تابلو شیون(فریاد) می زدند...ولی آیا گوش شنوایی در من بود؟؟؟...براستی خدا راست تر گفت...گمراهان گوش شنوا و چشم بینا ندارند...من صدای رژه ی آن کلمات رو نمی شنیدم...در روزهای غم تو آقا...من با انجام گناه خوشحال بودم...در روزهای شادی ات...غمی در دلم می افتاد...یقین پیدا کرده بودم گمراهم...به خداااا قسم در ذهنم نمی گنجد مهربانیت خدااااااا....من با ان همه هوس پرستی ها و بی حرمتی ها با دعای خیر شما روبرو شدم...براستی خدااااا چقدر مهربانتر است؟؟؟؟؟؟؟؟ ... آقاجان حالا با دعای خیر شما هدایت یافتم...ولی چیز دیگری به من اضافه شد...ارزوهایی بسیار بی نهایت...اما نه برای دنیاااا...برای رضایت خالق تو...  به راستی خدا چقدر مهربانتر است؟؟؟؟؟؟؟

    زمان : اذان صبح روز چهارشنبه ۲۸ تیر
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      113
  17. دعاکن آرزو به دل نمیرم(سودا)

    آخخخخ آقا چرا سیرنمشیم از حرف زدن باهات
    بازم شب شده و عشق بازیت بادلم تمومی نداره
    بخدا از دلتنگیم هرررررچقد بگم کم گفتم
    آخ دلم اروم وقرار نداره
    آقاییی قراره دل بیقرارم باش
    آرومم کنننن
    این حس وحالم چ حالیه اخه
    چشامو میبندم هی گریه میکنم
    قشنگ حس میکنم تیکه دادم به در ورودی به همون در چوبی
    که موقع خداحافظی نشستم اونجا ونمیتونستم دل بکنم
    حس میکنم همونجام میون اونهمه شلوغیی
    سرمو باچادر مشکیم کشیدمو فقط گریه میکنم
    دیوونه نیستماااا
    عشقههههه عشقق
    حرفم اینه آخه چرا انقد دلتنگت میشم چرا اینهمه بی قرارت میشم
    دوباره منو ببرکنار ضریحت
    الان اونقد دلتنکم که حتی راضی ام تو خواب ببینم بلکم دلتنگیم رفع شه
    اقا میدونی چجوری بیقرارم تشنه ی تو بیابون دیدین
    چ حالی میشه اینه حالم ها


    میدونم روسیام من اگه بی وفام
    ولی عشقم اینه عاشق این آقام....
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری:
      111
  18. السلام علیک یا علی ابن موسی الرضا❤

