اگر خدا مهربونه، چرا بنده هاش رو عذاب میکنه؟! :: مرکز نزدیکی به خدا
مرکز نزدیکی به خدا

خوش آمدید.

اینجا مرکز ترک تضمینی خودارضایی می باشد که متعلق به همه ی ماست.جایی واسه پیدا کردن خودمون برای بازگشت به آدم پاکی که بودیم و رهاش کردیم.

روش ترک تضمینی خودارضایی، پست ثابت وبلاگ هست.
اللهم عجل لولیک الفرج

اگر خدا مهربونه، چرا بنده هاش رو عذاب میکنه؟!

نکته های ناب

رحمت و عذاب خدا
 
مگه نمیگن خدا مهربونه؛ بنده هاش رو دوست داره؟
مگه نمیگن از مادر مهربون تره؟
پس چرا بنده هاش رو بخاطر گناهان عذاب میکنه؟! یه مادر که هیچوقت دلش نمیاد بچه اش رو عذاب کنه!
اول سوره های قرآن هم خدا خودش بارها گفته که رحمن و رحیمه. پس همچین خدایی چطور میتونه این بنده هایی که آفریده رو عذاب کنه؟😕
 
 
پاسخ را در ادامه مطلب بخوانید
 
 
هیچ شک و تردیدی در مهربانی و رحمت گسترده ی خداوند نیست. اما اینکه چرا بندگان به واسطه ی گناهانی که انجام میدن، عذاب میشن؛ با دقت در ساختار نظام عالم هستی میتونیم علتش رو متوجه بشیم.
 
نظام آفرینش بر پایه ی قوانینی شکل گرفته، که از منظر انسانی، انجام یک سری کارها موجب رشد و ارتقاء ما میشه، و انجام برخی کارها هم موجب انحطاط و تنزل ما میشه.
یعنی رابطه ی دقیق ما با اعمالی که انجام میدیم، تاثیرپذیریه. هرگونه عملی که از ما سر بزنه، موجب شکل گرفتن گِل وجودی ما میشه. و حقیقت وجود ما رو در نهایت همین اعمال رقم میزنن.
 
و اما در این بین، موضع خداوند به عنوان هدایتگر و راهنماست. یعنی خداوند نسبت به چیزهایی که موجب سقوط ما میشن، هشدار داده و اطلاع رسانی کرده، و گفته مبادا سراغ این کارها برید، وگرنه دچار عذاب میشید.
 
به بیان واضح تر اینطور نیست که خداوند کمین کرده باشه تا ما مرتکب هر گناهی که شدیم، در آخرت عذابمون کنه. درست مثل مادری که به بچه اش گفته مراقب باش موقع بازی چیزی رو نشکنی. و بعد هم بچه بزنه وسیله ای رو بشکنه، و بعدش مادر بگه حالا که دقت نکردی و به حرفم گوش نکردی، تنبیهت میکنم. نه، خداوند اینطور نیست!
بلکه مثَل خدا، مانند مادر دلسوزی میمونه که به کودکش میگه مراقب باش دست به بخاری نزنی، وگرنه دستت میسوزه. و بارها و بارها هم در این مورد به فرزندش هشدار میده. حالا اگر اون بچه بره و دست به بخاری بزنه، سوختن دستش، نتیجه و اثر کار اشتباه خود فرزنده.
رحمتی وسعت کل شئ
 
