اگر خدا مهربونه، چرا بنده هاش رو عذاب میکنه؟! :: مرکز نزدیکی به خدا
مرکز نزدیکی به خدا

خوش آمدید.

اینجا مرکز ترک تضمینی خودارضایی می باشد که متعلق به همه ی ماست.جایی واسه پیدا کردن خودمون برای بازگشت به آدم پاکی که بودیم و رهاش کردیم.

روش ترک تضمینی خودارضایی، پست ثابت وبلاگ هست.
اللهم عجل لولیک الفرج

بایگانی

اگر خدا مهربونه، چرا بنده هاش رو عذاب میکنه؟!

نکته های ناب

رحمت و عذاب خدا
 
مگه نمیگن خدا مهربونه؛ بنده هاش رو دوست داره؟
مگه نمیگن از مادر مهربون تره؟
پس چرا بنده هاش رو بخاطر گناهان عذاب میکنه؟! یه مادر که هیچوقت دلش نمیاد بچه اش رو عذاب کنه!
اول سوره های قرآن هم خدا خودش بارها گفته که رحمن و رحیمه. پس همچین خدایی چطور میتونه این بنده هایی که آفریده رو عذاب کنه؟😕
 
 
پاسخ را در ادامه مطلب بخوانید
 
 
هیچ شک و تردیدی در مهربانی و رحمت گسترده ی خداوند نیست. اما اینکه چرا بندگان به واسطه ی گناهانی که انجام میدن، عذاب میشن؛ با دقت در ساختار نظام عالم هستی میتونیم علتش رو متوجه بشیم.
 
نظام آفرینش بر پایه ی قوانینی شکل گرفته، که از منظر انسانی، انجام یک سری کارها موجب رشد و ارتقاء ما میشه، و انجام برخی کارها هم موجب انحطاط و تنزل ما میشه.
یعنی رابطه ی دقیق ما با اعمالی که انجام میدیم، تاثیرپذیریه. هرگونه عملی که از ما سر بزنه، موجب شکل گرفتن گِل وجودی ما میشه. و حقیقت وجود ما رو در نهایت همین اعمال رقم میزنن.
 
و اما در این بین، موضع خداوند به عنوان هدایتگر و راهنماست. یعنی خداوند نسبت به چیزهایی که موجب سقوط ما میشن، هشدار داده و اطلاع رسانی کرده، و گفته مبادا سراغ این کارها برید، وگرنه دچار عذاب میشید.
 
به بیان واضح تر اینطور نیست که خداوند کمین کرده باشه تا ما مرتکب هر گناهی که شدیم، در آخرت عذابمون کنه. درست مثل مادری که به بچه اش گفته مراقب باش موقع بازی چیزی رو نشکنی. و بعد هم بچه بزنه وسیله ای رو بشکنه، و بعدش مادر بگه حالا که دقت نکردی و به حرفم گوش نکردی، تنبیهت میکنم. نه، خداوند اینطور نیست!
بلکه مثَل خدا، مانند مادر دلسوزی میمونه که به کودکش میگه مراقب باش دست به بخاری نزنی، وگرنه دستت میسوزه. و بارها و بارها هم در این مورد به فرزندش هشدار میده. حالا اگر اون بچه بره و دست به بخاری بزنه، سوختن دستش، نتیجه و اثر کار اشتباه خود فرزنده.
رحمتی وسعت کل شئ
 
خداوند مهربان، بارها و بارها از طرق مختلف به ما هشدار داده که سراغ این چیزها نرید، وگرنه دچار عذاب میشید، و من دلم نمیخواد شما گرفتار عذاب بشید. و مراقب باشید به حرف شیطان گوش نکنید، چون اون خیرخواه شما نیست.
اما اگر ما مثل اون کودک سر به هوا، به حرف های خدا توجهی نکردیم و مرتکب گناهان شدیم، در واقع عذابی که در آخرت نصیبمون میشه، چیزی جز نتیجه ی عمل خود ما نیست، نه اینکه بعدا خدا بخواد ما رو تنبیه کنه‌.
در واقع، حقیقت گناه، همون عذاب و آتشه. اما ما تا زمانی که در این دنیا هستیم، این حقیقت رو نمی بینیم. وگرنه در همون زمانی که مرتکب گناه میشیم، در حقیقت در آخرت آتشی رو برای خودمون برپا کردیم. و این تفکر اشتباهه که فکر کنیم خدا بهشت و جهنمی آماده کرده، تا بعدا هر کسی کار خوب کرد، به عنوان پاداش بفرسته بهشت؛ و هر کسی هم گناه کرد، به عنوان تنبیه بفرسته جهنم. بلکه بهشت و جهنم، حاصل اعمال خود ماست.
 
 
قرآن کریم هم صریحا به این مساله اشاره کرده. از جمله در آیه ۵۴ سوره یس فرموده: «لاتُجزَونَ إلّا ما کنتم تعملون» (یعنی جزا داده نمیشوید، مگر همان اعمالی را که انجام داده اید.)
همچنین در آیه ۲۸ سوره جاثیه میفرماید: «الیوم تُجزون ما کنتم تعملون» (یعنی امروز[قیامت] همانچه را که انجام داده اید، جزا داده میشوید.)
نیز در آیه ۷ و ۸ سوره زلزال فرموده: «فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره. و من یعمل مثقال ذرة شرّا یره» (یعنی هر کس که به اندازه ی ذره ای کار خیر انجام داده باشد، آن را می بیند. و هر کس به اندازه ی ذره ای کار شر انجام داده باشد نیز آن را می بیند.) که در این دو آیه نیز به صراحت گفته شده که در آخرت، همین عملی که انجام داده ایم رو خواهیم دید(گفته شده آن را می بیند). یعنی عذاب و بهشت، صورت مخفی اعمال ماست، که در قیامت برای ما آشکار میشه.
 