    سلام اقای خوبیها
    سلام امام مهربانم
    گرچه ازت خیلی دورم اما قلبم همیشه پیش تو هست❤
    همیشه به عشق تو ...به عشق اینکه یه روزی حتما میام پابوست خوشحالم
    اقا جون همه میگن اقا امام رضا هرکی رو که دوست داشته باشه دعوتش میکنه حرمش اما من با این حرف زیاد موافق نیستم
    درسته من ادم خوبی نیستم و لیاقت اومدن به حرمت رو ندارم اما اینم میدونم که اقای من اینقدر مهربونه که ادم بدارم حساب میکنه و دوستشون داره
    چون مطمئنم
    اقا جون یادته از کوچیکیم چقد عاشقت بودم و چقد دوستداشتم بیام حرمت
    اخه من اینو شنیدم :
    گره کور مرا خیر توسل وا کرد
    مادرم گفت رضا، در دل من غوغا کرد
    من خیلی خیلی خیلی ....زیاد عاشقتم
    یادمه وقتی ۵ سالم بود همش با خودم میگفتم من برم حرم اقا امام رضا حتما منو شفا میده حتما
    اصلا امکان نداره من برم اونجا و خوب نشم
    با خودم میگفتم شفای مریضی من دست امام رضاست
    یادته اقا وقتی کوچیک بودم چند بار میخواستم بیام حرمت ولی نشد
    یادته وقتی کلاس سوم دبستان بودم درست ۹ سالم بود مامانم با کاروان میخواست بیاد مشهد و منم میخواست بیاره چون من کوچیک بودم منم میخواست بیاره با خودش
    مامانم وقتی اومد مدرسم تا اجازمو بگیره یه هفته وقتی مامانمو دیدم چقد خوشحال شدم از خوشحالی داشتم بال در میاوردم
    اما .....وقتی مامانم اومد پس بهم گفت خانم مدیر اجازه نداد گفت نزدیک امتحاناست اگه بره از درسا عقب میفته
    یادته اونموقع چه حالی داشتم
    اشکام میرفت
    خودم رفتم به مدیرمون گفتم نه یه هفته هیچی نیس من میخوام برم اما گفت نمیشه
    یادته وقتی مامانم رفت من نه غذا میخوردم و همش گریه میکردم به یاد تو
    اقا جون بعدش به مامانم زنگ زدم گفتم برام از حرم اقا یه یادگاری بیار که تا اخر عمرم نگهش دارم و پیشم بمونه
    وقتی مامانم اومد با خوشحالی از مدرسه اومدم و گفتم مامان چی اوردی برام هدیه؟؟
    مامانم یه گردنبند که روش نوشته بود یا امام رضا و یه عروسک خوشگل اورده بود
    وقتی اونارو گرفتم گفتم مامان من اینارو تا اخر عمرم نگهشون میدارم چون یادگاری امام رضاست
    من با اینا انگار میرم مشهد
    اقا جون هنوزم این عروسکمو که لباس خوشگل سبز داره رو دارمش
    و اون گردنبند خوشگلم دارمش
    من با اینا بزرگ شدم
    خیلی حس خوبی پیدا مسکنم وقتی میگیرمشون
    اقا جون تا حالا شاید بدونی که چقد دوستت دارم
    و اما همیشه یه سوال برام بوده که چرا هیچوقت تا حالا منو نخواستی و دعوتم نکردی حرمت ؟
    اما باور نمیکنم که دوستم نداری
    چون مادرم همیشه بهم میگفت که امام رضا گفته هرکسی که زیارت خواهرم حضرت معصومه بره ینی منم زیارت کرده
    برای همین منم خوشحالم چون پابوس خواهرتون زیاد رفتم
    و من خواهرتونم خیلی خیلی دوستشون دارم و عاشقشونم
    اقا جون میدونی بعضی وقتا با خودم میگم هرکس که بیاد حرم شما غیر ممکنه که بدون حاجت برگرده
    چون شما هیچکسو بدون جواب نمیفرستین
    میگم‌ منم که به مریضی دارم حتما حکمت خدا نیست که خوب خوب بشم فعلا برای همین منو دعوتم نکردین
    چون نخواستین بدون خواست خدا خوب بشم
    میدونم شما گذاشتین هروقت حکمتش شد و وقتش رسید منو بطلبید
    اما اقا جون من نمیخوام به خاطر خوب شدنم بیام حرمتون
    من نمیخوام‌به خاطر حاجتام بیام
    من فقط میخوام بیام از نزدیک ببینمتون
    میخوام تو حیاط حرمتون راه برم
    میخوام حرمتون رو از نزدیک ببینم
    میخوام اونجا از نزدیک باهاتون حرف بزنم
    خودمم نمیدونم که چرا اینقد به شما علاقه مندم و دوستتون دارم
    خیلی دوستتون دارم خیلی
    اقا جون میدونم من زیاد دختر خوبی نیستم
    من همیشه ناراحتتون کردم
    اما همینکه که الان مدت زیادی هست که پاکم احساس میکنم با پاکیم یکمی ازم راضی هستین نسبت به قبلا
    هنوزم خیلی چیزای دیگست که باید درستش کنم
    یکیشم همین حجابمه
    اقا جون کمکم کن ....کمکم کن تا بتونم دختری باشم که با کارام همیشه خوشحالتون کنم و شادتون کنم
    فقط میخوام بگم من هرچی نباشه شیعه ام و عشق شما تو قلبمه
    پس کمکم کنید تا برای همیشه پاک بمونم و راهمم بشه راه خواهرتون حضرت معصومه (س)
    میدونم هرچند لیاقتشو ندارم اما اگه شما بخواین میشه
    همه چی ممکن میشه
    منتظرت دیدار صحن حرمتون میمونم
    من هیچوقت ناامید نمیشم
    دوستتون دارم
    زهرا❤💖❤

    تشنه‌ی جرعه‌ای از آب زلال حرمم ...
    بهتر از صحن رضا در همه‌ی عالم نیست
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      110
  19. حسین مرد روزای سخت