خداوند مهربان، بارها و بارها از طرق مختلف به ما هشدار داده که سراغ این چیزها نرید، وگرنه دچار عذاب میشید، و من دلم نمیخواد شما گرفتار عذاب بشید. و مراقب باشید به حرف شیطان گوش نکنید، چون اون خیرخواه شما نیست.
اما اگر ما مثل اون کودک سر به هوا، به حرف های خدا توجهی نکردیم و مرتکب گناهان شدیم، در واقع عذابی که در آخرت نصیبمون میشه، چیزی جز نتیجه ی عمل خود ما نیست، نه اینکه بعدا خدا بخواد ما رو تنبیه کنه‌.
در واقع، حقیقت گناه، همون عذاب و آتشه. اما ما تا زمانی که در این دنیا هستیم، این حقیقت رو نمی بینیم. وگرنه در همون زمانی که مرتکب گناه میشیم، در حقیقت در آخرت آتشی رو برای خودمون برپا کردیم. و این تفکر اشتباهه که فکر کنیم خدا بهشت و جهنمی آماده کرده، تا بعدا هر کسی کار خوب کرد، به عنوان پاداش بفرسته بهشت؛ و هر کسی هم گناه کرد، به عنوان تنبیه بفرسته جهنم. بلکه بهشت و جهنم، حاصل اعمال خود ماست.
 
 
قرآن کریم هم صریحا به این مساله اشاره کرده. از جمله در آیه ۵۴ سوره یس فرموده: «لاتُجزَونَ إلّا ما کنتم تعملون» (یعنی جزا داده نمیشوید، مگر همان اعمالی را که انجام داده اید.)
همچنین در آیه ۲۸ سوره جاثیه میفرماید: «الیوم تُجزون ما کنتم تعملون» (یعنی امروز[قیامت] همانچه را که انجام داده اید، جزا داده میشوید.)
نیز در آیه ۷ و ۸ سوره زلزال فرموده: «فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره. و من یعمل مثقال ذرة شرّا یره» (یعنی هر کس که به اندازه ی ذره ای کار خیر انجام داده باشد، آن را می بیند. و هر کس به اندازه ی ذره ای کار شر انجام داده باشد نیز آن را می بیند.) که در این دو آیه نیز به صراحت گفته شده که در آخرت، همین عملی که انجام داده ایم رو خواهیم دید(گفته شده آن را می بیند). یعنی عذاب و بهشت، صورت مخفی اعمال ماست، که در قیامت برای ما آشکار میشه.
 
 
با توجه به مطالب گفته شده، رحمت و دلسوزی خدا برای بندگان، بیش از پیش معلوم میشه. و اینکه خداوند نخواسته که ما دچار عذاب بشیم، و پیامبران و امامان و آیات خودش رو فرستاده تا راه صحیح رو بفهمیم و تذکر بگیریم. و البته در عین حال اختیار رو هم از ما نگرفته که به اجبار ما رو به اعمال نیک وادار کنه، چون اگر اختیاری در کار نباشه، رشد و ارتقاء هم بی معنی میشه.
و البته باید دقت داشت که انجام گناهان، به معنی حتمی شدن عذاب نیست؛ بلکه حتی در صورت انجام گناه هم خداوند راه جبران رو قرار داده، که همون توبه هست که باعث میشه حقیقت سوزاننده ی گناه، از بین بره، و رهایی از عذاب بدست بیاد.
و این راه توبه رو خداوند تا دم مرگ برای ما باز گذاشته، حتی اگر بارها و بارها گناه کرده باشیم.
امید به رحمت خدا
 
________________
نویسنده: عبدالمهدی
کپی و نشر مجاز است/ التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی

نظرات (۱۱)

  1. سلام.
    مثل همیشه عالی

    آقای عبدالمهدی
    میشه پستی در رابطه با توکل وایمان به خدا بزارید؟؟
    اگرهم نتونستید میشه دراین رابطه برام مطلب بزارید؟

  2. سلام جناب عبدالمهدی
    پاسخ سئوال اول رو خوندم
    آبی بود بر آتش واقعا
    الان تصمیم گرفتم نمازامو بخونم

    منتظرم تا جواب سایر سئوالاتم رو بدین
    ممنون و سپاسگزار شما هستم .
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم. بزرگوارید
      قطعا الآن یکی از بهترین پیامهای دوران مدیریتم در اینجا رو خوندم.
      این خبری که دادین، خیلی خوشحال کننده بود. و خدا رو شکر که تونستم نقش کوچکی در این تصمیم داشته باشم.