 
با توجه به مطالب گفته شده، رحمت و دلسوزی خدا برای بندگان، بیش از پیش معلوم میشه. و اینکه خداوند نخواسته که ما دچار عذاب بشیم، و پیامبران و امامان و آیات خودش رو فرستاده تا راه صحیح رو بفهمیم و تذکر بگیریم. و البته در عین حال اختیار رو هم از ما نگرفته که به اجبار ما رو به اعمال نیک وادار کنه، چون اگر اختیاری در کار نباشه، رشد و ارتقاء هم بی معنی میشه.
و البته باید دقت داشت که انجام گناهان، به معنی حتمی شدن عذاب نیست؛ بلکه حتی در صورت انجام گناه هم خداوند راه جبران رو قرار داده، که همون توبه هست که باعث میشه حقیقت سوزاننده ی گناه، از بین بره، و رهایی از عذاب بدست بیاد.
و این راه توبه رو خداوند تا دم مرگ برای ما باز گذاشته، حتی اگر بارها و بارها گناه کرده باشیم.
امید به رحمت خدا
 
________________
نویسنده: عبدالمهدی
کپی و نشر مجاز است/ التماس دعا

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

نظرات (۱۸)

  1. میگن در روز قیامت رحمت خداوند اینقدر گسترده هست. که شیطان هم طمع میکنه و میگه منم میخام 
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      خواهش میکنم، نظر لطفتونه
  2. به آقای عبدالمهدی
    سلام
    راستش داشتم به این فک میکردم که اگه انسان انس بگیره باخداو
    به قول شما نسبت به خدا عشق و محبت داشته باشیم لازمه همون مقدار هم ترس از خدا داشته باشه

    قطعا هم باید از خدا ترسید چون خالق و مسلط به همه چیز

    درکل میخام بگم اگه عشق ومحبتمون باخدا خیلی بیشتر ازاین باشه که از خدا ترس داشته باشیم
    این اشکالی داره؟

    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام
      اتفاقا اصل کار همون عشق و محبت به خداست. و همینه که باید بیش از همه چیز باشه در وجود انسان.
      امیرالمومنین(ع) روایت جالبی دارند نسبت به خدا، که فرمودند: خدایا من تو را به طمع بهشتت عبادت نمیکنم، و از ترس عذابت هم عبادت نمیکنم. بلکه تو را شایسته ی عبادت یافتم، پس بندگی ات را کردم.

      و ترس، همونطور که گفتم باید از اعمال خودمون باشه
      البته!
      این چیزی که شما میگید، معنای دقیق ترش، همون خشیت هست که اون باید نسبت به خدا باشه. یعنی همین که گفتید خدا مسلط به همه چیزه و عظمت و بزرگی داره. این باید موجب خشیت بشه، نه ترس از خدا. چون خدا که ظالم نیست که بخواد از قدرتش علیه ما استفاده کنه. بلکه رابطه ی انسان مومن با خدا، مثل کودکی میمونه که دستش توی دست پدرشه و دیگه خیالش بابت همه چیز راحته که پدرش حمایتش میکنه.
      اما در عین حال انسان وقتی اون مقام عظمت و بزرگی و سیطره ی خداوند رو می بینه، و از طرفی ضعف و ناچیزی خودش رو نگاه میکنه؛ خودبخود مقابل همچین خدایی به سجده ی خاکساری میفته. و این همون خشوع و خشیته، که مثلا در نماز هم گفته شده انسان این حالت رو در مقابل پروردگار داشته باشه.

      اگر سراغ قرآن هم بریم، جاهایی از کلمه ی ترس از خدا استفاده شده که به اعمال خود فرد برمیگرده که مبادا دچار معصیت بشه.
      مثلا آیه «قل انی أخاف إن عصیت ربی عذاب یوم عظیم» یعنی ای پیامبر بگو من از عذاب روز بزرگ میترسم، اگر پروردگارم را معصیت کنم.
      یا مثلا در جریان هابیل و قابیل، هابیل به برادرش میگه اگر تو بخواهی مرا بکشی، من تو را نخواهم کشت چون انی اخاف الله رب العالمین (من از خدای جهانیان میترسم). در اینجا هم اگر دقت کنید پای یک معصیت (قتل برادر) در میانه که گفته من از خدا میترسم.
      و نمونه های مشابه دیگه در قرآن.
      اما در همین قرآن در مورد خشیت اینطور گفته شده: انما یخشی الله من عباده العلماء یعنی همانا این علما هستند که نسبت به پروردگارشان خشیت دارند.
      پس می بینیم که خشیت به عنوان یک امر مطلوب جلوه داده شده، که انسانهای عالم میتونن به این مقام برسند. و در هر حالی نیکوست.
      چون خشیت برمیگرده به همون عظمت همیشگی خدا، و پیامبر و ائمه هم بسیار این حالت رو نسبت به خدا داشتند. و البته وقتی انسان این حالت رو داشت، باعث میشه که حواسش به خودش باشه. مثل این میمونه که شما رفتید در محضر یک انسان بزرگی (مثلا مرجع تقلیدتون)، خب وقتی شما بزرگی اون فرد رو می بینید، در مقابلش به خودتون اجازه نمیدید که هر کاری کنید و خیلی با ادب حضور پیدا میکنید. و البته نسبت به اون فرد، محبت هم دارید.