    میشود بیایم؟؟؟؟؟؟

    شهر شما قم هست. میدونید من تا حالا قم نیومدم.. و تا حالا هم حرم شما رو ندیدم. میدونم که برادر ها حرف خواهرشون رو گوش میدن . میشه به امام بگید یه بار دیگه به من فرصت بده ؟؟؟ خواهش میکنم . میشه سفارش من رو پیش برادرتون بکنید؟؟ خیلی ناپاک هستم خیلی خیلی ولی شاید هنوز به اندازه یه زیارت پاک باشم و ارزش داشته باشم..
    فقط یه بار دیگه...
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      109
  20. دعاکن آرزو به دل نمیرم(سودا)

    سلام آقای خوبم
    سلام آقای کریمم
    شما همچنااان عشق اولمی وهمچنااان مهربونی درحقم میکنی
    و
    منم همچنااان یه نوکر دروغ گو...
    راستش چن روز پیش این بخشو دیدم اما اصننن دلم نخواس چیزی بنویسم براتون چون میدونم همیشه قولام دروغ از آب درمیاد
    همیشه ادای آدمای خوبو در میارم براتون
    اماتو نوکراتون بدتراز من ندارین
    خدایی....
    داری آخه؟...
    چن روزه کلااا بیخیال توبه ودلنوشته وهمه چییی شده بودم
    که بلکم آدم شم والکی وعده ندم
    که شاید کم روسیاهی به بار بیارم پیش شما
    اما...
    بازم بعد یه سال یادم افتاد آهنگ حامدزمانی رو گوش بدم
    میدونین کدومو میگم
    آقا همونکه چننن سال هرشب باکلمه به کلمه اش گریه میکردم
    وهرشب با گریه خوابم میبرد...
    باز امشب حالمو دگرگون کرد این اهنگ باز مثل مث اون شبا باگریه خوابیدم
    اما بازم رو حرفم بودم که توبه نکنم
    نمیدونم چه معنیی داشت
    اما بازم خواب حرمتونو دیدم
    بازم دلم هوایی شده
    بازم شدم همون
    چراااااا؟؟؟؟؟؟
    معنیش چیهه
    نمیگم خوبمو این حرفا نه
    خوب نیستم که هیچی نفهمیدم از خوابم
    از اونهمه گریه جلو گنبد طلات
    اگه خوب بودم خودت بهم میفهموندی خب...
    چرا اون آقا تو خواب بهم گف چیزی از نماز نمیدونی خادمیت به درد نمیخوره؟؟؟؟؟؟؟
    واااای
    گیجممم...

    فقط یذره بابت خوابم حالم خوب شد که دوباره قدم میزدم توصحنت باگریه هام انگار خالی شدم...
    تمومه بغض این چن روزمو باریدم...
    خوابتو دیدم

    دوباره انگار که به ارزوم رسیدم
    باشه قبوله
    اصن برای دیدنت جونمو میدم...

    شاید اینم یه حمکتی داره که شاید آدم شم
    تولد منم توهمون هفته اس میون تولد شماو خواهرتون
    10مرداد تولدمه آقاجون
    یه عیدی وکادو بهم بدین اول پاکی میخام ازتون
    چون تا پاک نشم هرررچقدم زیارتتون بیام با درد نمیخوره
    اول میخام پاک بشم
    بعدشم یه زیارت دونفره برا ماه عسلمون
    تورو به جوادت کمکم کن
    دستمو بگیررر...
    همچنااان ازت میخام
    میخام که
    دعاکنی آرزو به دل نمیرم آیی😔😔
    امیدوارم دفه ی بعد روسیاه نیام
    الهی بحق الحسیننن(ع)
    الهی العفو

    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      108
  21. دختری در جستجو خدا (مریم)