      یادم به پیام شما بود که باید تکمیل کنم، ولی متاسفانه هم یه مقدار این دو روز محدودیت وقت بود، و هم کمی کسالت داشتم.
      ان شاءالله تا فردا همینجا پاسخ بقیه رو مینویسم.

      _____
      اما بریم سراغ پاسخ بقیه موارد
      اون مورد دومی که گفتید حدیثی هست که اگر انسان مرتب توبه بشکنه به معنای مسخره کردن خداست؛ راستش این رو من بارها بین افراد دیدم که نقل میکنن.
      اما باید بگم تا جایی که من قبلا گشتم، اصلا همچین حدیثی وجود نداره! بلکه یه حدیث دیگه ای هست که مضمونش اینه که اگر کسی توبه کنه، ولی همچنان شوق گناه (یا قصد انجام گناه) در دلش باشه، خدا رو مسخره کرده.
      و این هم یک مساله ی طبیعیه. چون توبه به معنای پشیمانی از گناهه و اینکه انسان قصد انجام دوباره ی گناه رو نداشته باشه. حالا اگر کسی در ظاهر بگه خدایا پشیمونم، ولی توی دلش این باشه که دوباره برم اون گناه رو انجام بدم؛ خب همچین توبه ای ایراد داره.
      من فکر میکنم برخی افراد معنای این روایت رو بد متوجه شدن (یا حتی شاید یه جاهایی بد ترجمه کرده باشن) و اینطور برداشت شده که اگر کسی توبه کنه و باز دوباره بره همون گناه رو انجام بده، خدا رو مسخره کرده. در حالی که مقصود روایت این نیست. بلکه همون زمان توبه منظوره. یعنی در همون زمان انسان قصد انجام دوباره ی گناه رو نداشته باشه (چون توی دلش میخواد گناه کنه، ولی به زبون میگه پشیمونم. و این یعنی مسخره کردن)؛ ولی این مساله کاملا ممکنه اتفاق بیفته که فردی در یک زمانی از ته دل توبه کنه، ولی بعدا دوباره شوق گناه در دلش پیدا بشه و بره گناه کنه.

      حتی جا داره اینجا حدیثی از امام صادق(ع) رو هم بگم. البته دقیقش خاطرم نیست و کلیتش توی ذهنمه.
      یک باری امام در جمع اصحابشون گفتن یاران ما(یا تعبیر مشابهی) کسانی هستند که مرتکب گناه نشوند. یکی از اصحاب گفت کدام یک از ما هست که بتونه مرتکب گناهی نشه؟! حضرت در جواب فرمودند: به درستی که خداوند بنده ای را که زیاد گناه کند و زیاد توبه کند دوست دارد (یعنی فرد گرچه زیاد گناه کرده، امام هربار هم توبه میکنه از گناهش)

      ادامه دارد...
  3. سلام
    بله اقا عبدالمهدی انشالله فردا ، جبران کنم زحمات خوب شما رو و نائب الزیاره تمام دوستان و مدیران زحمت کش هستم
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام
      به امید خدا. چقدر عالی
      ممنونیم ازتون
    • پاسخ:

      دخترآفتاب
      خیلی ممنون از شما
  4. سلام آقای عبدالمهدی
    ممنون از پست خوبتون
    ببخشید شما کجایی هستید؟
    مشهد؟ یا قم؟
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم
      بنده ساکن مشهد هستم
  5. سلام
    بسیار ممنون از توضیح تون
    کلا در هر شرایطی بگیم

    «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ»

    استادی می فرمود :
    این آیه معنایش این نیست که با ذکر خدا دل آرام می گیرد
    این جمله یعنی خدا می گوید:
    جوری ساخته ام تو را که جز با یاد من آرام نگیری...!!
    تفاوت ظریفی است!
    اگر بیقراری؛
    اگر دلتنگی؛
    اگر دلگیری؛
    گیر کار آنجاست که هزار یاد،
    جز یاد او، در دلت جولان می‌دهد...