      یعنی این حالت خشیت داشتن، هیچ منافاتی با عشق و محبت داشتن به خدا نداره. مثل همین مثالی که زدم.
      ولی همونطور که گفتم عشق و محبت به خدا هرچقدر هم که زیاد باشه، نه تنها بد نیست بلکه بسیار هم عالیه. و حتی در عرفان، اساس پیمودن مسیر الهی رو همین عشق به خدا میدونند.
  3. به نیلو
    ممنون ابجی که وقت گذاشتی جوابمو دادی 🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷

    چشم دیگه هم ازاین شکلک 😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅😅
    واین😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥😥
    استفاده نمیکنم😂😂😂
  4. ☆نیلوفران☆

    تنهاباخدا؟
    سلام...
    من جواب سوالتومیدم...
    ان شاءالله به وقتش آقاعبدالمهدی هم جواب میدن...

    سوال(1)
    اگرگناهیو برای همیشه ترک کنیم...
    مطمئن باش خدامی بخشه:)
    چون خودش گفته بدی های آنان رابه نیکی تبدیل می کنم...

    اگرحق الله باشه خدابزرگترازاین حرفاست که بخوادحالمون بگیره هم تواین دنیا هم تواون دنیا💕


    اگرحق الناس باشه خدانمی گذره مگراینکه طرفو راضی کنی...

    حالایه جاهایی خوندم که بعضی وقتاخود خدا هم واسطه میشه:)
    ای جان چه خدای مهربانی💕
    .
    .
    .
    سوال(2)
    فقط میتونم بگم که نترسیدن ازخداخودش زمینه سازگناهانه✔✔✔

    پس بهتره ازخدابترسیم تابندگان خدا...
    ترس ازخدابدنیست:)
    هرچی ازخدابیشتربترسیم به همان اندازه درمقابل بندگانش شجاع👌

    تنهاباخدا؟
    چقدرزشته این ایموجی😅
    ازش استفاده نکن دیگه❌
    همینطوراین😥
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      ممنووون🙏
  5. سلام
    ممنون ازشما آقای عبدالمهدی
    یه جورایی جوابمو پیداکردم

    دوتا سوال دیگه دارم😅

    1-وقتی انسان مرتکب گناه میشه
    وتوبه میکنه.ایابخاطر اون گناه
    مجازات میشه چه دراین دنیا چه در اون دنیا؟


    2-اگه اون جوری که باید و شاید از خدا ترس نداشته باشیم این گناه محسوب میشه؟
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم
      خانم نیلوفران زحمت کشیدن و پاسخها رو نوشتن.
      بنده هم جهت خالی نبودن عریضه یه مقدار مینویسم.

      ۱. بستگی داره چطور گناهی باشه، و همچنین اینکه چطور توبه ای کنه
      البته شما درمورد مجازات و مکافات عمل پرسیدید، ولی من از دو جنبه توضیح میدم.
      گناهان میتونن دو جنبه داشته باشن: یک اثر تکلیفی، و یک اثر وضعی
      اثر تکلیفی همون جنبه ی گناه بودنشه که موجب عذاب اخروی میشه. و اثر وضعی مربوط به تاثیرش در این دنیاست.
      به عنوان مثال کسی که شراب بخوره، هم گناه کرده و مستحق عذاب میشه، و هم با این عمل، مست میشه. حالا اگر توبه کنه، اون عذاب ازش برداشته میشه، ولی مستی (که اثر وضعی هست) سر جاش هست.
      سایر گناهان هم به همین شکله. انسان اگر توبه کنه، دیگه هیچ مجازاتی براش اتفاق نمیفته، ولی گاهی اون اثرات وضعی هنوز هست. که البته این اثرات، عذاب و عقوبت گناه نیستن، بلکه اثر طبیعی اون عمله. به عنوان مثال کسی میره ارتباط نامشروع با جنس مخالف برقرار میکنه و بقیه هم میفهمن. خب اگر توبه کنه، خدا میبخشه و عذابی هم براش در کار نیست، ولی بالاخره اینها جبران آبروش یا جبران مجازاتی که مثلا قاضی توی این دنیا براش در نظر میگیره نمیشه. (گرچه با انابه به درگاه خدا، شاید فرد بتونه براش معجزه رخ بده و از شر این مسائل هم در امان بمونه)

      یک نکته هم برمیگرده به توبه، که آیا کامل هست یا نه
      در واقع همون مطلبیه که خواهرمون نیلوفران خانم گفتن. که آیا اون مساله، حق الناسه یا حق الله؟ اگر حق الناس باشه، توبه ی حقیقی به اینه که انسان اون حق الناس رو جبران کنه. و اینطوری سایه ی شوم اون گناه کاملا ازش برداشته میشه.


      ۲. در مورد سوال دوم، من اول این فکر رو تصحیح کنم که ترس حقیقی ما باید از اعمال خودمون باشه، نه از خدا. یعنی ترس از خدا هم در واقع بخاطر اعمال خودمونه، که قاعدتا منظور شما هم باید همین باشه.
      ولی من این حرف رو زدم که بگم بهترین حالت اینه که نسبت به خدا عشق و محبت داشته باشیم.
      ولی در کل نه، ترس نداشتن گناه محسوب نمیشه.