    یک باره دیگه کوچه باغ دلتنگی هایم را فقط با نور گنبد طلایت روشن میکنم و روی قلب خسته ام نامتان را در تنهاترین لحظاتم از ته دل میخوانم وانگشتان نیمه جانم را برای گرفتن بارگاهتان التماس می کنم !
    تارو پود وجودم یخ زد...
    از همان لحظه ای که برای بار آخر دلم را در ایوان طلایت جا گذاشتم و دیگر دلم . دل نشد
    از شما دورم اما ...
    از بزرگترها شنیده ام هر جا که باشی دست به سینه که بگذاری و رو به بارگاهتان خالصانه که بخوانمتان انگار در جوار حرمتان ،شما را زیارت کرده ام . و من خوب میدانی که در بین هق هق های شبانه ام تو میخوانم از فاصله ای بسیار دور
    پس در میان آسمان ها حرمتان را دوباره می بویم و اذن دخول می خوانم ،اللهم انی وقفت علی باب من ابواب بیوت نبیک ....
    مولای من اجازه دارم وارد حرم بشوم ؟؟ ☝☝
    با تمام وجودم حرم زیبا تون رو ترسیم میکنم در میان تمام رویا های دخترانه ام
    حواسم بهتان هست آقا ..گرچه دل مشغولی ها امان سبک شدن نمی دهد اما ...
    کنار شما که نیستم اما از عمق وجودم حواسم به شماست مولا !
    برای شما دلتنگم حتی لحظه های که کمرنگ بودم ،حواسم به شما بود ..
    کنار شما نیستم اما هرروز برایتان می میرم و باز از حرم وجود مقدستان دوباره جان می گیرم و زیر سایه شما سبز می شوم از نو. و هر زمانی که دل تنگ دلم در ایوان طلایی تان میشم تنها به عکسی خیره میشم که یکی از بندگان خدا برایم فرستاد و خوب میدانی که با اون عکس زندگی میکنم زمان دل تنگی هایم
    اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی ....
    مولا جان شفاعتم کن 😔
    مگر نه این که خودتان فرمودید:هرکس از شیعیانم مرا زیارت کند در حالی که عارف به حق من باشد در قیامت شفیع او خواهم بود.
    مولا کاش من لیاقت شناختتان را داشته باشم و شما پیاله ی من حقیر را پر کنید ...من کوچکتر ازآنم که شمارا در قلب خود جای دهم چرا که بزرگترین آدم ها هم نمی توانند بزرگی شما در در چشم ودل هایشان جای دهند اما شما بزرگواری ...
    اقا جان جوادت اجازه بده دوباره بیام تو حرم با صفا تون یه دلی سبک کنم و در حیاط قشنگ تون نماز صبحی بخوانم و بازی بگیرد باد چادر نماز قشنگم رو
    دعوتم میکنی مثل ۵ سال پیش که التماس تون کردم زمانی که همه خواب بودن و صبح بابام گفت بریم مشهد؟؟ و امدم و دلم رو جا گذاشتم

    مولای من چه قدر زمان میبره تا دلم دوباره دل شود؟؟

    اشکم ها ببین دعوتم کن دلم خییییییلی گرفته 😔😢
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      107
  22. نارنجک دستی!

    سلام امام رضا خوبی؟
    منم رضا همونی که تو تولدت بدنیا اومد همونی که وقتی به دنیا اومد پرستار گفت((بچتون پسره اسمشم با خودش آورد)) من همونیم که هرسال دوتا تولد داره(یکی تولد خودت یکی هم خودم)معلومه که میشناسی^_^

    مگه میشه ما هم دیگه رو فراموش کنیم؟مگه میشه دوستای صمیمی همو فراموش کنن؟هرچند که گاهی وقتا من بدقولی میکنم ولی همیشه به یادمی

    امام رضای عزیزم خیلی حرفا تو دلم دارم که بهت بگم خیلی دلم میخواد بیام حرمت ولی نمیشه واسه همین حرفای دلمو توی یه شعر خلاصش میکنم

    اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من/دل من داند و من دانم و دل داند و من
    خاک من گل شود و گل شکفد از گل من/تاابد مهر تو بیرون نرود از دل من
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری:
      106
  23. حسین مرد روزای سخت