    راستی اقا عبدالمهدی به زودی زود میخوام بیام شهرتون خیییییلی خیییلی خوشحالم بلاخره داره نصیبم میشه
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم
      بله چقدر زیبا و درست گفتن.

      چقدررر خوب. خیییلی عالیه. ان شاءالله که توشه ی معنوی خیلی خوبی در کنار امام رضا(ع) کسب کنید.


      عه، من الآن بعد از جملات بالام، تازه شما رو شناختم
      واقعا خیلی خوشحال شدم که این زیارت داره نصیبتون میشه.
      و اتفاقا همین یکی دو روز پیش توی ذهنم بود گفتم انگار دیگه سر نمیزنید.
      واقعا خوشحال شدم. ان شاءالله سفر پر خیر و برکتی داشته باشین
  6. سلام پست خوبی بود
    ولی نمیدونم چرا همیشه تکیه من به عذاب الهی بوده
    مثلا این حدیثو بخونید

    کسانی که نماز را در اول وقت نمی‌خوانند نماز آنها را نفرین می‌کند و می‌گوید خدا تو را ضایع و خراب کند همان طور که تو مرا ضایع و خراب کردی

    چرا خدا و نماز باید فوری انسان رو نفرین کنند ؟؟؟
    این یعنی مهربان تر از مادر؟؟
    با کوچک ترین اشتباه نفرین بشی؟؟؟
    پس اگه نماز نخونی خدا چیکار میکنه؟
    همین مورد باعث میشه وقتی یه بار به هر علتی حتی عمدی نماز نخونم نمازای بعدی رو هم نخونم
    خدا که منو لعنت کرده به هر حال
    دیگه چه فرقی میکنه؟؟
    بیشتر وقتی عصبی میشم یا کسی مسخره ام میکنه برای نماز خوندنم نماز نمیخونم!
    که هیچ راهی هم براش پیدا نکردم!
    کاش شما یه راه داشته باشین.

    مشکل بعدی من هم یه حدیث دیگه هست که میگه هرکس مدام توبه بشکنه و دوباره توبه کنه خدا رو مسخره کرده
    با خودم میگم پس اگه دوباره توبه نکنم بهتره.
    کیه که از مسخره شدن خوشش بیاد ؟؟

    من میدونم خدا مهربونه ولی بیشتر ازش میترسم تا فک کنم مهربونه همیشه منتظرم بلایی سرم بیاره تا به اصطلاح دلش خنک بشه!

    ممکنه با پاسخ شما قانع بشم اما
    این حس فقط چند ساعت دوام داره و بعدش دوباره اتفاقات طوری پیش میره که مطمئنم میکنه خدا نه از من خوشش میاد نه تلاش های من براش مهمه؟؟

    کاش یه راهی بود آدم مطمئن شه خدا دوسش داره
    لطفا پیشنهاد ندید که لیستی از نعمت ها تهیه کنم چون چند بار سعی کردم ولی خیلی کم بودن اون قدر که نداشته ها بیشتر از داشته ها شد .
    کاش یه راهی هم برای این داشته باشین.

    همیشه پاسخ هایی که شما میدین میخونم خیلی خوب هستن
    حتی آخوندا هم تا این حد با تسلط نمیتونن دلیل و برهان بیارن
    شاید تنها دلیل پرسیدن این سئوالات همین باشه .
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام. خیلی ممنونم از شما، لطف دارین.
      و ممنونم بخاطر پرسیدن این سوالات زیبا، که شاید سوال دیگران هم باشه. که امیدوارم بتونم کمک کنم‌.