      اما من یه چیزی بگم
      توی مسائل خالق و بنده، برای خودمون چارچوب گناه و ثواب و واجب و حرام رو قرار ندیم. اینها مال احکامه، و باید هم باشه که مردم چارچوب دستشون بیاد. اما ما یه سطحی بالاتر از این داریم. که اون هم بحث مقام عبودیت و بندگیه. توی این دایره، هرچی انسان بتونه خودش رو به خدا نزدیکتر کنه، سود کرده. و هرچه کم بذاره، ضرر کرده. و به همین خاطر هم به روز قیامت میگن یوم الحسرة (روز حسرت). چه انسان نیکوکار و چه انسان گنهکار حسرت میخوره. چون هر کسی می بینه یه مقام بالاتر هست. انسانها افرادی مثل پیامبر(ص) رو می بینن که چقدر به خدا نزدیکه و هر کسی حسرت اون مقام رو میخوره.
      توی روایت هم هست: انما القلوب ثلاثة: قلبٌ مشغولٌ بالدنیا، و قلب مشغول بالعقبیٰ، و قلب مشغول بالمولا
      همانا قلبها سه گونه اند: قلبی که مشغول به دنیاست، قلبی که مشغول به عقبا و آخرت است، و قلبی که مشغول به مولا (خداوند) است.
      قطعا قلب مشغول به آخرت هیچ گناهی نکرده، اما قلب مشغول به مولا یه چیز دیگه است. و اگه از این مقام تنزل کنه، خودش رو گنهکار میدونه.

      صحبتم طولانی شد. چون سوال مختصر بود، نمیدونم چه چیزی باعث ایجاد این سوال در ذهنتون شده بود؛ ولی من فکر کردم گفتن این نکات مناسب باشه.
  6. سلام.
    مثل همیشه عالی

    آقای عبدالمهدی
    میشه پستی در رابطه با توکل وایمان به خدا بزارید؟؟
    اگرهم نتونستید میشه دراین رابطه برام مطلب بزارید؟

    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خیلی ممنونم
      مطلب زیر فکر میکنم در این زمینه خوب باشه. البته اگر از جهتی خاصی مد نظرتون هست، مجددا بگید که مطلب دیگه ای معرفی کنم یا بنویسم

  7. سلام جناب عبدالمهدی
    پاسخ سئوال اول رو خوندم
    آبی بود بر آتش واقعا
    الان تصمیم گرفتم نمازامو بخونم

    منتظرم تا جواب سایر سئوالاتم رو بدین
    ممنون و سپاسگزار شما هستم .
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم. بزرگوارید
      قطعا الآن یکی از بهترین پیامهای دوران مدیریتم در اینجا رو خوندم.
      این خبری که دادین، خیلی خوشحال کننده بود. و خدا رو شکر که تونستم نقش کوچکی در این تصمیم داشته باشم.

      یادم به پیام شما بود که باید تکمیل کنم، ولی متاسفانه هم یه مقدار این دو روز محدودیت وقت بود، و هم کمی کسالت داشتم.
      ان شاءالله تا فردا همینجا پاسخ بقیه رو مینویسم.

      _____
      اما بریم سراغ پاسخ بقیه موارد
      اون مورد دومی که گفتید حدیثی هست که اگر انسان مرتب توبه بشکنه به معنای مسخره کردن خداست؛ راستش این رو من بارها بین افراد دیدم که نقل میکنن.
      اما باید بگم تا جایی که من قبلا گشتم، اصلا همچین حدیثی وجود نداره! بلکه یه حدیث دیگه ای هست که مضمونش اینه که اگر کسی توبه کنه، ولی همچنان شوق گناه (یا قصد انجام گناه) در دلش باشه، خدا رو مسخره کرده.
      و این هم یک مساله ی طبیعیه. چون توبه به معنای پشیمانی از گناهه و اینکه انسان قصد انجام دوباره ی گناه رو نداشته باشه. حالا اگر کسی در ظاهر بگه خدایا پشیمونم، ولی توی دلش این باشه که دوباره برم اون گناه رو انجام بدم؛ خب همچین توبه ای ایراد داره.
      من فکر میکنم برخی افراد معنای این روایت رو بد متوجه شدن (یا حتی شاید یه جاهایی بد ترجمه کرده باشن) و اینطور برداشت شده که اگر کسی توبه کنه و باز دوباره بره همون گناه رو انجام بده، خدا رو مسخره کرده. در حالی که مقصود روایت این نیست. بلکه همون زمان توبه منظوره. یعنی در همون زمان انسان قصد انجام دوباره ی گناه رو نداشته باشه (چون توی دلش میخواد گناه کنه، ولی به زبون میگه پشیمونم. و این یعنی مسخره کردن)؛ ولی این مساله کاملا ممکنه اتفاق بیفته که فردی در یک زمانی از ته دل توبه کنه، ولی بعدا دوباره شوق گناه در دلش پیدا بشه و بره گناه کنه.

      حتی جا داره اینجا حدیثی از امام صادق(ع) رو هم بگم. البته دقیقش خاطرم نیست و کلیتش توی ذهنمه.
      یک باری امام در جمع اصحابشون گفتن یاران ما(یا تعبیر مشابهی) کسانی هستند که مرتکب گناه نشوند. یکی از اصحاب گفت کدام یک از ما هست که بتونه مرتکب گناهی نشه؟! حضرت در جواب فرمودند: به درستی که خداوند بنده ای را که زیاد گناه کند و زیاد توبه کند دوست دارد (یعنی فرد گرچه زیاد گناه کرده، امام هربار هم توبه میکنه از گناهش)