    درد فراق

    سلام امام رضا. سلام ضامن آهو...
    یادش بخیر. چقدر زود گذشت..
    چهار سال دوری کشیدم ، چهار سال.
    چهار سال مثل پرنده ایی تو قفس حبس بودم..
    بال و پرم شکسته بود و دلم غم زده..
    رویای پاکی داشتم و پرواز...
    از وقتی که گناه کار شدم ازت دور شدم..
    مثل پسر بچه های کوچولو دست بزرگترمو ول کردم و رفتم... بعد چهار سال پسر کوچولو تازه فهمید چه اشتباهی کرده.
    ولی دیگه نیستن فایده نداشت.. یخورده دیر شده بود.پسرک قصه دیگه ساده نبود ، اون تو گناه غوطه ور شده بود و روز به روز بد و بدتر میشد.
    افتاده بودم دنبال لذت های کوتاه.
    شما دلت برام سوخت ... خواستی منو از گناه بیرون بیاری و دستم رو گرفتی..
    نوش داروی شما آقا جان مثل بقیه نوش دارو ها نبود. نوش دارو شما به موقع و بجا بود. نوش دارو شما جان تازه ای به من داد.
    دقیقا یادمه که چجوری طلبیده شدم. تابستان بود. ساعت نزدیکای 9 و 10 بود ، فقط به و گوشم رسید که مادرم میخواد بلیط مشهد بگیره. باورم نمی شد. با هر منطقی حساب کردم ، اون سفر حق من گناه کار نبود. من با هر منطقی حساب کردم به جز منطق امام رضا..
    با منطق شاه خراسان حتی من گناه کار هم میتونستم به زیارت برم...
    اومدم به حرف دل توبه 94 و گفتم. حتی باور نمی کردم..
    همون روز داستان علی گندابی رو خوندم. اسم علی گندابی رو تو یکی از مداحی های کربلایی جواد مقدم شنیدم. داستانش رو که خوندم گریه ام گرفت و چشم هام مثل چشمه امیدم به پاکی خشک شده بود و چند قطره بیشتر اشک جاری نشد...
    اومدم پیشت.. دستم به ضریحت رسید.. ازت پاکی خواستم و شما بهم دادی.. یکسال طول نکشید و اواخر سال بود که من به پاکی نزدیک نزدیک بودم.
    ولی هزار افسوس و غصه که عهد شکستم. من سبو شکستم. از روز عهد شکستن تا امروز من پر پروازم آسیب دیده. شما میتونی بال و پرمو خوب کنی ولی میون پرنده های گنبدت من چجوری پر بزنم ؟؟؟؟ از همشون رو سیاه ترم..
    چشمای خسته من لیاقت دیدن گنبد طلایی تو رو داره؟؟؟
    گوش های من طاقت شنیدن اذان تو حرم تو رو داره ؟؟؟
    پاهایم چطور ؟؟؟ میتونن منو تا مشهد الرضا برسونن؟؟؟
    شاید پاهایم ، چشمانم و گوش هایم مرا یاری کنند اما دست هایی که با آنها گناه کردم دوباره ضریح تو را لمس می کنند ؟؟؟؟؟
    بعید میدانم. روز وصال کی میرسد ؟؟؟

    موجی وامانده در خود جا مانده بیرون از دریا مانده
    موجی سرگشته از خود برگشته تنهای تنها مانده
    جانی بیتابم چشمی بیخوابم لبریز از رویای تو
    موجی تنهایم روزی می آیم می افتم در پای تو
    روزی می آیم ، روزی می آیم می افتم در پای تو

    این دست تهی لبریز دعاست
    دامان شما گل باغ اجابت و التجاست
    آغوش شما لبریز خداست
    خلوت گه امن شکفتن غنچه ی گریه هاست

    این دست تهی لبریز دعاست
    دامان شما گل باغ اجابت و التجاست
    آغوش شما لبریز خداست
    خلوت گه امن شکفتن غنچه ی گریه هاست

    ای آینه رو دیدار شما آغشته ی لطف و عطاست
    اگر بیایم ، از شما کرب و بلا می خواهم.
    من تا قیام قیامت میتونم با شما حرف بزنم ولی خودتون حدیث دل خسته من رو میدونید..
    دل شکسته منو دیر یا زود میخری.
    🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری:
      105
  24. نارین خانم