      اول در رابطه با اون حدیثی که نسبت به نماز نوشتید، که انسان رو نفرین میکنه.
      بذارید با مثال جوابتون رو بدم.
      شما بچه های کوچک رو دیدین که موقع غذا خوردن، با غذا بازی میکنن و یا کلی جلوی خودشون رو کثیف میکنن؟
      حالا فرض کنید شما سر سفره ای نشستید، و یه فرد متشخص و تحصیل کرده بیاد رفتاری مثل اون بچه ها انجام بده! در اینجا شما و دیگرانی که دارید این صحنه رو می بینید، چه عکس العملی نشون میدین؟ قطعا خیلی براتون عجیبه، و حداقل توی دلتون مسخره و توبیخش میکنید که این چه کاریه آدم گنده داره میکنه! چون اصلا همچین توقعی ازش ندارید.
      یا مثلا یک انسان عاقل و بالغ رو در نظر بگیرید که بیاد توی یه جمع رسمی، مسخره بازی دربیاره. قطعا این کار باعث ناراحتی بقیه میشه، تا جایی که شاید بهش پرخاش هم بکنن.
      حالا جریان ما با اعمال عبادی ای هم که انجام میدیم همینه‌. یعنی هر عملی رو باید با اون فردی که داره انجامش میده سنجید. مثلا همین که یه بچه ی ده دوازده ساله بیاد نماز بخونه، کلی هم تشویقش میکنن؛ گرچه نمازش رو غلط بخونه یا آخر وقت بخونه. اما برای یه فرد بزرگسال هم اگه قرار باشه نمازش رو بی نظم و غلط بخونه، مورد توبیخ قرار میگیره. چون توقع بیشتری ازش میره.
      مقصودم اینه که اینها سطح بندی داره. و در واقع یک اشتباه بزرگی که خیلی اوقات افراد دچارش میشن، اینه که همینطوری میرن سراغ روایات، و یه برداشتهای نادرستی این وسط صورت میگیره. در حالی که هر روایتی برای یک سطحی از مردم جامعه گفته شده.
      مثلا اینکه نماز بدون حضور قلب قبول نمیشه. خب آیا این برای همه است؟! مثالش مثل اینه که فرض کنید یه آقای خیلی محترمی هست(مثلا امام جماعت مسجد)، بعد یه آقایی به فرزندش میگه برو به این آقا سلام کن. خب همین که این فرزند بیاد یه سلام خشک و خالی هم کنه کلی ازش تعریف و تمجید میکنن. اما نسبت به خود پدر، توقع میره که خیلی محترمانه تر بیاد سلام و احوال پرسی کنه.
      طبق اینها، مثلا شمایی که هنوز عادت درستی به نماز ندارید، همین که بیایید و شروع کنید به نماز خوندن، خودش کلی موجب ارتقاء درجه تون نسبت به قبل میشه. یعنی شما باید ببینید الآن در چه درجه ای از حیث معنوی هستید، و نسبت به همون عمل کنید. همونطور که اگر بعدا در درجه ی بالاتری قرار گرفتید، این خیلی بده که بخواهید کم کاری کنید.
      مثل این که برخی علما هستن که اگر یک بار نماز شبشون قضا بشه، کلی استغفار میکنن. و درستش هم همینه. چون توی اون سطح، همین ترک عمل مستحبی، خودش خطای بزرگی محسوب میشه. ولی برای ماها همین که یه شبی بلند شیم نماز شب بخونیم، کلی هم جای افتخار داره.
      بالاخره هرچه انسان به قله نزدیک بشه، پس بدنش ورزیده تر شده و دیگه توقع نمیره که اونجا بخواد خطایی ازش سر بزنه. وگرنه بدجوری سقوط میکنه از اون بالا.
      حتی اگر به زمان صدر اسلام هم نگاه کنیم، دین هم همینطوری تدریجی اومده. یعنی در ابتدا که مردم نماز نمیخوندن، قطعا برای این مردم همچین چیزی نیست که گفته بشه اگر نمازتون رو تاخیر انداختید نفرین میشید. بلکه برای سطح اونها اینطوره که اگر شروع کنن به نماز خوندن، کلی ملائک میان دور و برشون رو میگیرن و به ازای هر تسبیح و ذکری، درختی توی بهشت براشون بوجود میاد.
      البته جا داره این رو هم بگم که ما نباید در همین سطح فعلی باقی بمونیم، بلکه باید به مرور خودمون رو رشد بدیم و بالا ببریم (چون قرار نیست همیشه مثل اون بچه باشیم!) که در همین رابطه هم بنده قبلا یه مطلبی به صورت تمثیل نوشتم، که اگر دوست داشتین مطالعه کنید.