      نسبت به اینکه گفتید حستون به خدا خوب نیست، من فکر میکنم یه بخشی از اینها بخاطر غلط منتقل شدن یه سری مطالبه، که نمونه هاش همینهایی بود که صحبت کردیم. یعنی وقتی خدا بد معرفی بشه، خب انسان هم از چیز بد معلومه که خوشش نمیاد. نمونه اش همین پستی که بنده نوشتم. اگه آدم فکر کنه خدا همش قراره عذابش کنه، چه حسی پیدا میکنه؟ ولی وقتی بفهمه حقیقت عذاب اصلا مجازات و تنبیه نیست، خیلی نگاهش عوض میشه.
      و البته یه بخشی از این حس هم بخاطر اتفاقاتیه که در طول زندگی برای انسان میفته، و چون انسان اینها رو بطور بدی تحلیل میکنه، دچار این حس غلط میشه. مثلا آدم می بینه دچار مشکل میشه، یا فلانجا کارش جور نمیشه. میگه ببین خدا داره حالمو میگیره. یا می بینه داره مورد ظلم واقع میشه، میگه پس این چه عدالتیه که خدا داره؟ چرا به ظالمها اینقدر داده، ولی به ما قدرت و امکانات نداده؟
      در حالی که اینها تحلیل های اشتباه خود فرده، و اگر درست نگاه کنه خیلی راحت مسائل حل میشه. البته هر کدوم از اینها مفصله اگه من بخوام بگم تصویر صحیحش چیه. آدم باید هر فکر اینچنینی داره، بره با کسی که وارده مطرح کنه تا ببینه جواب چیه (مثل همین مورد نماز که شما مطرح کردین). ولی من فقط یک نکته ی کلیدی بگم، که توی خیلی مسائل راهگشاست.
      اون هم اینکه خدا انسان رو به همراه اختیار آفریده تا بتونه خودش انتخاب کنه و رشد کنه. و این انتخابهای انسان هستن که بهش ارزش میده. وگرنه شما یک آدمی رو فرض کنید که کار خاصی هم نمیکنه، ولی خدا همینجوری از در و دیوار بهش نعمت میده و کمکش میکنه. خوب همچین آدمی همچین درجه و مقام خاصی پیدا نمیکنه. چون اصلا سختی نکشیده که روحش پرورش پیدا کنه. و اینکه خدا میذاره بنده هاش توی چاله چوله های زندگی بیفتن، دلیلش همینه.

      و در همین زمینه هم پیشنهاد میکنم اگه توی پیام رسانها عضو هستید، عضو کانال آقای پناهیان بشید. ایشون مطالب خوبی در این زمینه ها میگن، که کلیپهاشون اونجا گذاشته میشه. البته سایت هم دارن.


      در رابطه با شمردن نعمتها هم من اصلا نمیخواستم واردش بشم و چیزی بگم؛ اما چون خودتون گفتید، باید بگم که نگاه ما به نعمتها نباید سطحی باشه. ما متاسفانه نعمتها رو بصورت مقایسه ای می بینیم نه حقیقی.
      یعنی مثلا من میگم من که فلان خونه و ماشین رو ندارم. پس این نعمتم کمه. من که فلان بیماری رو دارم، پس نعمت سلامتی که بقیه دارن رو من ندارم. و....
      اما این شیوه غلطه که من داشته ها رو نبینم، ولی بیام نداشته ها رو لیست کنم.
      خب داشته های من چیه؟
      من میگم اولین و مهمترینش! همین نعمت وجوده. همین که من هستم، وجود دارم. حتی نمیگم اینکه نفس میکشم. چون نفس کشیدن یه چیز جداست. اصل وجود من خودش بزرگترین نعمته، که هر لحظه هم خدا داره این نعمت رو به من میده. اینطوری نیست که خدا یه موقعی ما رو آفریده و دیگه تمام. بلکه اگر یک لحظه بهمون وجود رو افاضه نکنه، نابود میشیم. نه اینکه میمیریم، نه. نابود میشیم کلا.
      خوب واقعا این خودش چیز کمیه که خدا لحظه به لحظه وجود ما رو نگه داشته؟ که اگر همین وجود نبود اصلا من نبودم که حالا بخوام به خدا اعتراض کنم یا ازش تعریف کنم.
      بعد از اون تازه میرسیم سراغ نعمتهای دیگه. همین که میتونم فکر کنم، میتونم حرف بزنم، میتونم حرکت کنم، میتونم بشنوم، بخندم، گریه کنم، ببینم، راه برم، غذا بخورم، اینکه وقتی غذا میخورم سیر بشم نه اینکه هنوز حس گرسنگی کنم، و..... هزاران هزار نعمت دیگه که اینقدر ما رو فرا گرفته که اصلا به چشممون نمیاد.
      در حالی که اگه فقط یه دونه از اینها نباشه، کل زندگیمون بهم میریزه. کافیه فکرمون مختل بشه، بعدش باید بریم گوشه تیمارستان. یا مثلا کافیه وقتی آب میخوریم، برامون رفع عطش نکنه. اینم خودش یه بیماریه که برخی بهش دچار میشن. نعمت که فقط پول و خونه و امکانات نیست.
      ماها پیش از این اصلا نبودیم. هیچ بودیم. اما حالا که خدا بهمون هستی داده و کلی نعمت ریز و درشت برامون فراهم کرده، طلبکار هم میشیم که خدایا پس چرا اون یکی نعمت دیگه رو ندادی؟! در حالی که اتفاقا این محرومیتهایی که دچارش هستیم، معمولا به خدا برنمیگرده و دلیلش یا خودمون و یا انسانهای اطرافمون هستن (که خود توضیح این مفصله)


      با توجه به اینها امیدوارم پاسخ سوالات رو داده باشم.
      آهان، یک مورد هم درمورد نماز گفته بودید که اگر کسی مسخره کنه، باعث میشه نخونید. که فکر میکنم عمده راهش این باشه که فکر خودتون رو ارتقا بدید. یعنی به این توان فکری برسید که حرف دیگران براتون مهم نباشه. متاسفانه این مشکل فراگیره که افراد نگاهشون به حرف بقیه است و از خودشون ایدئولوژی مستقل ندارن. در حالی که ما باید با صلابت باشیم و وقتی میدونیم کاری درسته، بدون در نظر گرفتن حرف و عکس العمل دیگران، اون کار رو انجام بدیم. سعی کنید این حس رو به خودتون تلقین کنید که حرف چهارتا آدم دیگه اصلا براتون مهم نباشه. وگرنه که مردم حرف زیاد میزنن. که معمولا هم افرادی که خودشون دچار خودکم بینی هستن، برای اینکه روی نقاط ضعف خودشون سرپوش بذارن، شروع میکنن به ایراد گرفتن و مسخره کردن دیگران.
      و اگه هم از شما ضعف ببینن بیشتر از این کارها میکنن. بذارید بفهمن این چیزها برای شما مهم نیست. و اتفاقا مثلا اگه کسی مسخره کرد، شما بجای اینکه خجالت بکشید، بگید خودت چرا نماز نمیخونی؟
      اینطوری بعدا کمتر جرأت میکنه چنین کاری کنه.