    من غزالم !
    ..................
    من غزالم..
    پر از واهمه ...وحشت ..
    در این بیشه ی تنهایی
    من غزالم ..‌
    به تقلای وجودم
    به تمنای نگاهم
    تو ای ضامن آهو
    نگهم کن ..
    شاید این موج به جریان برسد...
    شاید این غصه به پایان برسد...
    نگهم کن ضامن آهو..
    من غزالم!
    گفتمت خسته شدم تا که به آبی برسم ؟؟
    ای دریغا!!
    که به حسرت به سرابی برسم...
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      104
  25. سلام امام رضا
    میدونم با وجود همسایگیت خیلی دیر دیر بهت سر میزنم
    ولی یادته اخرین بار همین هفته پیش بود
    اومدم حرمت تنهای تنها
    اومدم جلوی ضریحت زیارتت رو خوندم بعد رفتم یه گوشه پیدا کردم نماز توبمو خوندم بعدش کلی دعا کردم
    فکر کردم اوندفعه دیگه فرق داره و دیگه موفق میشم
    ولی چیشد؟
    میدونم کمکم میکردی
    ولی من چیکار کردم؟
    ادما خیلی زود فراموش میکنن
    میدونی تا الان چقدر من توبه کردم ؟
    یاندفعه باز دوباره تصمیم گرفتم
    نمیدونم میتونی بازم بهم اعتماد کنی یا نه
    نمیدونم بازم کمکم میکنی یا نه
    ولی به خدا دیگه بسمه
    دیگه هر چی عذاب کشیدم بسمه
    دیگه هر چی خوانستمو نتونستمو نرسیدم بسمه
    میخوام اخرین بارم باشه
    یعنی میشه؟
    نمیدونم باز کی میتونم از نزدیک ببینمت
    خیلی دلم برات تنگ شده
    میدونم خیلی نگذشته از اخرین بار ولی خیلی حرفایه جدید برای گفتن دارم
    دارم اون روزای خوبو تصور میکنم
    یعنی واقعا میشه ایندفعه بهشون برسم ؟
    لطفا کمکم کن
    نمیدونم خدا منو بخشیده یا نه
    لطفا شما سفارش منو پیشش بکنم
    هر چند کارنامه سیاهی در زمینه توبه دارم
    خیلی دوست دارم
    کاش این دفعه اخریش باشه ...
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      103
  26. زینب سادات:

    دلنوشته به حضرت معصومه

    برای کسی که با آمدنش شد خواهر عزیزتر از جان امام رضا(ع) و روز تولد این عزیز شد روز دختر.


    برای دختری می نویسم که به امید دیدن برادری مهربان آمد اما نتوانست روی ماه او را ببیند و امام رضا(ع) هم برای همیشه دیدن خواهرش برایش آرزو شد.


    دختری پاک که نام فاطمه برازنده ی او بود و لقب معصومه او را زیباتر و پاک سرشت تر کرد.

    کسی که تنها خواهر امام رضا(ع) است و همچون نگینی برانگشتر ایران می درخشند.و چه چیزی از این بهتر که دو گوهر و ماه تابان کنارمان باشند و هر لحظه با صدازدن نامشان آرامش تمام روح و جانمان را فرابگیرد.

    ای بانوی بهشتی سالروز تولدتان مبارک.
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری :
      102
  27. زینب سادات:
    دلنوشته برای امام رضا


    به آستانة محبّت تو، دامن دامن حاجت می آوریم و صحرا صحرا کرامت می بریم. چه کنیم که ظرفیت دست و دامن کوچک ما اندک است، و الاّ دریای احسان تو بیکرانه است.میلیون ها زائر را می پذیری، نه منّت می گذاری و نه منّت می پذیری. هرکس را به نحوی می نوازی، تو «رضا» یی و همه را راضی بر می گردانی و ذرّه ای از عنایت تو و ارادت ما کم نمی شود.آنجا که فرشتگان به کفشداری حرمت مشغولند و کرّوبیان خادمان افتخاری آستان تواند، ما کمتر از آنیم که خاک پای خستة زائرانت باشیم و «اباصلت» آستانت به شمار اییم. اما تو زائرانت را دوست داری و در خانة خودت به حضور می پذیری.لحظه ای که دلمان می شکند و شانه هایمان می لرزد و اشک در دیدگانمان حلقه می زند، یعنی اذن ورودمان داده ای.وقتی «السلام علیک» می گوییم، رواق چشممان با قطرات اشک، ایینه کاری می شود. آنگاه از پشت ضریح اشک، سیمای تو را می بینیم که در هاله ای از عصمت سبز قرار دارد و دست عنایتت بر سر زائران است و نگاه مهربانت، ضامن آهوی دل ما می شود، دلی که از همه جا رمیده و به حرم تو روی آورده است.همة هستی ما، نذر یک لحظة حضور در کنار ضریحت باد!
    • پاسخ:

      کد دلنوشته برای رای گیری : 
      101