      اینجا کلیک کنید👈 جام بین محله ای


      من فعلا فرصت شد تا این مقدار رو پاسخ بدم. تا همین مقدار رو ذخیره میکنم. ان شاءالله بعدا مجددا پاسخ بقیه رو مینویسم.
  7. ☆نیلوفران☆

    سلام...

    بسیارعالی💕
    چقدربه جابودآیاتی که استفاده شده دراین پست👌

    اینم بخونید:
    هر کس از هدایتم پیروی کند...
    نه گمراه می شود و نه تیره بخت...
    وهر کس از یاد من دل بگرداند... در حقیقت زندگی تنگ و سختی خواهد داشت...
    .
    .
    .
    ممنونم این روزهانیست خیلی پست می زارید...
    سایت ازحالت خشکی ویکنواختی دراومده واقعا:)

    سایه تون مستدام😇
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خیلی متشکرم
      و ممنون از شما که بطور مرتب مطالب رو دنبال میکنید.
      البته این پست گذاشتن ها رو مدیون دیگر مدیران هستم. چون مدتیه از مسئولیت هام توی سایت کناره گیری کردم، و کارها رو دیگر دوستان دارن پیش میبرن. من هم این مدته فرصت شده که بتونم پست بنویسم. البته شاید باورتون نشه که اینها و تعداد زیادی پست دیگه که هنوز ننوشتم، از ماه ها قبل مطلب کلی شون توی ذهنمه، ولی قبلا فرصتش نشده بود اصلا.
      ان شاءالله خدا توفیق بده بتونم همچنان تکمیل کنم.
  8. به نام خدا🌹
    صبا:
    باسلام خدمت شماودوستان عزیز.
    تشکر بابت تدوین این پست زیبا🙏

    خداوند در سوره یونس/ایه۴۴،به طور خیلی واضح گفته که"یقیناخداهیچ ستمی به مردم روانمیکند،ولی این مردم اند که به خویشتن ستم میکند".

    یاعلی مدد
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم
      و متشکر از شما بخاطر بیان و یادآوری این آیه ی زیبا
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      ممنون از شما
      موفق و عاقبت بخیر باشین
  9. سلام
    خسته نباشید
    جالب بود اما خدا نمیدونم چرا وقتی دعا خوب میکنی جواب نمیده یا خیلی دیر جواب میده
    ولی اگه دعا بد کنی به ثانیه نکشیده جوابت رو میده
    چرا این طوریه ؟
    چرا خدا به یکی اونقدر پول داده که نمیدونه با پول هاش چیکار کنع
    اما به یکی هیچی نداده و ندار نداره
    مگه خدا عادل نیست؟؟ این همیشه جز سوالاتم بوده هیچ وقت هم به جواب نرسیدم

    پ.ن : این یه سوال بود نه زندگی شخصی م !!
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، ممنونم از شما
      راستش مشابه این سوالات رو چند باری توی همین سایت به دوستان دیگه جواب بدم. و از خیلی قبل هم قصد داشتم پستی در مورد مساله ی استجابت دعا بنویسم، ولی متاسفانه فرصت نشده. چون یه مقدار هم طولانی میشه اگه بخواد کامل باشه، چون جنبه های مختلف داره.
      حالا من جوابها رو خلاصه میگم. اگر حل نشد، دوباره مطرح کنید که با ریزه کاری های بیشتر بنویسم.