      امیدوارم موفق و سلامت باشین
  8. سلام
    بله اقا عبدالمهدی انشالله فردا ، جبران کنم زحمات خوب شما رو و نائب الزیاره تمام دوستان و مدیران زحمت کش هستم
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام
      به امید خدا. چقدر عالی
      ممنونیم ازتون
    • پاسخ:

      دخترآفتاب
      خیلی ممنون از شما
  9. سلام آقای عبدالمهدی
    ممنون از پست خوبتون
    ببخشید شما کجایی هستید؟
    مشهد؟ یا قم؟
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم
      بنده ساکن مشهد هستم
  10. سلام
    بسیار ممنون از توضیح تون
    کلا در هر شرایطی بگیم

    «أَلا بِذِکرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ»

    استادی می فرمود :
    این آیه معنایش این نیست که با ذکر خدا دل آرام می گیرد
    این جمله یعنی خدا می گوید:
    جوری ساخته ام تو را که جز با یاد من آرام نگیری...!!
    تفاوت ظریفی است!
    اگر بیقراری؛
    اگر دلتنگی؛
    اگر دلگیری؛
    گیر کار آنجاست که هزار یاد،
    جز یاد او، در دلت جولان می‌دهد...



    راستی اقا عبدالمهدی به زودی زود میخوام بیام شهرتون خیییییلی خیییلی خوشحالم بلاخره داره نصیبم میشه
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم
      بله چقدر زیبا و درست گفتن.

      چقدررر خوب. خیییلی عالیه. ان شاءالله که توشه ی معنوی خیلی خوبی در کنار امام رضا(ع) کسب کنید.


      عه، من الآن بعد از جملات بالام، تازه شما رو شناختم
      واقعا خیلی خوشحال شدم که این زیارت داره نصیبتون میشه.
      و اتفاقا همین یکی دو روز پیش توی ذهنم بود گفتم انگار دیگه سر نمیزنید.
      واقعا خوشحال شدم. ان شاءالله سفر پر خیر و برکتی داشته باشین
  11. سلام پست خوبی بود
    ولی نمیدونم چرا همیشه تکیه من به عذاب الهی بوده
    مثلا این حدیثو بخونید

    کسانی که نماز را در اول وقت نمی‌خوانند نماز آنها را نفرین می‌کند و می‌گوید خدا تو را ضایع و خراب کند همان طور که تو مرا ضایع و خراب کردی

    چرا خدا و نماز باید فوری انسان رو نفرین کنند ؟؟؟
    این یعنی مهربان تر از مادر؟؟
    با کوچک ترین اشتباه نفرین بشی؟؟؟
    پس اگه نماز نخونی خدا چیکار میکنه؟
    همین مورد باعث میشه وقتی یه بار به هر علتی حتی عمدی نماز نخونم نمازای بعدی رو هم نخونم
    خدا که منو لعنت کرده به هر حال
    دیگه چه فرقی میکنه؟؟
    بیشتر وقتی عصبی میشم یا کسی مسخره ام میکنه برای نماز خوندنم نماز نمیخونم!
    که هیچ راهی هم براش پیدا نکردم!
    کاش شما یه راه داشته باشین.

    مشکل بعدی من هم یه حدیث دیگه هست که میگه هرکس مدام توبه بشکنه و دوباره توبه کنه خدا رو مسخره کرده
    با خودم میگم پس اگه دوباره توبه نکنم بهتره.
    کیه که از مسخره شدن خوشش بیاد ؟؟

    من میدونم خدا مهربونه ولی بیشتر ازش میترسم تا فک کنم مهربونه همیشه منتظرم بلایی سرم بیاره تا به اصطلاح دلش خنک بشه!

    ممکنه با پاسخ شما قانع بشم اما
    این حس فقط چند ساعت دوام داره و بعدش دوباره اتفاقات طوری پیش میره که مطمئنم میکنه خدا نه از من خوشش میاد نه تلاش های من براش مهمه؟؟

    کاش یه راهی بود آدم مطمئن شه خدا دوسش داره
    لطفا پیشنهاد ندید که لیستی از نعمت ها تهیه کنم چون چند بار سعی کردم ولی خیلی کم بودن اون قدر که نداشته ها بیشتر از داشته ها شد .
    کاش یه راهی هم برای این داشته باشین.

    همیشه پاسخ هایی که شما میدین میخونم خیلی خوب هستن
    حتی آخوندا هم تا این حد با تسلط نمیتونن دلیل و برهان بیارن
    شاید تنها دلیل پرسیدن این سئوالات همین باشه .
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام. خیلی ممنونم از شما، لطف دارین.
      و ممنونم بخاطر پرسیدن این سوالات زیبا، که شاید سوال دیگران هم باشه. که امیدوارم بتونم کمک کنم‌.