      مورد اولی واقعا فکر نمیکنم اینطور باشه. البته منظورتون از خوب و بد نمیدونم دقیقا چیه، ولی احتمالا یه سری نمونه های خاص رو در نظر گرفتین که به این نتیجه رسیدین‌.
      به دو نکته دقت کنید:
      یکی اینکه چه بسا چیزهایی در نظر ما خوب باشه، ولی حقیقتا به ضرر ما باشه، و یا حکمتی داشته باشه که فعلا صلاح نیست رخ بده. و بالعکس ممکنه ما کارهایی رو به ضرر خودمون بدونیم و پیشمون ناپسند باشه، در حالی که خیر ما در اون هاست.
      و دوم اینکه دعا کردن شرایطی داره. گاهی ما شرایط دعا رو در نظر نمیگیریم. و یکی از مواردی که باید دقت بشه، اینه که ما ببینیم اصلا در چه شرایطی داریم دعا میکنیم؟ آیا خواست قلبی و عملی همراه با دعامون هست؟ یا اینکه فقط زبانی داریم دعا میکنیم؟

      اینها چارچوب کلی مساله ی استجابت دعاست. البته جا داره من برای هر موردی مثال بزنم تا بهتر واضح بشه. ولی فعلا همین مقدار نوشتم. اگر نیاز بود بیشتر توضیح میدم.


      نسبت به مورد دومی(عدالت خدا) هم دو نکته هست:
      اول اینکه ما نباید نگاهمون رو فقط محدود به این دنیا کنیم، و بعد بگیم چرا خداوند طبق عدالت برخورد نکرده. چون جهان محدود به دنیا نیست. بلکه باید کل مجموعه ی هستی رو در نظر بگیریم، که آخرت رو هم شامل میشه. و در مجموع دنیا و آخرت، قطعا خداوند به عدل رفتار میکنه، و کسانی که در این دنیا دچار رنج و کاستی بودن، در آخرت براشون جبران میشه. اما خود این دنیا ظرفیت این رو نداره که بخواد عدالت کامل درش اجرا بشه. چون از طرفی محدوده، و از طرفی خود انسانها به همدیگه ظلم میکنن. وگرنه اگر ظلم انسانها در کار نبود، اینقدر اختلاف هم نبود. و خدا هم حتی از انسانهای ظالم، اراده و اختیار رو نمیگیره. چون این دنیا محل آزمایشه.
      و نکته ی دوم همین که اتفاقا تمام این دارایی ها و فقرها روی حساب و کتابه. همونطور که خود خداوند فرموده من به این کافران نعمت دنیایی زیاد میدم، تا بیشتر غرق در گناه بشن، و به عبارتی به قدر همون یه ذره کارهای خوبشون، همین دنیا رو با خوشی بگذرونن، ولی در قیامت دیگه دچار عذاب و سختی میشن. یا مثلا به انسان فقیر، کم داده شده که صبرش بالا بره و اگه از این آزمایش سربلند بیرون بیاد، نعمتهای فراوان اخروی در انتظارشه.طوری که در روایت گفته شده همچین انسانی در آخرت آرزو میکنه که ای کاش در دنیا بیشتر سختی کشیده بودم، که اینجا بیشتر گیرم میومد. و یا گاهی خدا در این دنیا افراد رو دچار سختی میکنه تا به خودشون بیان و از گناه دوری کنند.
      چون توجه بشه که دنیا نسبت به آخرت تقریبا هیچ حساب میشه و خیلی ناچیزه. بنابر این نعمتها و رنجهای دنیایی هم در برابر آخرت خیلی ناچیزه.