      اول در رابطه با اون حدیثی که نسبت به نماز نوشتید، که انسان رو نفرین میکنه.
      بذارید با مثال جوابتون رو بدم.
      شما بچه های کوچک رو دیدین که موقع غذا خوردن، با غذا بازی میکنن و یا کلی جلوی خودشون رو کثیف میکنن؟
      حالا فرض کنید شما سر سفره ای نشستید، و یه فرد متشخص و تحصیل کرده بیاد رفتاری مثل اون بچه ها انجام بده! در اینجا شما و دیگرانی که دارید این صحنه رو می بینید، چه عکس العملی نشون میدین؟ قطعا خیلی براتون عجیبه، و حداقل توی دلتون مسخره و توبیخش میکنید که این چه کاریه آدم گنده داره میکنه! چون اصلا همچین توقعی ازش ندارید.
      یا مثلا یک انسان عاقل و بالغ رو در نظر بگیرید که بیاد توی یه جمع رسمی، مسخره بازی دربیاره. قطعا این کار باعث ناراحتی بقیه میشه، تا جایی که شاید بهش پرخاش هم بکنن.
      حالا جریان ما با اعمال عبادی ای هم که انجام میدیم همینه‌. یعنی هر عملی رو باید با اون فردی که داره انجامش میده سنجید. مثلا همین که یه بچه ی ده دوازده ساله بیاد نماز بخونه، کلی هم تشویقش میکنن؛ گرچه نمازش رو غلط بخونه یا آخر وقت بخونه. اما برای یه فرد بزرگسال هم اگه قرار باشه نمازش رو بی نظم و غلط بخونه، مورد توبیخ قرار میگیره. چون توقع بیشتری ازش میره.
      مقصودم اینه که اینها سطح بندی داره. و در واقع یک اشتباه بزرگی که خیلی اوقات افراد دچارش میشن، اینه که همینطوری میرن سراغ روایات، و یه برداشتهای نادرستی این وسط صورت میگیره. در حالی که هر روایتی برای یک سطحی از مردم جامعه گفته شده.
      مثلا اینکه نماز بدون حضور قلب قبول نمیشه. خب آیا این برای همه است؟! مثالش مثل اینه که فرض کنید یه آقای خیلی محترمی هست(مثلا امام جماعت مسجد)، بعد یه آقایی به فرزندش میگه برو به این آقا سلام کن. خب همین که این فرزند بیاد یه سلام خشک و خالی هم کنه کلی ازش تعریف و تمجید میکنن. اما نسبت به خود پدر، توقع میره که خیلی محترمانه تر بیاد سلام و احوال پرسی کنه.
      طبق اینها، مثلا شمایی که هنوز عادت درستی به نماز ندارید، همین که بیایید و شروع کنید به نماز خوندن، خودش کلی موجب ارتقاء درجه تون نسبت به قبل میشه. یعنی شما باید ببینید الآن در چه درجه ای از حیث معنوی هستید، و نسبت به همون عمل کنید. همونطور که اگر بعدا در درجه ی بالاتری قرار گرفتید، این خیلی بده که بخواهید کم کاری کنید.
      مثل این که برخی علما هستن که اگر یک بار نماز شبشون قضا بشه، کلی استغفار میکنن. و درستش هم همینه. چون توی اون سطح، همین ترک عمل مستحبی، خودش خطای بزرگی محسوب میشه. ولی برای ماها همین که یه شبی بلند شیم نماز شب بخونیم، کلی هم جای افتخار داره.
      بالاخره هرچه انسان به قله نزدیک بشه، پس بدنش ورزیده تر شده و دیگه توقع نمیره که اونجا بخواد خطایی ازش سر بزنه. وگرنه بدجوری سقوط میکنه از اون بالا.
      حتی اگر به زمان صدر اسلام هم نگاه کنیم، دین هم همینطوری تدریجی اومده. یعنی در ابتدا که مردم نماز نمیخوندن، قطعا برای این مردم همچین چیزی نیست که گفته بشه اگر نمازتون رو تاخیر انداختید نفرین میشید. بلکه برای سطح اونها اینطوره که اگر شروع کنن به نماز خوندن، کلی ملائک میان دور و برشون رو میگیرن و به ازای هر تسبیح و ذکری، درختی توی بهشت براشون بوجود میاد.
      البته جا داره این رو هم بگم که ما نباید در همین سطح فعلی باقی بمونیم، بلکه باید به مرور خودمون رو رشد بدیم و بالا ببریم (چون قرار نیست همیشه مثل اون بچه باشیم!) که در همین رابطه هم بنده قبلا یه مطلبی به صورت تمثیل نوشتم، که اگر دوست داشتین مطالعه کنید.

      اینجا کلیک کنید👈 جام بین محله ای


      من فعلا فرصت شد تا این مقدار رو پاسخ بدم. تا همین مقدار رو ذخیره میکنم. ان شاءالله بعدا مجددا پاسخ بقیه رو مینویسم.
  12. ☆نیلوفران☆

    سلام...

    بسیارعالی💕
    چقدربه جابودآیاتی که استفاده شده دراین پست👌

    اینم بخونید:
    هر کس از هدایتم پیروی کند...
    نه گمراه می شود و نه تیره بخت...
    وهر کس از یاد من دل بگرداند... در حقیقت زندگی تنگ و سختی خواهد داشت...
    .
    .
    .
    ممنونم این روزهانیست خیلی پست می زارید...
    سایت ازحالت خشکی ویکنواختی دراومده واقعا:)

    سایه تون مستدام😇
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خیلی متشکرم
      و ممنون از شما که بطور مرتب مطالب رو دنبال میکنید.
      البته این پست گذاشتن ها رو مدیون دیگر مدیران هستم. چون مدتیه از مسئولیت هام توی سایت کناره گیری کردم، و کارها رو دیگر دوستان دارن پیش میبرن. من هم این مدته فرصت شده که بتونم پست بنویسم. البته شاید باورتون نشه که اینها و تعداد زیادی پست دیگه که هنوز ننوشتم، از ماه ها قبل مطلب کلی شون توی ذهنمه، ولی قبلا فرصتش نشده بود اصلا.
      ان شاءالله خدا توفیق بده بتونم همچنان تکمیل کنم.
  13. به نام خدا🌹
    صبا:
    باسلام خدمت شماودوستان عزیز.
    تشکر بابت تدوین این پست زیبا🙏

    خداوند در سوره یونس/ایه۴۴،به طور خیلی واضح گفته که"یقیناخداهیچ ستمی به مردم روانمیکند،ولی این مردم اند که به خویشتن ستم میکند".

    یاعلی مدد
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، خواهش میکنم
      و متشکر از شما بخاطر بیان و یادآوری این آیه ی زیبا
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      ممنون از شما
      موفق و عاقبت بخیر باشین
  14. سلام
    خسته نباشید
    جالب بود اما خدا نمیدونم چرا وقتی دعا خوب میکنی جواب نمیده یا خیلی دیر جواب میده
    ولی اگه دعا بد کنی به ثانیه نکشیده جوابت رو میده
    چرا این طوریه ؟
    چرا خدا به یکی اونقدر پول داده که نمیدونه با پول هاش چیکار کنع
    اما به یکی هیچی نداده و ندار نداره
    مگه خدا عادل نیست؟؟ این همیشه جز سوالاتم بوده هیچ وقت هم به جواب نرسیدم

    پ.ن : این یه سوال بود نه زندگی شخصی م !!
    • پاسخ:

      عبدالمهدی:
      سلام، ممنونم از شما
      راستش مشابه این سوالات رو چند باری توی همین سایت به دوستان دیگه جواب بدم. و از خیلی قبل هم قصد داشتم پستی در مورد مساله ی استجابت دعا بنویسم، ولی متاسفانه فرصت نشده. چون یه مقدار هم طولانی میشه اگه بخواد کامل باشه، چون جنبه های مختلف داره.
      حالا من جوابها رو خلاصه میگم. اگر حل نشد، دوباره مطرح کنید که با ریزه کاری های بیشتر بنویسم.

      مورد اولی واقعا فکر نمیکنم اینطور باشه. البته منظورتون از خوب و بد نمیدونم دقیقا چیه، ولی احتمالا یه سری نمونه های خاص رو در نظر گرفتین که به این نتیجه رسیدین‌.
      به دو نکته دقت کنید:
      یکی اینکه چه بسا چیزهایی در نظر ما خوب باشه، ولی حقیقتا به ضرر ما باشه، و یا حکمتی داشته باشه که فعلا صلاح نیست رخ بده. و بالعکس ممکنه ما کارهایی رو به ضرر خودمون بدونیم و پیشمون ناپسند باشه، در حالی که خیر ما در اون هاست.
      و دوم اینکه دعا کردن شرایطی داره. گاهی ما شرایط دعا رو در نظر نمیگیریم. و یکی از مواردی که باید دقت بشه، اینه که ما ببینیم اصلا در چه شرایطی داریم دعا میکنیم؟ آیا خواست قلبی و عملی همراه با دعامون هست؟ یا اینکه فقط زبانی داریم دعا میکنیم؟

      اینها چارچوب کلی مساله ی استجابت دعاست. البته جا داره من برای هر موردی مثال بزنم تا بهتر واضح بشه. ولی فعلا همین مقدار نوشتم. اگر نیاز بود بیشتر توضیح میدم.


      نسبت به مورد دومی(عدالت خدا) هم دو نکته هست:
      اول اینکه ما نباید نگاهمون رو فقط محدود به این دنیا کنیم، و بعد بگیم چرا خداوند طبق عدالت برخورد نکرده. چون جهان محدود به دنیا نیست. بلکه باید کل مجموعه ی هستی رو در نظر بگیریم، که آخرت رو هم شامل میشه. و در مجموع دنیا و آخرت، قطعا خداوند به عدل رفتار میکنه، و کسانی که در این دنیا دچار رنج و کاستی بودن، در آخرت براشون جبران میشه. اما خود این دنیا ظرفیت این رو نداره که بخواد عدالت کامل درش اجرا بشه. چون از طرفی محدوده، و از طرفی خود انسانها به همدیگه ظلم میکنن. وگرنه اگر ظلم انسانها در کار نبود، اینقدر اختلاف هم نبود. و خدا هم حتی از انسانهای ظالم، اراده و اختیار رو نمیگیره. چون این دنیا محل آزمایشه.
      و نکته ی دوم همین که اتفاقا تمام این دارایی ها و فقرها روی حساب و کتابه. همونطور که خود خداوند فرموده من به این کافران نعمت دنیایی زیاد میدم، تا بیشتر غرق در گناه بشن، و به عبارتی به قدر همون یه ذره کارهای خوبشون، همین دنیا رو با خوشی بگذرونن، ولی در قیامت دیگه دچار عذاب و سختی میشن. یا مثلا به انسان فقیر، کم داده شده که صبرش بالا بره و اگه از این آزمایش سربلند بیرون بیاد، نعمتهای فراوان اخروی در انتظارشه.طوری که در روایت گفته شده همچین انسانی در آخرت آرزو میکنه که ای کاش در دنیا بیشتر سختی کشیده بودم، که اینجا بیشتر گیرم میومد. و یا گاهی خدا در این دنیا افراد رو دچار سختی میکنه تا به خودشون بیان و از گناه دوری کنند.
      چون توجه بشه که دنیا نسبت به آخرت تقریبا هیچ حساب میشه و خیلی ناچیزه. بنابر این نعمتها و رنجهای دنیایی هم در برابر آخرت خیلی ناچیزه.